آدم غصه می خورد که شهید ناشناخته می ماند و جانباز متلک می شنود

سخنان حجت الاسلام ماندگاری در محفل یاد شهدای هیئت انصار المهدی(عج):
 
آدم غصه می خورد که شهید ناشناخته می ماند و جانباز هزار متلک می شنود که خانه دادند و زمین دادند و ... اصلا همه امتیازهای گفته و ناگفته، داده و نداده مال شما، آیا حاضرید یک دست شما قطع شود؟ حاضرید تا پای تان را از دست بدهید؟ این ها را

حجت الاسلام مهدی ماندگاری با گریه می گفت و جمعیت را هم می گریاند، او که درباره «رزق مجلس شهید» سخن می گفت ، به سخن یک همسر شهید از زبان دخترش هم اشاره کرد؛ وقتی پدر شهید شد، مادر در خانه را بست و گفت: این خانه دیگر بابا ندارد، اما راه بابا را باید ادامه دهیم. این خطیب سپس به فهرست «رزق مجلس شهید » پرداخت و «حسرت» را از رزق های مهم برشمرد و گفت: وقتی انسان با شهادت، خود را به کاروان سیدالشهدا(ع) می رساند، حسرت برانگیزهم می شود، مخصوصا برای ماهایی که می خواستیم ، تصاویر ما هم در کنار شهدا قاب شود، وقتی رفیق دیروز و همسنگر دیروز، امروز با السلام علیک یا اولیاءا... و السلام علیک یا اصفیاءا... خوانده می شود و ما را دست از آن حریم کوتاه است. حجت الاسلام ماندگاری، «غصه خوردن» را دیگر «رزق مجلس شهید» برشمرد و گفت همان طور که غصه می خوریم که چرا مردم قدر رسول ا... (ص) و امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و ... را ندانستند ، غصه می خوریم که محل بوسه پیامبر(ص)، محل بوسه بود نه سیلی و چکمه، حالا هم غصه می خوریم که شهدا و راهشان ناشناخته می ماند، غصه می خوریم وقتی تازه مسلمان آلمانی گفت: من اسلام را و تشیع را از شهدای شما دارم اما برخی از ما شهدا را نمی شناسیم. غصه می خوریم وقتی شهدای ما باعث بیداری مردم جهان می شوند و امروز ۱۰ میلیون نفر از مردم نیجریه به برکت شهدا شیعه شده اند اما برخی از ما به خواب رفته ایم. وی سپس «اتمام حجت» را دیگر «رزق مجلس شهید» برشمرد و گفت: شهدا برای ما اتمام حجت بودند و هستند. آنان با رفتن خود، با گرفتن اولویت های زندگی از ولایت، حجت را تمام کردند و ما خود نمی توانیم، برای همراه نشدن با ولایت بهانه بیاوریم. وی افزود: شهدا با اولویت دادن به محبت ولایت، راه را نشان دادند و این محبت با محبت ماهواره و ... جمع نمی شود. ماندگاری تاکید کرد هر کس می خواهد روسپید دو دنیا باشد باید به شهدا اقتدا کند. این رزمنده دیروز و خطیب امروز «التماس» را چهارمین «رزق مجلس شهید» دانست و گفت: شهدا، با التماس به حضرت حق، به همه چیز رسیدند. وی برگی از خاطرات جبهه را هم بازگو کرد که وقتی رزمنده نوجوان و کوچک اندامی را در جبهه دیدند و پرسیدند چطور آمدی؟ گفت با التماس پیش فرماندهان. گفتند چطور گلوله را در جای توپ می گذاری؟ گفت این هم با التماس... گفتند؛ می خواهی شهید شوی؟ گفت: برای شهادت که خیلی باید التماس کرد! او التماس کرد و روز بعد پاره های بدنش را جمع کردند. پیش از سخنرانی حجت الاسلام ماندگاری هم دوستان شهید به خاطره گویی از شهید محمدرضا ماندگاری که محفل به یاد او برپا شده بود، پرداختند. حاج حسین افخمی، از شهدای مسجدالجواد گفت و از محمدرضا که گل سرسبد بود، حاج حبیب ماندگاری ، دیگر برادر شهید هم از راز برادر گفت که ؛ محمدرضا می خواست مفقود الاثر شود و مثل خیلی دیگر از شهدا، آنان می خواستند نامی از آن ها نماند، آنان جاودانگی را در نام مانای «شهید» می جستند. در این مراسم نورانی، چند قطعه فیلم درباره عملیات پیروز کربلای ۵ و نیز وصیت نامه شهید پخش شد که مورد استقبال چشمان بارانی حاضران قرار گرفت....

خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1392/11/01 شماره انتشار 18604 /صفحه۵/فرهنگی

/ 0 نظر / 84 بازدید