بازهم امر به معروف و نهي از منكر

 
نيت كردم و گفتم اگر عمري باشد و توفيقي، بازهم درباره «امر به معروف و نهي از منكر» خواهم نوشت، اين را آخر يادداشت «امربه معروف با كدام تعريف؟» هم نوشتم و پس از آن هم تماس هاي قابل توجهي داشتم كه بحث ادامه پيدا كند و زواياي بحث بازشكافته شود تا مبادا دايره گسترده اين واجب الهي به باريكي موي دختركان و نازكي روسري آن ها و پوشش پسران، خلاصه شود. من هم معتقدم نبايد اين باشد بلكه بايد از ظرفيت وسيع اين واجب الهي براي اصلاح جامعه در همه سطوح بهره گيريم از آينه شدن براي مومنان در تعريف المومن مرات المومن تا خيرخواهي و نصيحت حاكمان براي امر به معروف و نهي از منكر در ساحت حاكميت.
چنان كه در بازفهمي چرايي نهضت حسيني هم به اين مسئله مي رسيم كه اصلاح خواهي حسيني همه جامعه را در بر مي گيرد و «لطلب الاصلاح في امت جدي» امام حسين عليه السلام، هم ناظر به جامعه و امت است و هم ناظر به حكومت كه در راس آن دروغي به نام يزيد خود را خليفه رسول الله مي خواند، هرچند خودش هم مي داند دروغ است واصولا به وحي و نبوت و رسالت اعتقادي ندارد تا خليفه او باشد... امام پاي در راه گذاشت تا امت بي دليل راه نباشد و افراد نتوانند گمراهي خويش را پشت ماجراي بي راهنمايي توجيه كنند و... آن روزها گذشت، اما امروز هست و چنان كه نماز و روزه واجب است امر به معروف و نهي از منكر هم واجب است درهمه ابعاد آن من معتقدم از حيث حكومتي، بايد حاكمان كوه را مانند باشند كه باران را بپذيرند در خويش و خويش را با آن مانوس كنند تا فردا روز در قالب چشمه به مردم عرضه و حيات آفريني كنند نه اين كه فقط باران را ازخويش عبور دهند تا به شكل سيل در دامنه ها، همه چيز را به ويراني كشد.
به ديگر عبارت مسئولان بايد خود را به شايستگي ها مسلح كنند تا بتوانند با كلمات و برنامه هاي خود چشمه هاي اصلاح و صلاح به جامعه هديه كنند و الا كلام آن ها هم نقش  بر هوا خواهد بود و به هيچ گرفته خواهد شد، اگر كلام كسي را خداوند اثرگذار مي كند، به اين دليل است كه او خود اثر پذيرفته است از خداوند و مظهر ظهور شئون او شده است و الا چرا در كلام بسيار ديگرمان خبري از اثر نيست پس شايسته است «چنان بشويم كه مي نماييم» تا كلاممان اول در خودمان و بعد در جامعه اثر بگذارد، اگر چنين نيستيم لااقل چنان بنماييم كه هستيم تا ديگران را سرگردان نكنيم. گذشته از اين هركس به فراخور توش و توان و مسئوليت خويش بايد زمينه را براي عملياتي شدن امر به معروف و نهي از منكر فراهم كند و مسئولان براي اين كار بايد پيش قدم شوند و از نقد خويش استقبال كنند و منتقد و آمر به معروف و ناهي از منكر را مامور الهي اصلاح خود بدانند نه دشمن خويش.
بايد پذيراي عامل نقدها باشند و هزينه امر به معروف و نهي از منكر را چنان پايين بياورند كه فرد عادي وعامي چون صاحب اين قلم هم در برابرشان چنان كه مولا علي مي فرمايد بدون لكنت زبان سخن بگويد و بدون هراس واژه ها را كنار هم بچيند. بايد بپذيرند كه ورود به ساحت قدرت و پذيرش مسئوليت، آن ها را در خانه شيشه اي مي نشاند كه به جد بايد مراقب گفتار و كردار خود باشند و از ديگر سو بايد امر به معروف و نهي از منكر مثل نفس كشيدن براي مردم باشد چه به واقع هم همين است.
جامعه بدون امر به معروف و نهي از منكر، جامعه مرده است، پس براي جلوگيري از مرگ جامعه بايد مردم را به امر به معروف و نهي از منكر واداشت و به يادشان آورد كه بايد آينه هم باشند و بدانند بدون آينه كسي ضعف خود را نمي بيند تا براي اصلاح آن اقدام كند پس بايد نقد و امر به معروف كرد چه جامعه بدون امر به معروف، جامعه مرده است و از مرده هم اميد زندگي نشايد. پس براي زندگي بايد هزينه پرداخت و هزينه پذيرفت، يعني اگر در امر به معروف و نهي از منكر و انتقاد حتي اگر مقداري از آن وارد هم نباشد بايد شنيد بي آن كه با گوينده اش برخورد شود. چه اگر بر سر كسي كه قصد نصب آينه را فراروي ما دارد سنگ بزنيم، از كار خود دست خواهد كشيد و ... قصد شمارش مصاديق هم نداريم كه شناخت مصداق هاي معروف و منكر، كار دشواري نيست. دشواري كار جايي است كه بايد آن را گفت و بايد آن را پذيرفت والا كيست كه نداند دروغ بد است و از مسئولان بدتر؛ كيست كه نداند، عدالت خوب است و از مسئولان خوب تر؟ كيست كه نداند مهرباني زيباست و از مسئولان زيباتر؟ كيست كه نداند خلاف قانون رفتاركردن، رانت خواري كردن و ... زشت است و گناه و كيست كه نداند همه را به يك چشم ديدن نيكوست و ...
همه خوبي و بدي را مي دانيم اما به گاه عمل است كه مشخص مي شود چقدر مومنيم و چراغ قرمز و سبز قانون را رعايت مي كنيم و ... همين! (ص-۲)

/ 0 نظر / 95 بازدید