سلامت از دست رفته!

سیاه و سفید(۲۴۲)

 

 از عیادت مریض آمده و متاثر بود، هم به معنای ناراحت و هم به معنای اثرپذیرفته. می گفت: عجیب است آدمی زاده تا وقتی نعمتی را در اختیار دارد، قدرش را نمی داند، اما وقتی از دست رفت، یا حتی موقتی توان استفاده از آن را نداشته باشد، می فهمد، چه گوهر گران سنگی را در اختیار داشته و اکنون از دست داده است. او مثال می زد که همین چانه، همین حرف زدن و توان مکالمه، واقعا قیمتی است.

قیمتی تر از آن چه تصور می کنیم. این را زمانی بیشتر درک کردم که خویشاوند ما در یک تصادف دچار مشکل شد و حالا باید از راه بینی با شیلنگ اندک مایعاتی به او برسانند که با مشکل مواجه نشود. حالا بماند که بیمار چقدر درد می کشد و ناراحتی که نمی تواند حرف بزند. این شهروند نکته سنج می گفت وقتی بیمار قلم به دست گرفت تا پاسخ یک پرسش را بنویسد، آتش گرفتم برای او که جوان بود و سوختم در حسرت این که ما قدر نعمت ها را نمی دانیم و ارزش سلامتی را درک نمی کنیم. درست می گفت او و من یاد این حدیث از زبان معصوم(ع) افتادم که می فرماید: «نعمتان مجهولتان، الصحة و الامان» با این معنا که «دو نعمت (بزرگ) است که قدرش ناشناخته می ماند و آن «سلامت» و «امنیت» است.» که متاسفانه تا از دست نرود، نخواهیم فهمید چه می کنیم با آن. حال آن که اگر ما را چشمی بصیر بود و فهمی بلوغ یافته، مدام شاکر نعمت های خدا بودیم و از آن جا که شکر نعمت باید از جنس نعمت باشد، قدردان «حضرت منعم»، شکرانه نعمت سلامت را با تلاش برای ارتقای سلامت جسمی و جانی آحاد جامعه به جا می آوردیم.در حوزه بهداشت و درمان و نیز در حوزه بهداشت اخلاقی می کوشیدیم هم خود به سلامت رسیم و سلامت خویش را نگه داریم و هم جامعه را به سلامت برسانیم و حافظ سلامت آن شویم. چنان که در حوزه امنیت نیز هم باید به تولید امنیت همت کنیم و هم در مقابل امنیت سوزان و امنیت ستیزان تمام قد بایستیم. این شکر نعمت سلامت و امنیت است و در این حوزه تنها دستان را به آسمان بردن و به زبان دعا کردن با همه زیبایی هایش، چاره کار نیست بلکه زبان و دل و دست را باید یکپارچه به کار گرفت تا کار انجام شود. پس بیاییم، با رعایت بهداشت و مراقبت در برابر بیماری ها، جسم خود را پاک نگه داریم و در برابر آلودگی ها، روح و روانمان را، تا جسم سالم روح سالم را هم در خویش داشته باشد. این دو که شکل بگیرد، امنیت هم ارتقا می یابد چرا که آن جا آتش به خرمن امنیت می افتد که آحاد جامعه اگر جسمی سالم و توانمند داشته باشند، روح و جان شان بیمار باشد.

اصلا امنیت ستیزان، بیماردلان جامعه هستند که چون جسم سالمی دارند نه خود به فکر درمان می افتند و نه دیگران فوریت درمانشان را درک می کنند. نتیجه می شود این که قدرت بازو و توان جسمی فرد در راه زورگیری، سرقت، آدم ربایی، جنایت و... به کار گرفته می شود و گوهری ارزشمند جامعه، که همان امنیت باشد را زیر پا می گذارد. بگذریم دوست ما که از عیادت بیمار  آمده بود معتقد بود باید قدر سلامت را دانست، باید نعمت های خداوندی را شاکر بود... آری باید چنین بود!

 خراسان/دوشنبه۱۱مرداد۱۳۸۹شماره۱۷۶۱۳/صفحه۸/خانواده و سلامت

/ 0 نظر / 95 بازدید