شهید فرزندش را سرباز اسلام می خواست

روایتی از محفل یاد شهیدان حسینی فیاض

 فرزندم را، سرباز اسلام بار بیاورید. این از آخرین جملاتی است که در وصیت نامه شهید والامقام سید کاظم حسینی فیاض، به آرزو نشسته است. او از همسر خود می خواهد پسرش را که به یاد جاودانه عموی شهیدش، جعفر نام گرفته است، چونان او بپرورد، پرتلاش و شجاع و حق جو و مجاهد. گویی کاظم به دنبال علمداری می گردد که پس از خود پرچم را، علم را، به او تحویل دهد، هرچند جعفر آرمیده در قنداق باشد، پس وصیت می کند او را شجاع پرورش دهید، آگاه و توانمند، مثل عمویش تا سرباز اسلام باشد، او قبل از این فراز، پدر و مادرش را هم به صبر فرا خوانده است تا در شهادت او که دومین شهید خانواده خواهد بود و در غربت برادرش عباس که اسیر بعثی هاست، صبوری را به اوج برساند و قبل از این اما، مردم را به همراهی امام خوانده بود... برای من اما همان فراز آخر خیلی مهم بود که شهید، ادامه راه را نشان می دهد؛ پسرم را سرباز اسلام بار بیاورید. گویی می داند و می خواهد خط جهاد در نسل او جاودانه باشد. آری شهید سید کاظم حسینی فیاض که از فرماندهان گردان الحدید لشکر ۲۱ امام رضا بود، گویی ما را دور هم جمع کرده بود، تا پس از سال ها به مرور خاطراتی بنشینیم که محورش فیض وجود این سید عاشق بود. خاطره گویی ها، روزهای خطر و مردانگی را پیش چشم می آورد، تا «شاه تقی» از عملیات عاشورای میمک بگوید که کاظم یکی از نقش آفرینانش بود، عملیاتی که ۹۰درصد شهدایش، سر نداشتند و هر که عباس نام داشت، با پیشوند «شهید عباس» جاودانه شد، شاه تقی این را هم گفت که آهنگران که قبل از عملیات آمده بود، در میان مداحی اش گفت، هر که عباس نام دارد التماس دعا، عملیات عاشورا در پیش است و ... شاه تقی، این را هم گفت که کاظم، در این عملیات به فهم شهادت رسید و در عملیات قادر به انتخاب شهادت. در این محفل نورانی، سید غلامرضا هاشمی، داوطلب و هادی نعمتی از فرماندهان دفاع مقدس به سخن پرداختند و از ویژگی های شهید حسینی فیاض گفتند از عزمی که در جهاد داشت و از نگاه تربیتی که او را در چشم همه عزیز می کرد، هاشمی او را شخصیتی سازمان یافته و هدایتگر خواند و داوطلب، شهید را فرماندهی دانست که سخت ترین محورها را با موفقیت فتح می کرد.نعمتی هم سخن را به کلام رمزگونه شهید کشاند که گفته بود «من با شما برنمی گردم» و این را هم افزود که آن روز حرفش را نفهمیدم، حداکثر با خودم گفتم انگار خبر شهادت را الهام گرفته است، اما بعد از شهادت او و این که جنازه اش بعد از ۷ سال برگشت فهمیدم «من با شما برنمی گردم» یعنی چه. فهمیدم، او «فهمیده» بود، آن چه را که باید. در ادامه این جلسه، مادر شهیدان حسینی فیاض، از فرزندانش گفت و از راز عارفانه زنده بودن شهیدان براساس نص آیات قرآن. او گفت: کاظم قبل از آخرین ماموریت که پس از شهادت جعفر بود، به راز زنده بودن شهید، درباره خود و برادرش، پی برد و پی زندگی جاودانه راهی عرصه جهاد و شهادت شد. مادر محکم و استوار از فرزندانش گفت و من در کلام او ترجمان آیه قرآن را می خواندم که خداوند نوید ظهور قومی را می دهد، که بر صراط مستقیم استوار قدمند و از ملامت ملامتگران نمی هراسند. حجت الاسلام والمسلمین صفری، روحانی رزمنده روزگار دفاع مقدس که به گفته فرمانده گردان الحدید در دفاع مقدس «انسانی انسان ساز» است، به مقام شهید در کلام خدا پرداخت و جایگاه خونین قباها را در سپهر هستی بیان کرد. او جبهه رفتن را، از شهید گفتن را «توفیق» دانست که برخی ها از آن محروم ماندند و زیان دیدند. وی سپس به روضه حضرت عباس پرداخت که بزرگ شهداست. چشم ها به باران نشست، اشک از دل ها جوشید و ... من همچنان در فراز آخر وصیتنامه شهید مانده ام که پسرش را سرباز اسلام می خواست، سرباز تراز اسلام و ایران اسلامی ...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1393/06/23 شماره انتشار 18784/صفحه5/فرهنگی

/ 0 نظر / 87 بازدید