لب تشنه ام از غدیر آبم بدهید

 

گویی پر از سیب سرخ بود

خاکی که به طهارت غدیر شده بود

و بوی بهشت می آمد

از دیاری که

انتخاب شده بود

تا در پرتو ولایت حق

مردمان را به بهشت بخواند...

یا ایها الرسول

راکه جبرئیل ندا داد

«بلغ  ما انزل الیک من ربک»

را که خواند

لب های پیامبر

- به شوق و تکلیف-

شکفت

آی رفتگان باز گردید

آی در راه ماندگان برسید

این جا غدیر است

غدیر خم

برکه ای که از دریا

رفع عطش می کند

آی جهاز اشتران

برهم بچینید

تا بلندترین منبر تاریخ شکل بگیرد

که بلندترین پیغام تاریخ

را منبری چنین بلند باید...

رفتگان باز آمدند

رسیدگان ماندند

و در راه ماندگان رسیدند

و چشم شدند همه

به حقیقتی که از لبان پیامبر(ص) می بارید

و جان شستند

در زلالی از کلمات

که برای رفع عطش تاریخ

از چشمه لبان رسول ا... می جوشید

من کنت مولاه

فهذا علی مولاه...

و امامت در امتداد رسالت

جاری شد...

و دست های پیامبر

راهی آسمان شد

«الهد اللهم وال من والاه

و عاد من عاداه...»

و چشم های پیامبر خندید

به یوسفانه ترین تبسم

در شکوه جذبه ای که

کفر را به ایمان می رساند

و ایمان را به خدا...

الیوم یئس الذین کفروا من دینکم...

راکه جبرائیل

- به شوق-

خواند

غدیر آغاز راهی شد

که مردمان را

- از هر سو که می رفتند-

از هر راهی که بردند

سرانجام به بهشت می رساند

بهشت رحمت خداوندی

که دعای مستجاب پیامبر

هنوز جاری است

اللهم وال من والاه

و عاد من عاداه

وانصر من نصره

واخذل من خذله...

دعا جاری است

و باز مرا و تو را و ما را

به غدیر می خواند

به یاری علی

این بار وفا کنیم

و بمانیم با علی...

  خراسان جنوبی - مورخ یکشنبه 1393/07/20 شماره انتشار 18807/صفحه اول و 2/اخبار

/ 0 نظر / 88 بازدید