عاقل اسیرِ "گذشته" نمی شود

ضرب المثلی است که می گوید خوابیده را می توان بیدار کرد اما کسی که خود را به خواب زده است را هرگز نمی توان بیدار کرد. درست و دقیق هم هست. خوابیده را به ندایی، به تکانی می شود به بیداری کشاند اما کسی که خود را به خواب زده هی از این پهلو به آن پلو خواهد شد، خرناس را هم چاشنی کار خواهد کرد تا به شما اثبات کند که خوابِ خواب است. این قصه را می توان در ماجرای افرادی که آگاهانه نمی خواهند تو را بفهمند هم می شود دید. یادم هست جایی خواندم در این باره که؛ هنگامی که کسی آگاهانه تورا نمی فهمد خودت را برای توجیه او خسته نکن. نتیجه هم ندارد. برای کسی می توان با توضیح، تنویر امور کرد که نداند و بخواهد که به دانستن برسد اما کسی که آگاهانه تغافل می کند مثل همان پلک در هم کشیده بیداری است که نمی خواهد چشم بگشاید. هزینه کردن وقت و صرف انرژی و توضیح دادن، چاره کار نیست. سکوت و تنها سکوت است که این جا باید جای جواب بنشیند. خیر این کار این است که -حداقل- انرژی هدر نمی شود. خودت را خسته نمی کنی بلکه توانت را ذخیره می کنی برای زمان و افرادی که قصد دانستن دارند و پرسش ها شان می تواند با جواب یافتن، به روشنایی ذهن شان بیانجامد. پس التفات باید داشت به این نکته ظریف و باید مان که توجه کنیم و توجه دهیم که برای رسیدن به آرامش در زندگی، برآنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد، آنچه ریخت، حسرت نباید نخورد. که این جز ضرر هیچ نتیجه ای ندارد. "ما مضی، مضی" که باز در ضرب المثل عرب ها نشسته و در فرهنگ شان نوشته شده است هم بازگو گر همین واقعیت راهبردی است که گذشته را باید وانهاد چه هیچ گذشته ای دوباره حال نشده است و بهترین بهره همان عبرت آموزی است و گذشتن از آن. کسانی که در حسرت گذشته می نشینند، توان برخاستن خود را می فرسایند و آنان که دل شان در حسرت پاره های شکسته یک کالاست، نمی توانند پاره های دل خود را جمع کنند و پیوند زنند. به آنچه نشد، نباید اندیشید که شده های فراوان را باید دید. نیمه های پر لیوان زندگی را که زیستن را پر از امید و انرژی مثبت می کند. هیچ کس از حسرت و غصه خوردن نتوانسته است به موفقیتی برسد که در قصه ها بنویسند. تنها کسانی به قله های توفیق راه یافته و به سرای سعادت بار یافته اند که ارزش زمان و قیمت انرژی را درک کرده و با استفاده از فرصت ها به توفیق رسیده اند. این که در لسان مولا علی(ع) می خوانیم : الفرصه تمر مر السحاب فقط به گذرا بودن فرصت نظر ندارد بلکه می توان از ضرورت بارور شدن فرصت ها هم سخن گفت. همان طور که ابر پرباران حیات آفرین است، فرصت های بارور شده نیز، زندگی ساز است. پس در گذشته نمانیم و بدانیم که بلخی شکست ها می تواند پل پیروزی باشد و درست گفته اند که؛ در زندگی، اگر تلخی نبود، شیرینی بی معنا می شد. قاعده درک شیرینی ها هم گذر از تلخی ها و زیر پا نهادن حسرت هاست.....


ب / شماره 4221 /  یکشنبه 8 تیر 1399 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/990408.pdf


/ 0 نظر / 1017 بازدید