سنت عشق و سوگواری آفتاب

 

 

نگاهی به مراسم سنتی عزاداری در نوغاب و افضل آباد
عزاداری های سنتی در محرم، خود "سنت عشق" است و "رسم دلدادگی" ولی افسوس که گذر زمان و درگذشت بزرگان گاه آن سنت های نیک را به حاشیه می برد.ذکرهای پرمعنا و مفهومی که عاشقان اباعبدا... سینه به سینه منتقل کرده اند امروز کمتر سینه ای می یابد تا امانت را به او بسپارد چرا که امروز، شکل جدید عزاداری دارد جا را برای عزاداری سنتی تنگ می کند طبل ها و سازها و... راه روستاها را هم پیش گرفته است.

هر چند هنوز هستند روستاهایی که مراسم خاص خود را دارند و نه صدای طبل در آن شنیده میشود و نه چیز دیگر بلکه عشق در آن جا به روایت سنتی تلاوت می شود.

از جمله این روستاها، دو روستای نوغاب و افضل آباد است از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند در استان خراسان جنوبی.

در این روستا با حلول ماه محرم جامه ها سیاه می شوند و چشم ها بارانی،مردم شب ها در مساجد به برپایی مراسم می پردازند و سخنرانان و مداحان به بیان فضایل اهل بیت می پردازند، ذکری که شب های اول بیشتر دل را هوایی می کند این ابیات است که با لحن خاص آن منطقه خوانده می شود:

محرم آمد و آمد محرم

تمام قدسیان بگرفته ماتم...

بگریید ای عزاداران بگریید

بر آن شاهنشاه و یاران بگریید...

و به نوایی دیگر:

کو حسینم کو حسینم

کو حسین نور دو عینم

کو حسین ماه مدینه

کو حسین باب سکینه

***

و با آوازهای دیگر؛

لعنت بر آن کسان که چنین روسیاه شدند

قوم یزید و دشمن آل عبا شدند

مردم خویشاوندی خود را با امام حسین(ع) با عزاداری نشان می دهند و چنان می گریند که یادآور ناله های زنان مدینه در خانه حمزه سیدالشهداست که چون حمزه گریه کننده نداشت زنان اول در خانه او اقامه عزا می کردند و بعد به سوگواری شهدای خویش می پرداختند.

 

روز پنجم و علم بندان
محرم در این دو روستا در روز پنجم اوج می گیرد آنجا که مراسم علم بندان برگزار می شود.در نوغاب دو علم وجود دارد که هر دو سبز پوشند مردم آن را نشان علم امام حسین و حضرت عباس می دانند و بدان دخیل می بندند در افضل آباد یک علم سبز می پوشد و یک علم قرمز، در این مراسم نیز اذکار پر معنایی خوانده می شود سپس علم ها به در خانه کسانی می رود که از محرم سال قبل تا آن روز کسی از آن ها در گذشته باشد.مردم با علم ها به در خانه فرد متوفی نزدیک می شوند، حسین حسین گویان گام بر می دارند و از آن سوی نیز خانواده متوفی از آن ها استقبال می کنند.

 

 

حسین حسین
شب ششم محرم، عزاداری در این روستاها حال و هوایی خاص تر می گیرد چرا که علم ها هم به هیئت عزاداران آورده می شود.

 

علم هایی که از چوب سفیدار ها ساخته شده؛ مراسم نیز بدین قرار است که شب پس از مراسم سخنرانی وسینه زنی، مردم به میدان وسط آبادی می آیند و مردم در دو دسته زنجیره انسانی تشکیل می دهند و با ریتم خاصی حرکت می کنند و لبان خود را به این اذکار متبرک می کنند به این شکل که دسته اول می گوید "حسن" و دسته دوم جواب می دهد "حسین" و سپس دم را عوض می کنند به این شکل که گروه اول می گوید "حیدر" و گروه دوم پاسخ می دهد "علی" و پس از دقایقی ذکر این گونه ادامه می یابد

گروه اول: عباس یاور من

گروه دوم: کشته سرور من

گروه اول: در کربلا غریب است

گروه دوم: ای خاک بر سر من

حرکت همچنان ادامه دارد تا ذکر عوض می شود

گروه اول: حسین شهید کربلا

گروه دوم: ما سر نخواهیم ای خدا...

و ذکر ادامه می یابد تا با ذکری تازه اوج بگیرد:

گروه اول: ای شاه بی یاور حسین

گروه دوم: ای کشته خنجر حسین ...

و سپس چاوش خوانان دل ها را به کربلا می برند و جوانی از آن میان علم را مثل پرچم برسر سوگواران عبور می دهد و شب این گونه در خاطر محرم ثبت می شود.

علم به روستای دیگر می رود
در نوغاب هر دو علم در روستا می مانند و همنفس مردم هستند اما در افضل آباد روز ششم محرم یک علم با علمداران و تعدادی از عزاداران راهی روستای شوشود می شود وتا روز هشتم محرم آنجا می ماند که مجالس پرشکوهی به احترام علم برگزار می شود و همراهان علم و هیئت عزاداری خود روستای شوشود هم میهمان امام حسین هستند.این علم غروب روز هشتم به روستای افضل آباد باز می گردد با علم دیگر با خواندن اذکار خاص و مراسم حسن حسین به استقبال علم می روند وقتی دو علم به نشان احوالپرسی به هم می رسند سوزناکترین قسمت ماجرا شکل می گیرد و سپس عزاداران هر دو علم را تا جلوی مسجد بدرقه می کنند و مهیای اقامه نماز مغرب و عشا می شوند.

 

 

علمگردانی
شب تاسوعا هر کس هر جا باشد به روستا باز می گردد و عزاداری شکوه افزون می یابدحتی افرادی که در شهرهای دور هستند هم می آیند گویا قرار آنجاست تا بی قراری  ها به قرار آید.صبح روز تاسوعا هم مراسم علم گردانی آغاز می شود از یک خانه مشخص و ظهر باز در خانه مشخص طبق رسوم پایان می یابد و در نوغاب بعد از ظهر نیز نیمه دیگر روستا به حضور علم و عزاداران تکریم می شود.

 

مردم روستا جلوی خانه خود اسفند و نمک می آورند و نام حسین با ذکر صلوات فضای روستا را معطر می کند علم جلوی هر خانه ای که قرار گیرد، فاتحه واخلاص درگذشتگان صاحب خانه و فاتحه سلامتی اهل خانه خوانده می شود و آنان هر نذر و نیازی که داشته باشند انجام می دهند و در این میان نوخانمان ها، که البته به علت مهاجرت جوانان به ندرت در روستا هستند، سال اول زندگی خود را با هدیه نذوراتی به علم متبرک می کنند.

علم خانه به خانه می رود عزاداران مخصوصا بزرگان روستا این اذکار را می خوانند.

روز عزاست امروز، جان در بلاست امروز

غوغای روز محشر در کربلاست امروز

و به در خانه بعدی که می رسند می گویند: بر متابعان یزید پلید هر دمی صد هزار لعنت باد و جمعیت پاسخ می دهد، بیش باد و کم مباد و بزرگترهای ذکر خوان بر محمد و آل او صلوات می فرستند و جمعیت همراهی می کند وسپس از فاتحه خوانی که گاه با پذیرایی از عزاداران همراه می شود علم به حرکت در می آید و ذاکران می خوانند:

آن دم که از سرزین افتاد سرور دین

گویند آل یاسین وا غربتاست امروز

و در فاصله های خانه ها اذکار ادامه می یابد که:

گریید ای عزیزان در ماتم شهیدان

خونین قبا حسین است واحسرتاست امروز

فرزند شاه مردان، افتاد در بیابان

غلتان به خاک میدان ،این کی رواست امروز

من بی کس و غریبم ،کز یار بی نصیبم

کو مونس و طبیبم، کز ما جداست امروز...

علم می رود عزاداران هم، و چشم هایند که با اشک لحظه به لحظه تازه و تازه تر می شوند این سال ها ،جوانان هم هیئت راه می اندازند و پشت سر علم به سینه زنی می پردازند...

در نوغاب علم گردانی در دو نوبت صبح و بعد از ظهر در روز تاسوعا به پایان می رسد اما در افضل آباد در صبح تاسوعا و صبح عاشورا مراسم برگزار می شود.

 

صبح روسیاه
مردم معتقدند باید شب را با عزاداری به صبح رساند، لااقل جمعی باید تا صبح بیدار باشند و هستند و کتابی به نام عاشورا می خوانند و نزدیکی های صبح ذکر به اینجا می رسد که

 

ای صبح روسیاه زچه رو می شوی سفید

امروز می شود خلف مرتضی شهید

ای صبح دم مزن ،کاین صبح، شام ماست

بر سینه سنگ کوب که قتل امام ماست

ای صبح دم مزن که زمان بی شکیب شد

هنگامه شهادت شاه غریب شد....

 

عاشورا...
روز عاشورا در هر دو روستا به همراه علم ها و با عزاداری و اجرای مراسم حسن ... حسین... مردم به قبرستان ها و به سراغ درگذشتگان می روند و خانواده ها به اندازه وسع خود نیازها و نذرهایی روی قبر هامی گذارند و به دفعات از عزاداران پذیرایی می کنند، اینجا نیز اول علم ها را سر قبرهای اموات تازه می برند با ذکر مقدس حسین... حسین... حسین...پس دایره وار می نشینند در یک مکان مشخص که در افضل آباد حوالی مزار شهیدان سرافراز، غلامرضا زنگویی ،سید محمد موسوی و غلامرضا زنگویی گرد هم می آیند، غلامرضا زنگویی، بسیجی شهید است که 17 سالگی به جبهه رفت و در عملیات خیبر به شهادت رسید و پس از 17 سال جنازه اش را به روستا باز آوردند و در حقیقت او هم شهید اول است و هم شهید آخر، چون در سال 65 ستوان دوم شهید غلامرضا زنگویی به شهادت رسید در سال 67 بسیجی دلاور سید محمد موسوی و جنازه هر دو پس از چند روزی به خاک سپرده شد، تا غلامرضا شهید اول و آخر باشد ... مردم که نشستند، نذر های هر یک از قبور را که می آورند فاتحه آنان خوانده می شود و مراسم یادبود اموات به پایان می رسد.

 

 

علم های سرنگون
تلخ ترین قسمت محرم در روستاهای نوغاب و افضل آباد شاید همین باشد که علم ها نه عمودی که افقی باز آورده می شود و در مکان مشخص همه دسته جمعی رو به قبله،زیارت عاشورا زمزمه می کنند و علمداران لباس از تن علم ها بدر می آورند، به یاد صحرای کربلا که علم حق و حقیقت بر زمین خونین نینوا افتاده است.

 

 

شام غریبان
شام غریبان مولا امام حسین هم در عاشورا شب برگزار می شود اما گویا حال و هوای روستاها هم مثل کربلاست شب .. تاریکی ... تنهایی... و چقدر انسان احساس غربت می کند شب یازدهم ،گویی همه را می خواهند به اسارت ببرند مگر الگوهای زینبی و سجادی را به اسارت نبردند هرچند آنان تا ابد آزاده اند...

صفحه S06 روستا (جنوبی) ، شماره سریال 17173 ، تاریخ انتشار 871016

/ 0 نظر / 96 بازدید