«عکاس نجیب» هم رفت

بدرود حسن اسلامی

مرد بود و دوربینش، مرد بود و عکس های صادقی که مثل «قول صادق» می مانست... حسن اسلامی را می گویم، مردی که با عکس هایش حرف می زد و گاه یک شاترزدن او کار کتاب می کرد. هنرمند بود حسن و عکس های خبری را هم هنرمندانه می گرفت، آن چنان که وقتی می رفت برای عکس، مطمئن بودی دست پر برمی گردد. آن روزها، عکاسی دیجیتال نبود تا عکاس انگشت اشاره اش را بگذارد روی شاتر کلی عکس بگیرد تا شاید یکی از آن ها به کار آید. هر فریم «باید» یک عکس می شد والا فرصت از دست می رفت...

و حسن اسلامی در چنین فضایی کار عکس می کرد و حتی پیشتر از آن، آن دوربین های قدیمی بود و مردی که می خواست همه پیام را در یک تصویر ارائه کند.روزنامه خوان ها یا بهتر بگویم خراسان خوان ها، جامعه گسترده مخاطبان این کهن روزنامه حضور اسلامی را از سال ۱۳۵۳ در تصاویر حس می کردند و به ویژه روزهای انقلاب، که حکایت تیر بود و جان، گلوله بود و نفس، باز این اسلامی بود که با دوربینش با عکس هایش بلندترین شعار را فریاد می کرد و پس از آن دوران، تا همین چند سال پیش عکاس هنرمند خراسان در همه فراز و فرودهایی که بود همراه مردم بود و قاصدی که خبرها را واقعی روایت می کرد. مرد خوش مشرب و شوخ طبع ما فقط یک عکاس هنری و خبری نبود بلکه یک انسان بود، یک مرد مهربان، یک همکار خوب و صمیمی و دوست داشتنی که همه دوستش داشتند و کمتر کسی را می توان یافت که او را دیده باشد اما خاطره ای خوش از او در دل به یادگار نداشته باشد. «حسن اسلامی» شرح نام خویش بود، هم «حسن» بود و پر از خلق حسن و شیوه نیکو و هم «اسلامی» بود و جان یافته در خوی و منش اسلامی، رفتارش او را ماندگار کرد آن چنان که حتی امروز که جسم او در خاک آرمیده است و فرداشب در مسجدالنبی کوهسنگی پس از افطار به سوگش می نشینیم اما او را زنده می دانیم و حضور مهربانش را حس می کنیم که او «نکومرد» بود و «نکونام» و درست گفت شیخ اجل که:

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز/ مرده آن است که نامش به نکویی نبرند...

اسلامی را اما، نامش را به نکویی می بریم و می برند و خاطرات خوب از او در یاد زبان را به زیباگویی از او وامی دارد، پس او نمی میرد که هنرش در تاریخ خراسان و یادش در دل دوستان ماندگار است...

خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1392/05/01شماره انتشار 18460 /صفحه اول و 6/جامعه

/ 0 نظر / 87 بازدید