خلق در جوش و خروش ؛ کربلا در پیش است

عشق، دو نفس مانده تا اربعین/هرکه دارد هوس کرببلا بسم ا...
 

دو بامداد روشن، تا طلوع اربعین باقی است و عاشقان، میلیون در میلیون پا به راهی شده اند که به کربلا می رسد. آری آنان را که سعادتی به اندازه شهود و تنفس در هوای بهشتی بین الحرمین بود، به راه زدند. خبرش را از همه جا می شود شنید که خیلی ها رفتند، اما ما... اما سهم من انگار به اندازه یک نگاه به آفتاب است. اما سهم من انگار، تماشاست. تماشای تصویر عاشقانی که جانشان پر از ذکر یاحسین است و در گام هایشان اراده عشق جاری است؛ پس نگاه می کنم، اما اشک... نه، اشک حائل نمی شود میان دیده و تصویر، اتفاقاً با چشمان بارانی، تصاویر عشق را بهتر می شود دید. بهتر می شود درک کرد. عاشقانی که برای میزبانی به پیشواز میهمان می آیند، چند قنوت خواهش خوانده اند. می توان دید، کودکانی که به «یاحسین» بزرگ می شوند در این جاده ها. می شود دید، زنانی را که از سرمشق زینب می نویسند و مردانی که نگاهشان به صحیفه ماندگار سجادیه است. می شود دید... می شود پرچم هایی را دید، که پس از ۱۴ قرن در اقتدا به پرچم عباس بن علی(ع) به اهتزاز درآمده است و خاری است در چشم یزیدیان امروز، در دیده تاریک و دل سیاه داعش، این نماد توحش... می شود خیلی چیزها را دید... دو بامداد روشن تا اربعین مانده است. بسیاری رفته اند، اما سهم ما، فرصتی است که ارباب برای تماشا کرامت کرده است. فرصتی برای دیدن. دیدن و یاد کردن که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» و این یاد، ذکر است. ذکر نام حجت خدا، عطر عبادت و عبودیت دارد. شما هم با من ببینید، شما هم با من بگریید و در مناجات اشک هایتان برای توسعه فرهنگ حسینی دعا کنید...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1393/09/20 شماره انتشار 18856 /صفحه10/آینه تماشا

/ 0 نظر / 87 بازدید