کربلاست! کاظمین‌تان ای جواد لحظه‌های ناب

 

کربلا ، فقط زمین نیست

یک حقیقت است

سرخ سرخ یا به رنگ سبز

به طعم زهر

کربلا خود خود شهادت است

ولایت است

سعادت است

و از خدا به هر زبان حکایت است

و کربلاست مقتل غریب تان

کاظمین تان

ای جواد لحظه های سبز

صاحب کلام نور

و کربلا خانه شماست

مقتل غریبانه تان

وقتی زهر تیغ می شد

بر جانت ای پسر زهرا

و پیکرت نیز

بر زمین بود

در خنده های هلهله گون بنی عباس

چنانکه پیکر حسین -علیه السلام-

در هلهله امویان اما ...

اما آقای من

جواد دعاهای اجابت شده

من آن روز

هزار در هزار

چشم را دیدم

که آهوانه

برای غربت پسر ضامن آهو می گریستند

من آدم ها را دیدم

که در سوگ می باریدند

آدم هایی در همیشه تاریخ...

ای غریب ترین

کاش تو را خواهری بود

تا زینب کربلایت می شد

و یا بسان آن روز تلخ در خانه امام حسن(ع)

کاسه می گذاشت

زیر لب های مجروحت

ای صاحب جگرسوخته

یا جوادالائمه

مولای غریب من

شما در نزدیک ترین فاصله سنی به مادرتان

- فاطمه سلام الله علیها-

شهد نوش شهادت شدید

تا نشان دهید

نشان از فاطمه را، حسن را و حسین را

-علیهم السلام-

مولای من

ای پسر ضامن آهو

دست هامان

چشم هامان

اشک ها مان را ضمانت کن

و دل های داغدارمان را خود تسلا بخش

و به تسلای مولامان حضرت رضا(ع) برسان

یا باب الحوائج

یا جوادالائمه(ع)

  

تابناک خراسان رضوی/ سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ - 2015 September 15

کد خبر: ۹۴۸۱۵تاریخ انتشار: ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۲

/ 0 نظر / 94 بازدید