کات محبت درفیلم دعوا


 

خاصیت آتش، سوزندگی است و این نه از سر «کین» که به «اقتضای طبیعت» آتش است. آتش می سوزاند، خشک و تر را، بزرگ و کوچک را، پس عقل حکم می کند به آتش نزدیک نشویم، اگر می خواهیم سلامت بمانیم.

عصبانیت هم مثل آتش است چه «آنی» شعله کشد و چه «کم کم»، وقتی شعله می کشد می سوزاند همه چیز را. پس باید از آدم عصبانی دوری کرد مثل دوری از آتش. باید گذاشت تا آتش فرو بنشیند و فرد عصبانی آرام بگیرد و آن وقت، به او نزدیک شد. این مسئله ای است که اگر در آن تأمل کنیم و آن را به رفتار درآوریم، خواهیم دید که بسیاری از این سوختن هایی که ساختن به دنبال ندارد و فقط می سوزاند و خاکستر می کند و تازه خاکسترش هم چشم ها را کور می کند. پس پرهیز باید کرد از آن آتش و از این خاکستر. دوری باید جست از آدم های عصبانی، چه در خانه، چه در خیابان، چه در شهر و چه در روستا. گفتنی اگر هست باید به گاه آرامش و زمانی که او به «خودانسانی» خود بازگشته است با او در میان گذاشت، هنگامی که ترازوی وجدانش بر محور انصاف قرار دارد و نگاهش و پندارش منصفانه است. در چنین شرایطی، کلام حق شنیدنی تر و اثرگذارتر است و حتی کلام غیرمنصفانه هم بازخورد خشن به دنبال ندارد. پس باید به نکات ریز مهارت های زندگی در جامعه و در خانه و خانواده توجه ویژه داشت چه این نکات ریز گاه کبریتی است بر بشکه باروت که آتش می آفریند و گاه دکمه ای که چرخ مرگ را از حرکت بازمی دارد. ندیده ایم که در خیابان گاه یک بوق، یک ترمز، یک حرکت، به یک دعوا منتهی می شود؟ و یا درخانه، مرد خسته از کار یا زن خسته از خانه داری، با یک حرف، یک اشاره گاه به آتش فشان تبدیل می شوند؟ و از آتش فشان، چه انتظاری می توان داشت؟ از آتش فشان که گل فوران نمی کند بلکه گدازه برمی خیزد. پس باید سعی کرد وقتی آتش شعله می کشد از آن پرهیز کرد و یا به آب، آن را نواخت والا از بنزین جز آتش بر آتش افزوده نمی شود. اگر با آدم عصبانی در هرجا مواجه شدیم، با شکیبایی، با گذر از کنارش، با پرهیز از روبرو شدن با او، با تنها گذاشتنش و... بگذاریم آتش خشم او فرو نشیند.

اگر عصبانی بودیم نه حرفی بزنیم، نه تصمیمی بگیریم و نه کاری کنیم. بلکه، حرف را، تصمیم را، عمل را و... بگذاریم برای وقتی که عقل فرمانروایی ملک جان را از خشم و غضب بازستاند. وقتی که چشم ها توان دیدن امروز و فردا را داشته باشد. آن وقت با چشم باز و بصیر ببینیم و تصمیم بگیریم. یادمان باشد اگر بر سر نفس خود و برای تصمیم گیری هایمان امیر نباشیم توقع امیری بر زمین و زمان منطقی نخواهد بود و به راستی مایی که توان مهار خشم خود را نداریم چگونه می خواهیم بحران ها را مهار کنیم؟ مایی که این مهارت را نداریم چگونه می خواهیم «مهر» را و مهربانی را نگهبانی کنیم؟ حرف آخر همانا حرف اول است که از آتش باید پرهیز کرد از آدم آتشین مزاج و عصبانی هم. با آن که از خشم «سرخ» شده است جز با «آبی» محبت و صبر نمی توان برخورد کرد. بهانه دادن به کسی که دنبال بهانه است برای دعوا، مثل کبریت دادن به دست دیوانه است در کنار انبار باروت. پس در آنچه می کنیم تامل کنیم و کارها را با تدبیر انجام دهیم حتی انتقاد کردن را.

صفحه 08 خانواده و سلامت ، شماره سریال 17195 ، تاریخ انتشار 871115
/ 0 نظر / 89 بازدید