عیب جویی، نقد نیست!

زبان مان خوب کار می کند! باور کنید. برای درک بیشتر این گذاره کافی است تا با هر فردی همکلام شوید، با سواد یا بی سواد هم فرقی نمی کند. همه شان همه چیز دان هستند و به ویژه اگر قرار باشد از دیگران عیب و ایراد بگیرند و نامش را هم نقد بگذارند! در مباحثی از این دست خواهیم دید که بی سواد هم از استاد دانشگاه، کم نمی آورد. بالاخره یک تکه گوشت همسان به نام زبان هر دو در کام دارند که نه کنتوری می اندازد و نه به ظاهر برایشان هزینه ای دارد لذا می گویند و می گویند و باز هم می گویند و طلبکار هم می شوند اما وقتی نگاه به کارنامه خودشان بیندازی خواهی دید که با ارفاق باید در شمار مردودین بنشینند اگر همان اول حکم به اخراج شان نشود. یادم هست چندی پیش در یک گروه فامیلی در فضای مجازی، بنده خدایی هر “رطب و یابسی” که در گروه ها و کانال ها می دید باز نشر می کرد که شامل انواع تهمت ها و توهین ها بود. وقتی به اعتراض علامت سئوال گذاشتم جلویش، کت و شلوار نقد پوشید که من “نقد” کردم! گفتم نقد هم ادب و آدابی دارد و هم جایی. این ها که تو بازنشر می کنی، نقد نیست، نسیه خریدن جهنم است و در جای خود “تشییع فاحشه” و تکثیر گناهان گوناگون. چیزی که گروه خانوادگی که فلسفه تشکیل آن آگاه شدن از احوال یکدیگر در نقاط مختلف است، نیست. او البته یک مقداری محتاط تر شد اما رویه اش را ترک نکرد. چنان که دیگران ترک نمی کنند اما همین خود منتقد پندار ها را در برابر این پرسش بنشانی که مثلا راه حلت چیست، خواهی دید که بی صدا برمی خیزند و می روند تا خود را از دیدها پنهان کنند که عیب جویی و عیب گویی، ساده است اما اصلاح، سخت است. سخت تر از سخت چنان که جایی می خواندم که پیشترها، ” فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم. شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آن را در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد. استاد به او گفت: آیا می توانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که: اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت عیب جویی و انتقاد دارند ولی توان و جرات اصلاح نه…!” این مثل، قصه بسیاری از ماهاست که به عیب جویی، زبانی گویا داریم اما به ساختن و اصلاح، دستی کوتاه. حال آن که دست های توانا و اندیشه های به کمال رسیده اند که می توانند برای جامعه مفید باشند. عیب جویی بدون اصلاح، خود یک عیب بزرگتر است که امید را هم به آتش می کشد. جامعه بی امید هم نه تنها به سوی بهتر شدن نخواهد رفت که قدم ها را معکوس برخواهد داشت به سمت شکست. پس مراقب باشیم که این به ظاهر نقد کردن ها چه آورده ای دارد و چه هزینه هایی بر دوش جامعه بار می کند.


ب / شماره 4048 / سه شنبه 21 آبان 1398 / صفحه 3

http://birjandemrooz.com/?p=11949

 

/ 1 نظر / 16 بازدید
gpran

لطفا به وبلاگ ماهم سر بزنید https://www.gpran.com/blog/radyab-khodro-chist/