بازخوانی زیارت درسلوک اجتماعی زائران

پیش از سفر، حال عجیبی داشتم بی قرار بودم اما تظاهر می‌کردم آرامم! تنها خدا می داند که روزهای پیش از این سفر چگونه بر من گذشت. ناشکیبا بودم و تاب هیچ کاری را نداشتم. سرانجام بلیت مشهد را از طریق اینترنت دریافت کردم و چمدانم را برای متفاوت ترین سفر عمرم بستم... دمدمه های غروب بود و رنگ آسمان به سرخی می زد. تمام دلخوشی ام این بودکه برای اولین بار حرم امام رضا (ع) را خواهم دید. در خیالم، لحظه لحظه این دیدار را، این زیارت عاشقانه را تصویر می کردم، این که حرم چه حال و هوایی دارد و حتی چه عطر و بویی مرا به تامل واداشته بود... واقعا برایم جالب بود. ازخود می پرسیدم آیا واقعا می توانم نمازم را سحرگاه تولد امام رضا (ع) در حرم او بخوانم؟غرق در خیال بودم که هواپیما به آسمان مشهد رسید و چشمم از همان جا به گنبد و گلدسته حرم افتاد، خود را و زمان و مکان را از یاد بردم و دستم به سینه نشست و لب هایم به سماع آمد؛ السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)...

این روایت "عزیز نبی اف" است زائری گرجستانی که برای اولین بار به زیارت آمد، اما ... اما این فقط حال زیارت اولی ها نیست، آنان که بارها و بارها سعادت زیارت داشته اند نیز حالی چنین دارند؛

عشق در هزارمین زیارت

وضو تازه می کرد به عشق؛ شیدایی و بی قراری شرح حالش بود چهره اش برافروخته می شد از بی تابی ... این حال هر روزه اش بود وقتی می خواست به حرم، به زیارت حضرت شمس الشموس مشرف شود. با تعجب نگاهش می کردم و با خود می گفتم شیخ که بسیار مشرف می شود، چرا هر بار چنین بی قرار می شود! چرا بی تاب می شود؟ چرا این قدر بال بال می زند؟ اما رویم نمی شد به زبان بیاورم این راه هیبت و هیمنه ای داشت شیخ.

قله ای بود سر به آسمان کشیده و من، مثل ریگی در پای کوه می مانستم، چگونه می توانستم بپرسم، چرا چنین؟ فقط نگاه می کردم آماده شدنش را و رفتنش را که هرچه به حرم نزدیک تر می شد چهره اش بیشتر لاله گون می شد. گویی ، نه به مکان حرم ، بل به حریم حضرت پای می گذاشت و نه با ضریح، که با حضرت رضا (ع) سخن می گفت...

راز بی قراری اش ، راز برافروختگی اش ، در این باور بود، او خود را در محضر حضرت می دید و اصلا "زیارت" در سپهر گفتمانی شیخ، حضور در محضر یار بود که بیاید ببیند و بهره برگیرد و به هر بار آمدن توشه ای دیگر برگیرد.

از او نپرسیدم رازها را، اما در لابه لای کلماتش که گاه و بیگاه می گفت، می شد، جلوه هایی از شور را یافت. وقتی به شوخی می گفت "هرچه داریم از همین شمع دزدی ها در حرم حضرت رضاست"!

می توانستی بفهمی ، آیت ا... صفایی حائری ، همه چیز را طفیل نگاه حضرت می دانست و زندگی را صفحه ای می دید که باید به خط کلام امام رضا (ع) حدیث شود. ایشان به رفتارش چنین درس مان می داد که زیارت باید سبک زندگی انسان را بسازد و ...

قرار سلوکی زیارت

حالا که دارم به رفتار ایشان فکر می کنم و تصویر رفتن ایشان به زیارت در یادم زنده می شود، رازش را در کلام رازگشای حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری می یابم که : "زائر باید با امام رضا (ع) قرار سلوکی داشته باشد" یعنی رفتار خود را براساس الگوی رفتاری ایشان تعریف کند، حدیث های حضرت را به رفتار درآورد و مناسک زیارت را به معارف زندگی ارتقا دهد. استاد حاج علی اکبری ، "زیارت" را در نقش یک نهاد تعریف می کند که باید به رفتارها شکل دهد، از جمله استاد تاکید دارد حتی قرارهای اجتماعی ما هم باید در حرم باشد تا عطر حرم بگیرد. این سخن نگاه را به دارالحجه می کشاند، آن جا که بسیاری زندگی رابا تبرک از حریم حرم، از آن جا آغاز می‌کنند با جامه ای سفید، دلی سفید و پر امید و لبی پرلبخند و من بسیار دیده ام این مراسم را که یکی از رسوم ماندگار مشهدی ها و دیگر زائران است، قدیم ها البته مراسم عقد پشت پنجره فولاد، دل ها را نرم می کرد و امروز این مراسم در دارالحجه برگزار می شود و باز دل ها زلال می شود و ...

یادم هست وقتی عاقد از عروس خانمی پرسید وکیلم ؟ عروس را به چیدن گل – با همه زیبایی‌اش- نفرستادند بلکه گفتند " عروس رفته پابوس امام رضا " که همه گل های عالم به عشق او عطر می افشاند، آری زیبایی بزرگ مشهد و نعمت ماندگار این قطعه بهشتی خاک، وجود حرمی است که انسان ها را تا فهم رازها محرم می کند و آدمی را به سعادتی می رساند که زندگی را براساس هندسه زیارت بنا کند، زیارت و زیارت و باز هم زیارت...

** آری زیارت، یک سعادت است ، یک فرصت است و به معنای واقعی کلمه زیارت ، سلوک عاشقانه است ، که باید به سلوکزندگی هم تبدیل بشود، یعنی هندسه زندگی را باید بر پایه زیارت بنا کرد و روز به روز هم این بنای شریف را باید بازسازی کرد و بادریافت های تازه به تحول های تازه گره زد. رابطه زائر و زیارت، شبیه رابطه تلاوت کننده و قرآن است، آن که در خواندن قرآن به تکرار می افتد یا تکراری می پندارد آیات را، بهره ای نمی برد از ا ین خرمن نور، اما آن که به هر تلاوت، به دنیایی تازه ، نگاهی تازه ودریافتی تازه می رسد، می تواند بهره‌مند حقیقت قرآن باشد و چنین است که برخی افراد نه تنها از خواندن قرآن خسته نمی شوند، بلکه از هزار زبان و به هزار قرائت هم که بشنوند و بخوانند، باز تازه است، باز بهره تازه می‌دهد، اصلا آیات قرآن شجره طیبه ای است که همواره به میوه می نشیند و به شیرین کردن کام مردمان مومن برمی خیزد، که خود فرموده است " و تنزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین" آری، قرآن به هر بار خواندن، مومنان را بهره‌ای نیکو می‌بخشد، هرچند ظالمان را وعده چنین باشد " و لایزید الظالمین الاخسارا" (اسراء – آیه 82)

ویژه‌نامه - ویژه نامه نوروزی 94 - مورخ سه‌شنبه 1393/12/26 شماره انتشار 18934 /صفحه10-6 (قسمت اول)

/ 0 نظر / 93 بازدید