تو حسین کربلای علمی یا باقرالعلوم(ع)

 

تو را به کلمه می شناسند و کلام

کلامی که از جنس نور است

هر واژه یک ستاره

و یک آسمان ستاره می بارد

در هر جلسه که درس می دهی

یک زمین قیام می روید

هر بار که بر می خیزی

تو را به کلمه می شناسند و کلام

و به شاگردانی که در علوم پرورش می دهی

چشم ها به دستان توست

که علوم را می شکافی

و جهان در تماشای تو

به راز «فتبارک ا... احسن الخالقین» می رسد

و علوم به سلام می آید

تو را به کلمه می شناسند و کلام

اما کلام نه همه تو

که گوشه ای از شخصیت توست

این را دشمن

آن خلیفه جائر

که به غصب

بر زمین حکم می راند

تا راه آسمان را ببندد

زمانی فهمید

که تیر بر تیر نشاندی

تا نشان دهی

اگر کار به عاشورا بکشد

چونان جد خویش حسینی

و اگر صفین شکل بگیرد

پور پر توان حیدر(ع)

و ...

دشمن ترسید

از تیرهایت

یا از کلامت

فرقی نمی کند

ترسید و دست به زهر شد

تا خورشید را به غروب بکشاند

غافل از آن که

خورشید هرگز غروب نمی کند

این زمین است

که به زمان خود

در سلام به خورشید

صبح را آغاز می کند

و ما و همه مردمان تاریخ

در سلام به شما

به صبح می رسیم

ولو کره الکافرون...

و این معنای صریح

«وا.. متم نوره» است

و نشان از این که

فوت شیطان

نور را خاموش نمی کند

این خورشید است

که شیطان را به سخره می گیرد ....

خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1391/08/02 شماره انتشار 18250 /صفحه۷/فرهنگی

/ 0 نظر / 95 بازدید