خسته ایم آقا!

 آغاز سال با حضور شما، اقدام مبارکی است که به سنتی نیکو تبدیل شده است و ما عادت کرده ایم همچنان که درنوروز به سلام بهار می آییم، در نوروز و در جوار مهربان ترین مرد این حوالی حضرت رضا علیه السلام، چشم در چشم شما تبرک کنیم که چشمه معرفت است. عادتمان شده است در کلام شما، به جستجوی گل های مهربانی بگردیم که رحماء بینهم را نقش می کند. کلامی که آن سور شما اشداء علی الکفار است اما برای مردم این حوالی جز مهربانی معنا نمی شود.

عادتمان شده است شما را مهربان تر از پدر ببینیم برای همه ملت، حتی آنانی که گاه کودک کیشانه سنگ بر شیشه می شوند. حتی آنانی که اخم بر چهره می نشانند تا قهر، این عادت ناخوشایند را نشان دهند، اما شما که بزرگ این ملک هستید و مظهر صفا و مهر و ما عادت کرده ایم همه را، حتی همانانی که سنگ در دست داشتند را هم به گلستان مهر شما دعوت کنیم. بارها گفته ایم در مکتب امامت، امام بر همه رحمت می آورد، حتی بر کسانی که روی برمی گردانند. گفته ایم حتی در حکمت برخورد هم همواره رحمت عطوفت موج می زند و هر کس می خواهد سبک شود از غباری که در کوچه های قهر بر جان نشانده است بسم ا... همین نوروز به حرم بیاید و در پرتو انوار رضوی در کلام مهربان شما جان بشوید. گفته ایم همه بیایند، همه ما که خسته ایم خواهیم آمد تا دگرباره با زیارت شما، خستگی از تن بزداییم و باز در رکاب شما قامت کشیم و بگوئیم با شما تا افق های دور را فتح خواهیم کرد و در این فتح، همه با هم خواهیم بود، برادر خواهیم بود برای هم جان خواهیم داد و چون شما به مهر ببارید، روزهای تلخ خشکسالی مهربانی از این خاک پاک خواهد شد و همه روزهای تقویم به شکوفه خواهد نشست آنچنان که همه ایران پیراهنی از گل به تن خواهد کرد. همه کنار هم قامت خواهند کشید و بنیان مرصوص خواهند شد در برابر دشمن.آقا! مردم شما را به مهر می شناسند و از هر کس بپرسی مهربان ترین مرد این دیار کیست، بی شک شما را نشان خواهند داد و چنانکه اگر بپرسند مقتدرترین و آزادترین رهبر جهان کیست باز با افتخار نام شما را بر زبان جاری خواهند کرد. این را به گواه مردمانی می گویم که هرگاه از آنان پرسیده ام مرد بزرگ خاطره هاتان کیست از شما نام می برند و باز هرگاه سوال کرده ام راز سرفرازی و استقلال ایران را در چه می دانید. رهبری شما را دلیل می آورند چنانکه چهره نورانی شما را چراغ راه می دانند. آقا! خسته ایم از روزگار قهر این و آن.

خسته ایم از ناشکیبایی این وآن، خسته ایم از این یقه درانی ها که گاه برادران را دست بر یقه هم می کند. خسته ایم از این من دیدن ها و حق پنداشتن ها و دیگران را ندیدن، ملت را ندیدن، رهبر را ندیدن، رنج دوست را ندیدن و شادی دشمن را نفهمیدن.خسته ایم از خیلی ها. فقط کلام شما آراممان می کند. کلام شما که حق است و هر که می خواهد به حق برسد باید به آن اقتدا کند. ما نوروز به حرم می آییم تا در محضر حضرت رضا در کلام شما زلال شویم و با شما بیعت تازه کنیم تا دنیا بداند این بار علی نه که تنها نمی ماند، بلکه تن ها، در پیروی از او بنیان مرصوص می شوند و به یقین تاریخ را خواهند ساخت و با پاسخ فرداها را نیکو خواهند داد...

ویژه‌نامه - مورخ سه‌شنبه 1388/12/25 شماره انتشار 17511
/ 0 نظر / 90 بازدید