خبرنگاری که در حوالی حرم «جاودانه» شد...

برای «محمدابراهیم مهدی زاده»
 

... و دگر باره، قلم به سوگ نشست. سوگ قلمداری که قلندری می کرد.سوگ خبرنگاری که می نوشت، نه برای نان و نام که می نوشت تا نانی بر سفره مردم بنشیند و نام مردمان به نیکی شهره شود. می نوشت، اما قلمش مثل «پاک کن» بود. می کوشید تا در حوزه  فعالیتش هر روز، یک کلمه نادرست پاک شود و زمینه برای انجام کار درست فراهم شود. می نوشت تا بخوانند مسئولان و کاری بکنند. می نوشت تا در «رباط سنگ» پایی به سنگ «بند» نشود و سنگی بر پایی ننشیند، تا نگویند «هرجا سنگ است برای پای لنگ است». می نوشت تا کوچه ها و راه ها، هموار شود.

می نوشت... باری سخن از «محمدابراهیم مهدی زاده»است، خبرنگار بی ادعا و با صفای «خراسان» از سال ۱۳۷۱ تاکنون در رباط سنگ، مردی که مردانگی را در حماسه دفاع مقدس به ظهور رسانده بود و زخم های تیر و ترکش هم نتوانست او را از جهاد باز دارد. او مرد تکلیف بود، یک روز کار و کار و کار و آبادانی زمین، یک روز هم جنگ و جنگ و جنگ، اما نه برای جنگ بلکه برای صلح، که او «صلح خواه رزمنده ای» بود که مثل دیگر یارانش برای رسیدن به صلح و برای خاموش شدن جنگ سنگر به سنگر می رفت.

او نفس می داد به نفس پاکبازانی که فرشتگان خدا به هم نفسی آنان افتخار می کردند. «ابراهیم» ما، مردی بود که از آتش دشمن به گلستان یقین رسید و چنان از این باده ، جان سرمست کرد که جز خدا ندید و حتی اجازه نداد، برای زخم های تنش، برای تیرها و ترکش هایی که خورده بود، پرونده جانبازی تشکیل شود... او می گفت جانش را گذاشته است روی پله ترازو که پله دیگرش جز رضایت خدا نمی توانست باشد...

«محمدابراهیم مهدی زاده» پس از جنگ، یک زندگی دیگر هم شروع کرد که باز در راستای تکلیف مسلمانی اش بود. خبرنگاری و قلمداری و قلم زنی و نوشت و نوشت و نوشت تا کلمات شکل بگیرند و دیارش آباد شود. او هم خبرنگار «خراسان» بود و هم نماینده فروش روزنامه و حالا ما هم کنار بانوی مکرمه و ۵ فرزندش، سوگواریم. باور داریم صله رحم فقط میان «خانواده خونی» نیست، میان «خانواده کاری» و «فکری» هم صله رحم هست و ما حالا سوگوار عضوی از اعضای خانواده خود هستیم. سوگوار مردی که دستانش بوی «رنج کاشت» و «تفنگ داشت» و «قلم برداشت» می داد، اما نه برای خود بلکه برای مردم و ... بگذریم.

«ابراهیم» ما، آخرین روزهای حیات خاکی اش را زائر امام رضا(ع) بود و در بازگشت از حرم، سکته، قلب مهربانش را از تپش باز ایستاند تا نام او نیز در میان زائران پروازی امام مهربانی ها ثبت شود و ثبت هم شد. تا از این پس در روزهای شهادت امام رضا(ع)، یاد یارانش باشد که زائری، خبرنگاری، در حوالی حرم، آخرین سلام را به «آقا» داد و چشم در جهان دیگر گشود... یادش گرامی باد.

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1392/10/15 شماره انتشار 18591 /صفحه اول و ۶/شهرستان ها

/ 0 نظر / 91 بازدید