مهربانی های مردی که "اشداء عای الکفار" بود!

شهادت یک اتفاق نیست که در زندگی هر کس روی دهد. یک انتخاب دو سویه است. یعنی هم باید به معرفت انتخاب شهادت برسی و هم باید چنان زندگی کنی که شاهین انتخاب شهادت هم روی شانه ات بنشیند. برای این هم معتقدم باید ما زیستن خویش را بر اساس مدل زندگیی پیش ببریم که در کلام ائمه هدای(ع) نقش بسته است. من هندسه زندگی برخی شهدا را در احادیث امامن یافته ام از جمله همین محمود خودمان، لذا باور دارم شهید کاوه اگرچه یک نام بود اما جوری زندگی کرد که به یک نماد تبدیل شد، نماد زندگی مومنانه که اگر چه طول چندانی نداشت اما از چنان عرضی برخوردار بود که عرض و آبروی انقلاب شد. امروز که دارم احادیثی از امام صادق علیه السلام را باز می خوانم به تامل درمی یابم اگر بخواهم این احادیث را مجسم کنم، یکی از آن ها کاوه خواهد بود من از لسان نورانی صادق آل محمد می خوانم «اولین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند درباره نماز است، پس اگر نمازش قبول شود، بقیه عبادات و اعمالش هم قبول می شود...» و یادم می آید از خاطراتی که رزمندگان از نماز محمود کاوه می گفتند.از خضوعی که در نماز داشت و از خشوعی که در واژه به واژه نمازش موج می زد، یادم می آید، از جوانی که وقتی همسنگرانش می خوابیدند، برمی خاست و به جایی می رفت که مثل قبر کنده بود و در آن با خدایش عشق می کرد، یادم می آید از روایت یک دوست از چشمان بارانی کاوه در نماز شب و ... باز این حدیث را از امام صادق (ع) می خوانم که؛ ۳ چیز از علامات مومن است؛ «شناخت خدا و شناخت دوستان و دشمنان» و یادم می آید، که کاوه از خودشناسی به خداشناسی رسیده بود و به چنان مرتبت رفیعی دست یافته بود که رهبر انقلاب در تکریمش فرمودند محمود قبل از انقلاب شاگرد ما بود و پس از انقلاب استاد ما شد... رزم کاوه خود نشانگر شناخت سه جانبه او بود از خدا، از دوست، از دشمن و رفتارش به رزم، مصداق کامل «اشداء علی الکفار» بود و چنان سخت می گرفت بر آنان، که نامش به کابوس شان تبدیل شده بود و رسمش و رزمش زلزله در ارکان لشکر دشمن ایجاد می کرد و با مردم چنان مهربان بود که جای برادر خیلی ها را می گرفت و غبار غم از چهره شان می گرفت. کاوه در شناخت دوست هم چنان بصیر بود که جوهره افراد را کشف می کرد، پرورش می داد و به عرصه جهاد می کشاند که شهید حسینی محراب، آن قهرمان بلند آوازه یکی از جلوه های گوهرشناسی و بصیرت کاوه در انتخاب دوست بود... برای این حدیث امام صادق (ع) که؛ «با کسی دوستی و رفت و آمد کن که موجب عزت و سربلندی تو باشد...» نیز باز محمود کاوه در برابر چشمانم قامت رشید می کند که او را دوستانی از قبیله قیام و جهاد همنشین بودند و راستی مگر رزقی بالاتر از هم نفسی با شهیدان بروجردی، ناصر کاظمی، بهروز قمی، حسینی محراب، سپهبد صیاد شیرازی، سرلشکر آبشناسان و ... می توان تصور کرد؟ آری، کاوه سیره و روشش، انتخاب بهترین دوستان بود و هم نفسی با کسانی که فرشتگان خدا به تماشایشان افتخار می کردند و ... امام صادق (ع) از نزدیک ترین حالت بنده به خدا می گویند؛ سجده! و کاوه، این بزرگ مرد قیام و جهاد، اصل سجود بود و در سجده چنان رشید می شد که اصل راز را به تامل وامی داشت، می شد او را در سجده بر خاک در حوالی آسمان دید و ... همه این ویژگی ها، سرانجام اورا به بزرگ ترین روزی، عظیم ترین آرزو در انتخابی دو سویه رساند؛ شهادت، و کاوه در یازدهم شهریور ۱۳۶۵ در کربلای ۲ به جاودانگی رسید و درسی شد در کلاس سبک زندگی که در بازخوانی او، به احادیث و آموزه های دینی می رسیم و چون این را باز می خوانیم،کاوه در برابر فهم ما مجسم می شود و چون کاوه را تجسم می کنیم احادیث معنا می یابند...

 ب / شماره 3430 / شنبه  11 شهریور 1396/ صفحه اول و 3/چ2

/ 0 نظر / 86 بازدید