این فساد را ذوالفقار علی درمان می کند

ببخشید اگر در این ایام شهد کامی مومنان، کلماتم شیرین نیست. ببخشید اگر مقداری به تلخی می زند طعم کلمات. البته حق دارند . حق دارند همه حروفشان تلخ کامند آخر وقتی رفتار ما را می بینند. رفتاری که نه تنها راه را بر پیشرفت می بندد که گاه آدم و حتی جامعه را بر می گرداند سر خانه های اول که هنوز قدم از قدم بر نداشته بودیم. اول راه خوبی اش این بود که تازه نفس بودیم و خرابی هم به بار نیاورده بودیم اما حالا هم از نفس افتاده ایم و هم کلی خسارت به بار آورده ایم. مهم تر از خسارت های مادی، اعتمادی است که از دست می رود و ایمانی است که زخم می خورد. اگر تامل کنیم در می یابیم که زیان معنوی و اعتمادی همین موسسات مالی خیلی بیشتر از هزاران میلیارد تومانی است که چاپیده و خورده اند. مهمتر از آن پول ها، این تجدید باور ما به جاهان سومی بودن ماست که می گویند روزی دانشجویی اروپایی از پرفسور حسابی پرسید؛ استاد! می گویند شما از جهان سوم آمده اید، جهان سوم کجاست؟ و استاد نغز پاسخ می دهد: جایی است که هرکس بخواهد مملکت اش را آباد کند، خانه ا خراب می شود و هرکس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در تخریب مملکتش بکوشد! و دریغا که این تعریف استاد چقدر به ما و حال و روز ما می آید؛ دانشمندان و عالمان و فرهیختگان با از خود گذشتگی می کوشند وطن را آباد کنند و از خود و خانه فراموش می کنند و از آن سوی دیگر گرگ هایی پیدا می شوند که می درند و پیش می روند. یکی اش می شود خاوریذکه با عملکردش، توامان بر مال و ایمان مردم می زند و با ریشش به تیغ و تیر می بندد همه و همه چیز را و یکی می شود بابک زنجانی که به جای دور زدن تحریم ها، خود ما را دور می زند و از همه هم طلبکار می ماند و باز از این قبیل افراد زیاد داریم که پشت عناوین مقدس پنهان می شوند و با موسسات مالی، به مال و باور و مقدسات مردم شبیخون می زنند که آخرین ورژن اش هم شد ثامن الحجج که اخبار از فساد ۱۲ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی شان حکایت دارد و مدیر عاملش را با قرار ۴ هزار میلیارد تومانی پشت میله ها فرستاده اند و حالا کنار این بگذارید سلطان سکه را که دو تن سکه خریده است و یا آن افراد دیگر را که به گفته کریمی قدوسی، ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار سکه خریده اند و ماموریت سعودی خود را انجام داده اند و سکه ها را هم به سلیمانیه عراق برده اند. از این دست جانور ها- با هزار تاسف- کم نداریم و هر روز خبری تازه به باور مردم شبیخون می زند. حالا با این شرایط می خواهیم از باتلاق جهان سوم پای خود را بیرون بکشیم؟ نه تا اینان دست شان همه جا دراز است نمی شود. تا این پندار پنجه بر گلوی قانون می کشد، نمی شود. تا اینان هستند که تاوان- آن گونه که باید- پس نمی دهند نمی شود. برای برون رفت از این شرایط باید به نهج البلاغه و ذوالفقار عدالت مولا پناه برد و با رهزنان مال و ایمان مردم و آبروی نظام، باید معامله مفسد فی الارض کرد و راستی چه فسادی بزرگ تر از این در زمین متصور است که هم مال و هم ایمان و هم به طریق فشارهای رپانی، سلامت و جان مردم را هدف می گیرد؟ مردم می گویند این دستان دراز اژدهای هزار سر فساد را قاطعیت ذپالفقار لازم است و بیرون رفتن از جهان سوم هم اخلاص و پاکدستی و تدبیر باورمندان کرامت رضپی را می طلبد. ان شاالله به حرمت دهه کرامت، نسیم رحمت الهی بوزد و ایران مظلوم را تا فراز سربلندی یاری کند. 

ب / شماره 3676 / شنبه 30 تیر 1397 / صفحه اول و 3


/ 0 نظر / 167 بازدید