شهیدی که او را از مسجد بیرون کردند!

شهدا اصلا آدم های دور از دسترسی نبودند. اصلا اسطوره نبودند. نباید آن ها را چنان در طاقچه بالا بگذاریم که دست ما و نسل ما و عصر ما به آن ها نرسد و دست نسل های دیگر نیز هم. اتفاقا باید آنان را در اندازه واقعی و در جایگاه اسوه مطرح کرد تا فرزند امروز و فرزند همه زمان ها بتوانند از آنان الگو بگیرند و با تراز رفتار نهایی آنان، به اصلاح رفتار خود بپردازند. این نگاه زمانی در ذهنم جرقه زد که حمید جهانگیر فیض آبدی، خالق کتاب ارجمند "جنون مجنون" در محفل یاد تخریب چی های کربلای 8 سخن می گفت و با نام بردن از هر شهید که تصویر نورانیش در مجلس ، دیده ها را جلا می داد، در باره رفتار و منش و سلوکش به بیان نکات ریز می پرداخت از جمله شهیدِ والا مقام "محسن قمصریان" که در باره او و سلوکِ ویژه اش گفت که میان روز اول و روز شهادتش، فاصله از زمین تا آسمان بود. 

سردار یوسفی هم حرف های حمید را کامل کرد تا ما با سیمای شهید بیشتر آشنا شویم. سیمایی که روشن است اما به سایه می رود و دوباره روشن می شود اینگونه که اول اهل رزم و جهاد است. 

فرزند جبهه است اما در سفری که به شهر می آید و به یکی از مساجد مشهد می رود، با او چنان برخوردی می شود از سوی یکی از این مسجدی های "خود خدا پندار" که او را از مسجد و محراب و معرکه حرب، دور می کند اما ذاتِ پاک و غیرت و جوانمردی دوباره او را به صراط مستقیم جهاد برمی گرداند هرچند در نگاه اول و روز های اول او جوانی "رپ" پوش و صلیب طلا و آرایش خاص است اما اینجا در جبهه از آن پیرمردانی که مسجد را جای خود می دانند و لاغیر و هرکه را هم غیر بپندارند می رانند، خبری نیست بلکه ملکوتیان این دیار ، به درون و حال افراد نگاه می کنند و نه به برون و قیل و قال شان لذا محسن در مدار "حُسن" قرار می گیرد و در کوته زمانی خود را به نقطه رهایی می رساند و به جایی که باید و چنین می شود که او به شهادت می رسد چنان که می خواهد پیکرش هم همان حالی را پیدا می کند که او خود خواسته و گفته بود؛ وقتی مزار حضرت زهرا(س) ناپیداست، نمی خواهم مزاری داشته باشم و این دعا هم مستجاب و آرزویش محقق شد و تا امروز که 32 سال از شهادتش می گذرد حتی یک قطعه استخوان هم از او باز نگشته است. الله اکبر که محسن، در "حُسن مطلق" بقا می یابد و از آن پیرمرد تند گو و کسانی چون آنان که نسل نو را از مساجد می رانند معلوم نیست کسی خبر داشته باشد. 

بگذریم در این محفل از شهیدان موحد(هویدا)، عمارلو، معصومی، طوسی و مقدسیان نیز سخن به میان آمد و سجایای اخلاقی شان، سرمشقی شد برای من و ما و شما که حرکت در مسیر شهدا را تکلیف همیشه خود بدانیم تا نهایت این حرکت هم رضای خدا و مقام عبودیت باشد. ان شاااله

 

 حیات / تاریخ انتشار: پنج شنبه 23 فروردین 1397 | شناسه مطلب: 138200

http://hayat.ir/fa/138200

http://hayat.ir/fa/content/id/pdf/id=138200

file:///C:/Users/Admin/Downloads/test%20(2).html


/ 0 نظر / 88 بازدید