با لشکری از کلمات به جنگ صهیونیزم می روم


همه لشکر کلماتم را به خط کرده ام. آماده باش داده ام برای جنگی تمام عیار با پندار باطلی که همه نماد هایش از دروغ شکل گرفته است. برای در افتادن و برانداختن صهیونیزم که جز مرگ معنایی ندارد. آماده باش داده ام کلمات را برای جنگ جهانی معرفت علیه نامردی و نامردمی اما.... اما اگر نفس مسیحایی می داشتم ، همه کلمات را « سرباز» می نوشتم و در آن می دمیدم تا سرباز ها قد بکشند و با ددان آدمی خوار، به زبانی سخن کنند که می فهمند. اگر می توانستم اعجاز کنم به تعداد نفس هایی که طعم غیرت دارند، بمب می ساختم و اصحاب مرگ را در هم می کوبیدم. اگر می توانستم.... اما نه توان اعجاز دارم و نه نفس مسیحایی اما قلمی دغرم و غیرتی که از جان آن می جوشد. غیرتی و قلمی و فریادی پس چنان فریاد می کشم که به عالم خبر شود....تا دنیا بداند که حتی اگر همه دنیا سکوت کنند و یا به نامردمی پشت کودک کش ها بایستند، من اما از این لغت لعنتی "اسرائیل" متنفرم. من از این ستاره شش پر متنفرم. من از این دوخط آبی که در زمینه سفید، سیاه ترین پرچم تاریخ را رقم می زند متنفرم. اگر می توانستم همه آب های جهان را بسیج می کردم تا زمین را از لوث وجود این آدم کشان پاک کنند. اگر می توانستم به دست هر انسان یک سطل آب می دادم تا این زمین را طهارت دهند. اگر می توانستم این واژه های پلید را از قاموس فرهنگ نامه ها پاک می کردم تا جهان بدون اسرائیل، نتانیاهو، شارون، بگین و هزار کوفت و زهر مار دیگر زیبا تر شود. اگر می تونستم، این "آخرین دیوانه تاریخ کش"، ترامپ را و همه هم اندیشانش را سر جایشان می نشاندم تا مردمان یک سر زمین، مجبور نباشند جواب توحش یانکی ها و صهیونیست ها را با خون خود بدهند و صدای گلوله های مرگ آفرین و خون ریز در ازدحام صدای کف و صوت دست های پرگناه و لب های مسموم، نا شنیده بماند. این چه دنیایی است که سنگ ها را می بندد و سگ ها را هارتر از هار به جان آدم ها می اندازد؟ این چه شورای امنیتی است که در برابر مرگباران دزد ها سکوت می کند؟ کجایند منادیان حقوق بشر وقتی فرش پهن شده جلوی یانکی ها را با خون قرمز می کنند؟ چرا کسی صدای مظلومان را نمی شنود؟ چرا کسی کاری نمی کند در برابر رژیم خون ریزی که همه چیزش دزدی و غصبی است از نامش تا نشانش و تا تاریخ اش و تا سرزمینی که در آن جنایت می کنند؟ یکی جواب بدهد به این قطرات خونی که همه شکل سئوال بر زمین می ریزند؟ مگر سفارتخانه آمریکا در همان " طویله تلاویو" چه کمبودی داشت که خواستند خاک قدس را به آن نجس کنند؟ آیا این دهن کجی به انسانیت نیست که خشت بر خون پایه بگذارند و جنون قدرت خود را در دریای خون مردمان به قرار آورند؟ من متنفرم از گوش های بسته و زبان های به لالی مبتلا شده. متنفرم از دست های افلیجی که حتی از صدور یک بیانیه هم دریغ می کنند در محکومیت سفاکان. متنفرم از عرب های شکمباره ای که با پول نفت، مرگ می خرند و عوض اسرائیل بر سر یمنی ها و سوری ها و عراقی های بی پناه می ریزند و جلوی پای بی گناهان چاله مرگ می کنند. متنفرم از این حروفی که ا. س. ر. ا. ئ. ی. ل را تشکیل می دهند. متنفرم از هر کس که جنسش با جنایت و غصب و ستم ، جور می شود. متنفرم از آمریکا، از اسرائیلی که فقط وقتی مرگ قبل آن بیاید آن را به رسمیت می شناسم و فریاد می زنم مرگ بر اسرائیل. هر کس می خواهد خوشش بیاید و هر کس نمی خواهد نیاید. من این را عین تبری می دانم. کلمه حقی که با اراده حق هم فریاد می شود. مطمئنم روزی این نفرین ها کارگر خواهد افتاد که هیچ ظلمی در جهان ماندگار نمانده است. این سفره خون جمع خواهد شد و خون ریزان با آن در هم پیچیده خواهد شد. مطمئنم که در روزهایی نه چندان دور دوبغره در فلسطین، زندگی و آرامش جان خواهد گرفت و مزرعه های زیتون از خنده هاش شاد کودکان لبریز خواهد شد....حیات / تاریخ انتشار: پنج شنبه 27 اردیبهشت 1397 | شناسه مطلب: 138723

http://hayat.ir/fa/138723/

http://hayat.ir/fa/content/id/pdf/id=138723

file:///C:/Users/asadi-g/Downloads/test%20(12).html


/ 0 نظر / 17 بازدید