مدیر انقلابی سرمایه را به خدمت می‌گیرد!

از فقر اشتغال می‌نالیم، از فرار سرمایه به فغان آمده‌ایم، از سفره‌ای که هر روز و هر وعده کوچک‌تر می‌شود ناله از جان بر‌می‌آوریم، پشت تریبون که قرار می‌گیریم می‌خواهیم یقه از زمین و زمان بدرانیم که چرا چنین است و چرا سرمایه بر زمین نمی‌نشیند تا به رویش آن کار و تولید و سازندگی و ... رونق بگیرد و سفره‌های کوچک‌شده بزرگ و بزرگ‌تر شود به اندازه آرزوهایی که داریم، ملک و ملت نیز به جایی برسد که می‌خواهیم، اما ... اما برای تحقق این‌هایی که می‌خواهیم، کاری را که باید انجام نمی‌دهیم. بماند که دست ما انگار کاری خلاف زبان ما انجام می‌دهد. می‌گوییم باید فلان کار بشود اما یادمان می‌رود که قرار نیست فلان کار را فلان آدم دیگر انجام دهد بلکه قرار است و تکلیف سازمانی ماست که آن را انجام دهیم اما انگار در قید و بند ماده‌ها و نیز تبصره‌های خودساخته چنان گرفتار می‌شویم که عملا عکس خواست ما اتفاق می‌افتد. اعتراض که بکنی، می‌گویند: «شما که اهل رسانه‌اید بهتر می‌دانید که ما طبق «مر قانون» عمل می‌کنیم.» گاهی درست هم می‌گویند اما نمی‌دانیم گویا که همه قوانین باید برای تسهیل زندگی مردم باشد، برای حفاظت از فرصت‌ها و سرمایه ملی، برای شکوفا شدن استعداد‌ها ولی آنچه روی زمین می‌آید همانی است که داد همه را به آسمان می‌برد! گاهی بخش خصوصی هم به میدان پرخطر پای می‌گذارد تا سربازی خود را برای وطن به انجام رساند و به یاری هم‌وطنان جویای کار، همتی کند ولی چنان در این امر صواب -که ثواب فراوان هم دارد- روی منقل ماده‌ها و تبصره‌ها کبابش می‌کنیم که عطای کار را به لقای ما می‌بخشد و هم خود را از این دیار می‌برد و هم سرمایه‌اش را. در هرجای جهان باشد، جلو پایش فرش قرمز پهن می‌کنند اما اینجا حتی برای پروژه‌هایی که در طرح‌های خود ما هم هست و باید همه برای آسان‌سازی کار تلاش کنند، به کوچه‌های هزارپیچ بوروکراسی خسته‌کننده برمی‌خورد که هم انرژی را دود هوا می‌کند و هم انگیزه‌ها را به قبرستان می‌برد! شما هم انصاف بدهید. وقتی برای گرفتن مجوزها کفش آهنین هم که داشته باشید سوراخ می‌شود و زانوهاتان چنان آسیب می‌بیند که نمی‌توانید از پله‌های این اداره و آن ارگان بالا بروید، چه می‌کنید؟ حالا چه بلایی سر امیدتان می‌آید بماند! خوب است بدانیم و بدانند مسئولان و آن‌هایی که به گاه سخن منتقد وضع موجود هستند که گاه خود ما چنان بلایی سر خود می‌آوریم که در ذهن هیچ دشمنی هم خطور نمی‌کند! تعجب نکنید بلکه اجازه دهید سخن کارشناسان اقتصادی را بازگو کنیم که ما چندبرابر تحریم‌ها از «خودتحریمی‌ها» آسیب می‌بینیم اما انگار به آن فکر هم نمی‌کنیم. فقط برای مسببان تحریم خارجی آرزوی مرگ می‌کنیم حال آنکه در روزگاری که راهبرد رسمی نظام اقتصاد مقاومتی است، سهم خودتحریم‌کنندگان داخلی کمتر از خارجی‌ها نیست و اثر آن نیز. من معتقدم در شرایط فعلی، انقلابی‌ترین کار کمک به تولید و توسعه انواع صنایع است. کمک به اشتغال است کمک به سازندگی است و آن کس انقلابی‌تر است که راهبرد رهبر انقلاب را وجه همت خود کند و تمام‌قد به یاری سازندگان برخیزد و از همه توان بخش خصوصی استفاده کند. من معتقدم در شرایطی چنین که آسیب‌های اجتماعی پیامد فقر اشتغال روزافزون است، هر کاری که به فرار سرمایه منجر شود قطعا اقدامی ضدانقلابی است، چه دانسته در این مسیر گام بگذاریم یا ندانسته بدان دامن زنیم. بدانیم که انقلابی باید همیشه خبیر و علیم و هوشیار باشد و کارها را برای رونق منطقه و کشور در کوتاه‌ترین زمان و کمترین هزینه، به بیشترین و بهترین بهره‌برداری برساند. امیدواریم «امید به فردای بهتر» که در شهر دارد قد می‌کشد به بار بنشیند و همه متولیان هم در این امید همراه باشند تا مشهد به حق خود برسد، حقی که در سال‌های پیش، از آن دور شده بود چنان‌که فرار سرمایه در این دیار خیلی از میانگین کشوری بالاتر بود اما امروز هوا تازه شده است و باید طرح‌ها هم تازه شود...... شهرآرا / شماره : ۲۴۶۹ / پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶/ صفحه اول و2 http://shahrara.com/js,text.ajax?y=1396&m=11&d=5&p=1&n=13
/ 0 نظر / 85 بازدید