خودت را دور نزن رفیق!

وقتی زشتی گناه بریزد، ناهنجارها جای هنجارها خواهد نشست و بزرگ ترین گناه، زرنگی به چشم خواهد آمد تا جایی که مرتکب آن، از این مسئله به عنوان تیزهوشی خود تعریف کند. روشن است وقتی روزگار چنین شد، روزگار جامعه ما هم بدتر از این خواهد شد. اجازه بدهید اصل ماجرا را خدمت شما عرض کنم که در یک جلسه، بنده خدایی می گفت در فلان جاده با سرعت بالای ۱۴۰ می رفتم یک دفعه پلیس را دیدم که با تابلوی ایست مرا به کنار جاده می خواند، فهمیدم الان جلویم را که بگیرند علاوه بر جریمه به پارکینگ هم منتقل خواهم شد تازه اگر گواهینامه ام با مشکل مواجه نشود. لذا به زنم که در صندلی عقب بود گفتم، حالت زائو به خود بگیرد و آه و ناله راه بیندازد، او چنین کرد و هنگامی که افسر پلیس آمد گفتم هرچه بفرمایید درست اگر می خواهید خودرویم را هم بخوابانید درست، اما فقط یک خودرو خبر کنید که زنم را به بیمارستان برساند. افسر که وضعیت را چنین دید، گفت: مبارک باشه. جفت راهنما بزن و خود را به اولین بیمارستان برسان. من هم گاز را گرفتم و در راه کلی با زنم خندیدیم! بله، آن ها خندیدند چون زشتی کار خود را نفهمیدند. بزرگی گناه دروغی را که مرتکب شده بودند، درنیافتند، زشتی فریب را نفهمیدند و اگر به جایی برنخورد نفهمی خود را در زیر پا گذاشتن قانون هم نفهمیدند و همه این نفهمیدن ها را زیرکی گرفتند، غافل از آ نکه با دروغ هیچ کس به رستگاری نمی رسد. با دور زدن قانونی که برای حفظ جان مردم وضع شده هم سلامت نصیب کسی نمی شود. حالا افسر طبق وظیفه اخلاقی و انسانی خود اعتماد کرد. چه این ضرب المثل ایرانی که می گوید: «از مسلمان باور کردنی است» او را به پذیرش حرف شما ترغیب کرده است، زیرا مسلمان هر کاری بکند، به زشتی گناه دروغ جان را و زبان خود را نمی آلاید، لذاست که حرف مسلمان را باید باور کرد چون او باید در آموز ه های دینی آموخته باشد که هرگز نباید دروغ بگوید و بلکه همواره باید حق گو باشد ولو به ظاهر علیه منافع او باشد پس افسر باید حرف او را می پذیرفت اما او بر دین و ایمان خود، آتش زد بر اخلاق خود نیز هم. آیا می ارزید برای تخلف نکردن، چند گناه دیگر هم در کارنامه خود ثبت کند و از همه بدتر، این سیاه کاری را زرنگی هم بداند و به تبلیغ آن هم بپردازد؟ به نظر شما اگر قرار باشد آمار این قبیل افراد رو به افزایش بگذارد وضعیت ما و جامعه ما چه خواهد شد. یادمان باشد رانندگی ما، برآیند فرهنگ زندگی ماست. اگر وقت داشتید و حال و حوصله ای، در این باره ما را از نظرات خود مطلع کنید. خیلی بهتر خواهد بود این قبیل مباحث را با هم به بحث بنشینم و با کنکاش در زندگی مان به خود انتقادی بپردازیم تا اگر ما را تاب و تحمل شنیدن نقد دیگران نیست لااقل خود را نقد کنیم و راهی برای راضی کردن وجدان خود بیابیم...

خراسان رضوی - مورخ پنج‌شنبه 1389/01/26 شماره انتشار 17525/صفحه اول

 

/ 0 نظر / 91 بازدید