خوش گذشت ديشب؟

خوش گذشت، ديشب؟ اين تيتر يادداشتي است كه چند سال پيش نوشتم در روز پس از شب يلدا، اين هم به سنتي تبديل شد براي سال هاي بعد و يادداشت نويسي هاي روز بعد از شب يلدا! آن روزها مي پرسيدم، ديشب كه مهربانانه كنار سفره هاي پر مي نشستيد، يادتان بود گروهي اصلا سفره اي ندارند تا حتي خالي باشد و مهرباني آن ها هم زخمي است! مي گفتم آي آدم ها كه شادان، غرق در نعمت، يادتان باشد كه يك نفر، نه صد نفر مي سپارند جان از فقر از نداري از نامهرباني و... آن روزها مي گفتم با يك روز تاخير مي نويسم از نيازمندان تا شب مهربان يلداتان را خراب نكرده باشم، پس از بشاگرد، از اسماعيل آباد، از ماخونيك، از «غم آباد»هايي كه در كنار پايتخت شكل مي گيرد تا حاشيه نشين هاي اهواز و كرمان و كرمانشاه و تا كپرها در هر جا و... نگفتم، اصلا الان هم نمي گويم تا فردا نگوييد، واژه هاي فلاني انگار جز تلخي، طعمي ندارد. اصلا نمي گويم تا كسي فردا نگويد، يك شب شاد را هم نمي تواند به ما ببيند، اصلا خدا كند همه شب هاي شما شاد باشد، شاد شاد! من حتي دعا مي كنم روزگار چنان شود كه هيچ كس غم نداشته باشد. دعا مي كنم دل ها مهربان تر از پيش نه تنها در شب يلدا كه در همه شب هاي سال كنار هم باشند. دعا مي كنم دل ها  آن قدر مهربان باشند كه قهر و كينه و نامهرباني در اين ملك بميرد و از آسمان عاطفه ببارد و لبخند. دعا مي كنم چشم هيچ پدر و مادري به در نماند و هيچ فردي پشت در بسته قرار نگيرد. دعا مي كنم دست ها به مهر همديگر را بفشارند و... دعا مي كنم، فردا كسي نگويد ديري است پدر و مادرش را نديده است و بچه به عمويش نگويد دايي و مادر بزرگش را با عمه بابايش اشتباه نگيرد. دعا مي كنم چراغ مهرباني هاي قديم دوباره در دل ها شعله كشد و...پس نه مي خواهم، اوقات شما را تلخ كنم و نه يك شب مهرباني را ناسپاسي كنم، بلكه حرف من چيز ديگري است. من مي گويم، همين قدر كه يك دقيقه اضافي شب يلدا را قدر مي دانيم، دقيقه به دقيقه زمان را هم قدر بدانيم. به خصوص روزها را قدر بدانيم. من مي گويم، كشوري كه كار عقب افتاده زياد دارد، استاني كه كار انجام نشده فراوان دارد، شهري كه طرح هاي روي زمين مانده زيادي دارد، بايد خيلي بيشتر از اين ها به «روز»، به «كار» و به «همكاري» اهميت بدهد.وقتي راه آهن غرب كشور، هنوز تا مقصد خيلي راه دارد، وقتي آزاد راه تهران- شمال هنوز هزاران ساعت زمان مي خواهد، وقتي باند دوم جاده مشهد- بيرجند هنوز خيلي مانده است تا خودروها در آن به حركت درآيد، وقتي گازرساني از عسلويه به سيستان و بلوچستان تا خراسان جنوبي، كار زياد مي طلبد، وقتي هزاران طرح در دست اقدام است، بايد خيلي بيشتر از امروز به روزها بها بدهيم. بايد براي دقيقه به دقيقه زمانمان برنامه داشته باشيم و براي روزهامان از شب ها، زمان قرض و كار كنيم.بايد كار كنيم، كار و كار و كار و باز هم كار. پس در كنار احترام به شب و بلندترين شب، بايد به روز و بلندترين روز سال كه كمتر كسي آن را به ياد دارد هم احترام بگذاريم.حتي اگر به فكر رفع محروميت از محرومان هم هستيم، يا نه، اگر به فكر خودمان هم هستيم، بايد كار كنيم، پس حرف من در صبح شب يلدا اين است، شهري كه كار انجام نشده زياد دارد، استاني كه طرح هاي بر زمين مانده فراوان دارد، كشوري كه هزاران پروژه در نيمه راه دارد، بايد روز را قدر بداند و كار كند، خيلي بيشتر از امروز.(ص-۶)

/ 0 نظر / 84 بازدید