یک زلزله و چند نکته تلخ و شیرین

زلزله کرمانشاه با همه تلخی هایش که یک ملت را به سوگ نشاند، درس های تامل برانگیز فراوان داشت و دریافت های تلخ و شیرین نیز هم. شاید تلخ ترین دریافت ماجرا، سیاسی کردن آن بود که از سوی افراد مختلف یا شروع شد یا گسترش یافت که هر دو بد بود و نا پذیرفتنی. این البته هرگز به معنای به نقد برنخاستن کارنامه ها نیست که از قضا همه موافق ریزبینی و بررسی دقیق کارها و سازه ها و سازنده ها وبرنامه هایند اما وقتی دستی زخم می شود عقل حکم می کند اول جلوی خون ریزی را بگیرند و بعدپی جوی این شوند که چرا چنین شد و تقصیر را باید به اسم چه کسی نوشت. به پاسخ برخاستن ها هم درست نبود که اگر اول شعله ای افروخته شده بود، به دمیدنی  شعله ورتر شد. از این تلخی که بگذریم، تلخی عمیق تری در جان می نشست و آن این که با این همه زلزله، باز نشان دادیم که در حوزه مدیریت بحران همچنان شاگرد چندین و چند ساله دبستانیم. همان جای اول هستیم انگار، حال آن که انتظار است  درکشوری که چنین پیشینه ای دارد و گسل ها از احتمال زلزله های دیگر حکایت دارد، چنان آماده باشیم در برابر حوادث که مومن باید آماده باشد برای یاری حق. ولی...اگر نگوییم کم آوردیم حداقل بپذیرند متولیان که نتوانستیم حق مطلب را ادا کنیم. نتوانستیم  کاری کنیم که زلزله زده فقط داغ و درد زلزله را داشته باشد و نوع عملکرد ما، درد افزای روزگار او نشود اما...بگذریم، تلخی ها را اگر فهرست کنیم به درس ها و سویه های مثبت ماجرا نمی رسیم پس بگذارید به همین دونکته بسنده کنیم و از نقاط روشن بگوییم که در این زمهریر بعد زلزله، امید را هم طراوت بخشد و آن این که مردم، باز هم از مسئولان جلو زدند. باز همه را شگفت زده کردند همین مردمی که هرکدام خود هزار مشکل دارند اما مشکل برادران و خواهران خود را که دیدند تمام قد به یاری برخاستند و با همه توان به میدان آمدند در این میان با یک ماجرای دیگر نیز مواجه شدیم که مرجعیت اشخاص بود در جمع آوری کمک ها و ارسال آن برای زلزله زدگان. رونق بازار افراد اما سکه ای است که دو رو دارد. من ترجیح می دهم روی زیبایش را بخوانم که همان احیای سنت بزرگی و ریش سفیدی است. بازگشت شخصیت های دارای کاریزماست که برای یاری مردم، از آبروی خود مایه می گذارند و به میدان می آیند. از این قبیل افراد در همه جای کشور و در میان همه اقشار داشتیم که خود پرچمدار کمک شدند و مردم هم با اعتماد به آنان، سنگ تمام گذاشتند و دیگر این که مردم باز هم ثابت کردند ترجمان ناب شعر سعدی هستند و بی قرار زخمی که همنوعان ما بر دل داشتند و این عزیز است و قابل احترام. این همانی است که باز ایرانیان را در میان همه ملل جهان، ممتاز می کند. حضور فاخر فرزندان نظامی و انتظامی ملت در یاری مردم هم نکته ای بود که زیبا و در شان خود به چشم آمد و رابطه ملت- سرباز را تعالی افزون بخشید. در این میان اما نکته ای است که باید به تامل مطالعه کنند متولیان امر و آن این که انگار سایه نهاد های رسمی دارد کوتاه می شود و این اصلا اتفاق خوبی نیست یعنی به هر میزان که اعتماد به نهاد ها و سازمان های مسئول، آسیب ببیند، ارکان روابط اجتماعی ملی، دچار چالش می شود حال آن که هر ملتی به این اعتماد و تعامل با نهاد ها و سازمان ها، احتیاج دارد. این همان روی دوم سکه است که باید دقیق و عالمانه بدان پرداخت که چرا دارد قد آدم ها از نهاد ها بلند تر می شود. این که قد آدم ها در سپهر اجتماعی بلند شود خوب است اما نه به کاسته شدن از قامت و دایره نفوذ نهاد های مسئول. امید که مسئولان با درک درست ماجرا برای افزایش اعتماد عمومی به نهادها و سازمان ها تلاش کنند و همین آغاز، راه را با اعتماد آفرینی مجدد به جایی که باید، اصلاح مسیر فرمایند. این به نفع همه است که مردم به نهادها و مسئولان اعتماد تام داشته باشند هم در حوزه خبر رسانی و هم کمک. ان شاءا... چنین شود و اعتماد به جایگاه بایسته برگردد.

 خراسان / شماره : 19688 / سه شنبه ۳۰ آبان -۱۳۹۶ / صفحه 16/ بدون موضوع

http://khorasannews.com/?nid=19688&pid=16&type=0

/ 0 نظر / 92 بازدید