کمال انسان با گذر از عید قربان

شهید حججی، ذبیح الله دوران شد؛
 
روز هایی به شکوه قربان که ذیل عنوان "عید" تعریف می شود، فقط نقش بر دفتر نیست که بر پیشانی یک روز تقویم ب، بگذارند و بگذرند. همه روز ها را باید به تامل برگزار کرد چه رسد به روز هایی که پر از آیات خداست و هر آیت را هزار راز است برای گشودن که هر کدام شان، آدمی را به ملکوت نزدیک تر می کند. باید قربان را ، عید اضحی را ، درست فهمید. من به جد معتقدم، آن روز که خداوند فدیه ای فرستاد تا اسماعیل قربانی نشود، شاید می خواست انسان ها را در عصرها و نسل های بعد به نکته ای توجه دهد که اسماعیل نماد ایمان، تسلیم ، رضا و در یک کلام «انسانیت کمال یافته» است و انسانیت نباید قربانی شود. قربانیان بزرگ که پس از آن از میان آدم ها انتخاب شدند و پرچم جهاد را برافراشتند و شهادت را برگزیدند هم برای حراست از انسانیت و خلیف الهی انسان بود، یعنی انسان های بزرگ حنجره به تیغ سپردند تا دست تیغ حتی به دامن «انسانیت» نرسد و باز شاهدیم که هرگاه «انسانیت» به خطر می افتد، انسان های بزرگ تمام قامت برمی خیزند برای دفاع. من حماسه عاشورا و شکوه شهادت مولا اباعبد الله علیه السلام و یاران شان را در هدف عالی حفظ «انسانیت» می بینم چه وقتی مردمان از مسیر حق بازماندند و روزگارتیغ حکومت را به دست چون یزید سپرد و او با انسانیت آدم ها درافتاد، تا آن جا که بسیاری را به کوری کشاند تا آفتاب جمال حسین را هم نبینند، جز قیام حسین علیه السلام، چاره ای نبود. قصد یزید شاید کشتن همه انسان ها نبود اما کشتن انسانیت همه را هدف قرارداد و چنین هم شد، در حکومت معاویه و یزید، والا نه باید علی علیه السلام تنهایی خود را با چاه باز می گفت و نه امام حسن باید غریب می ماند و نه امام حسین باید در شرایطی قرار می گرفت که میان تسلیم و مرگ، راه سومی نداشته باشد. آری، آن ها «انسانیت» را در کوفه کشتند و پاسخ امام حسین علیه السلام به جناب علی اکبر که پرسید مگر ما را نمی شناسند که به جنگ ما آمده اند، فرمود چرا، اما شکم آن ها از حرام پر شده است، بله، لقمه های حرام«بصیرت» را به «کوری» و «حیات» را به «مرگ» تبدیل می کند تا دروغی همچون یزید خلیفه رسول  الله خوانده شود و حقیقتی چونان امام حسین، هزار زخم بردارد و شهید شود و این نشود جز به مرگ انسانیت ، حال آن که انسانیت را باید حفظ کرد حتی بافدا شدن انسان ها. من معتقدم اگر آن روز، فدیه آمد تا اسماعیل بماند، پرده برداری از رازی بود میان خلق و خالق تا به او بیاموزد، که باید از انسانیت خویش و اسماعیل درون خود حفاظت کند. اسماعیلی به نام ایمان که همواره موردحسد شیطانی قرار می گیرد. حفاظت از این اسماعیل هم با ایمان و عمل صالح و پرهیز از کردارها و گفتارها و حتی پندارهای ناصواب است. آن که می خواهد اسماعیل ایمانش در آغوش ابراهیم هدایت گر به سلامت از «منا» بازگردد، باید شیطان را شکست بدهد، باید خلق های شیطانی را بکشد، باید در درون خود ابراهیم وار بت شکنی کند. والا تا دروغ هست، تا درازدستی لقمه را از حلقوم صاحبان حق بدر می آورد تا بی عدالتی هست، تا افراد کوتوله به خود اجازه می دهند جای بلندقامتان را غصب کنند، تا فسق و فساد و فحشا در رفتار و کردار و پندار مردم هست، اسماعیل ایمان جان به  در نمی برد. اگر می خواهیم درعید قربان، در کنار ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام، شادمانه جشن بگیریم، باید اخلاق پست از جان بشوییم و از خلق نیکو، سرشار شویم، باید نگاه ما به فرامین حق رضاگونه و اسماعیل وار باشد و توجه ما به نیازمندان جامعه نیز مثل ابراهیم که هیچگاه تنها بر سفره نمی نشست. باید مثل اسماعیل باشیم در تن دادن به فرمان خداوندی و بیاموزیم از او که از جان خویش گذشت تا برای همیشه معلم انسان ها باشد و ما نیز با گذشتن از خودخواهی ها، فزون خواهی ها و ... باید به او اقتدا و از جان خویش محافظت کنیم. لب کلام این که باید از خود بگذریم و دیگران را بر خود ترجیح دهیم، آنان را در راه خدا ببینیم تا خداوند هم ما را ببیند و بدانیم تا ما «هواخواسته ها» را قربانی نکنیم زندگی جاوید نخواهیم یافت، پس باید "عید قربان نفس خویش" را چنان برگزار کنیم که در منای معرفت، نه سرتراشیدن که از سر گذشتن در راه اهداف متعالی برایمان شیرین باشد، به شیرینی شهادت و این درس قربان است که بسیاری از مردان ما بهدان مفتخر شدند و همین روزهای پیش بود که شهید" محسن حججی" خود تجسم ذبیح الله شد در "منا" یی که برایش در دیار شام تقدیر شده بود. او اسماعیل شد نه برای یک ابراهیم که برای یک ملت ابراهیمی اندیش. او شکوه قربان را برای ما معناکرد تا بدانیم در کجای جغرافیای معرفت ایستاده ایم.
 
خبرگزاری رضوی / چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶/ ساعت ۲۳:/ چ2
http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/17362/
/ 0 نظر / 88 بازدید