سفر یا صله رحم

 این آقا هه کیه؟ این را پسرک ۶-۵ ساله ام پرسید، او سوال کرد و من آتش گرفتم. آخر آن که پسرم «آقاهه» می خواندش، برادر من بود و عموی او و حالا او عمویش را نمی شناخت. تقصیری هم نداشت. مقصر ماجرا من بودم و برادرم که از بس کم هم را می بینیم، بچه های ما هم دیگر، نمی شناسند آن هم نزدیک ترین خویشاوند خودشان را، آخر مگر از عمو هم نزدیک تر هست؟... این ها درد گفته های یک پدر بود که زبان به گلایه از خویش گشوده بود و از «سبک زندگی» که دارد «زندگی» را از مدار مهربانی خارج می کند.او می گفت و می گفت و می گفت و من افسوس می خوردم بر گذشته هامان که پر از مهربانی بود و بچه ها، چنان با عمو و عمه، با دایی و خاله و حتی خویشاوندان دیگر رابطه عاطفی داشتند که تاب چند روز دوری را نداشتند، اما امروز آن بچه عمویش را نمی شناسد و از دیگری که عاقله مردی، تحصیل کرده هم بود شنیدم که نه تنها فرزندان خواهر همسر و برادر همسرش، که همشهری هم هستند را نمی شناسد که خواهرزاده ها و برادرزاده های خود را هم به طور دقیق نمی شناسد. این قبیل افراد هم کم نیستند و متاسفانه تعدادشان هم روزافزون است. خب وقتی هم را نمی شناسند چطور می توان توقع داشت فردا از هم دست بگیرند و مرهم گذار زخم ها و مایه آرامش هم باشند؟ اول بشناسند اول همدیگر را ببینند آن وقت محبت هم از دیده به دل راه خواهد برد اما ...

نکته ای که فکر می کنم این روزها، که افراد سفرهای نوروزی خود را برنامه ریزی می کنند و به فکر رزرو هتل و بلیت و ... هستند، باید گفت و به تکرار و تاکید هم باید گفت این است که اگر نه همه تعطیلات نوروزی را لااقل بخشی از آن را به «صله رحم» اختصاص دهیم و در کنار سفر چند روزی هم با خویشاوندان دور یک سفره بنشینیم، حتی سفره دلمان را برای هم بگشاییم تا سبک شویم و سال نو را با سبک دلی، که سبک بالی هم به دنبال می آورد، شروع کنیم. باور کنید، «صله رحم» و دید و بازدیدها که ریشه در فرهنگ غنی ایرانی دارد و در آموزه های دینی نیز صاحب جایگاه رفیعی است بسیار آرامش بخش تر از سفر می تواند باشد، حتی می شود. اگر دل از جاده و سفر نمی کنیم، سفرها را خویشاوندی و دسته جمعی برنامه ریزی کنیم. تا هم سفر باشد و سیاحت، هم «صله رحم» و همدلی، آن وقت، «نو»شدن «روز»، «نو» شدن «نگاه» را هم پیامد خواهد داشت و این همراهی و همدلی نه تنها در مشکلات، گره گشا خواهد شد که «گره» از بخت دختران و پسران جوان هم خواهد گشود، که این دیدها و بازدیدها به دیدن و فکر کردن و انتخاب نیز پیوند می خورد...

می گفت: من که برای روز به روز و حتی ساعت به ساعت ایام نوروز برنامه ریزی کرده ام یک سفر دو هفته ای... گفتم، کاش ۲ روزش را هم به دید و بازدید و صله رحم اختصاص می دادی، آن وقت پسرت، معنای عمو را با مهربانی های عمو، بهتر می فهمید...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1392/12/08 شماره انتشار 18635 /صفحه ۱۶/بدون موضوع

/ 0 نظر / 90 بازدید