دختر و اعجاز دست های پدر!

دیوار های خانه مستحکم می شود وقتی اعضای خانواده به ایمان و مهر در کنار هم قرار گیرند. خانواده به مهر، دل انگیز می شود وقتی خانه صاحب حرمت باشد.وقتی خشت به خشت بنا به نفس های مهربان پدر و مادر، گرم شود وقتی که..... اما بهترین خانه و زندگی، جهنم می شود اگر اعضای خانواده نتوانند دور یک سفره بنشینند. اگر فقط اجبار یک جا نشینی آنان را زیر یک سقف جمع کرده باشد اما به واقع علقه ای میان شان نباشد. من دلم می گیرد وقتی گاه خبر می خوانم از روابط سرد اعضای خانواده. وقتی کلمات سیاه صفحات حوادث، راوی رویداد های سیاه تر از سیاه است به ویژه وقتی یک طرف ماجرا دختر باشد و سوی دیگر ماجرا ، پدر! دلم می گیرد وقتی نگاه دختری ، سنگ شود و بر بلور دل پدر بنشیند. وقتی دست پدر برای گونه دختر ، معنایی جز نوازش داشته باشد. وقتی همدیگر را نفهمند. کاش از این به بعد هر خبری که می رسد ، پیغام بهتر شدن روابط باشد. کاش شعله نگاه پدر و مادر، همه خانه ها را گرم کند. کاش به راز نگاه های مهربان برسیم و طعم دست ها را بفهمیم آن وقت دیگر حاظر نخواهیم دست همدیگر را رها کنیم تا توفان حوادث ما را با خود ببرد. به ویژه پدرها و مادر ها همه جان و توان خود را به دست های خود خواهند داد تا اگر زلزله در ارکان خانه نشست و ویرانش کرد، ارکان خانواده مستحکم تر از پیش باشد زیر سقف آسمان. من این تمثیل را خیلی دوست دارم که دختر، به اعجاز دستان پدر واقف است و با یقین دست خود را در دست او قرار می دهد، بخوانید؛
دختری با پدرش می خواستند از یک پُل چوبی رد شوند...
پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم.
دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست تو را نمی گیرم تو دست مرا بگیر...
پدر گفت: چرا؟ چه فرقی می کند؟ مهم این است که دستم را بگیری و با هم رد شویم...
دخترک گفت: فرقش این است که اگر من دست تو را بگیرم ممکن است هر لحظه دست تو را رها کنم،
اما تو اگر دست مرا بگیری هرگز آن را رها نخواهی کرد!
پدر جانش را خواهد داد اما نخواهد گذاشت، موجی از رودخانه برخیزد و از پل بگذرد و به دامن دخترش بنشیند. نخواهد گذاشت آب در دل دخترش تکان بخورد. اینکه در روایات این همه بر رابطه متعالی اعضای خانواده تاکید می شود، برای این است که تا با هم باشند از گزند آفات مصون خواهند بود اما اگر توفان در میان شان بنشیند و آنان را، هرکدام به راهی برانگیزد، همه خواهند شکست و مباد عاقبتی چنین برای هیچ خانواده ای........

ب / شماره 3540 / چهار شنبه 27 دی 1396/ صفحه اول و 3
/ 0 نظر / 90 بازدید