خط خون بر تن خیابان

خطی از خون بر تن خیابان نقش بسته است، اگر کسی آن را پی بگیرد می تواند از آغاز تا محلی که زخم خورده سوار خودرو شده است را ببیند، خدا خدا می کنم به مرگ ختم نشده باشد و این خط سرخ، در حقیقت خط سیاه، نوشتن سیاهنامه جوانی نباشد! این خط سرخ، ناخوشم کرده است و با همان حال به خانه می رسم که پسرم، پسر کوچکم، با همان زبان کودکانه، از جوانی می گوید که خون از «دستش» بر زمین می ریخت و همسایه ها را به شهادت می گرفت که این آقا - و به جوانی که در یک قدمی اش بود اشاره می کرد - من را با چاقو زد... بیشتر که پرس و جو کردم، دریافتم، زخم خورده می گفت یک نفر به ۱۱۰ زنگ بزند، اما همان جوانی که در یک قدمی او بوده، از او خواهش می کرده است پای پلیس را به میان نکشد، چنان که از جوانب برمی آمد، گویا میان زخم خورده و زخم زننده آشنایی و حتی رفاقتی، از آن نوع که در میان برخی جوانان است هم بوده که به خواهش طرف، انگار از تماس با پلیس پشیمان می شود و... شاید هم بعد با همان زخم زننده، به درمانگاهی، جایی رفته باشند، نمی دانم، شاید هم... اما این را خوب می دانم، چاقو، دست جوانان ناشی، اگر در دعوا، شاهرگ طرف را نبرد، در کل های دوستانه دست رفیق را چنان عمیق می برد که خطی از خون بر تن خیابان نقش شود و چنان صحنه ای شکل می گیرد که زن و بچه مردم را به هراس اندازد و خبری شود که آنان برای دیگر اعضای خانواده تعریف کنند. این را خوب می دانم اگر حریم خانه، حریم رفاقت، حریم سخن، حریم رفتار، حریم شوخی رعایت نشود، باید خودمان را برای دیدن وقایعی چنین آماده کنیم. این را خوب می دانم که اگر تعلیم دهندگان جامعه و فرهنگ سازان و متولیان اصلاح زیست اجتماعی کم بگذارند، باید سنگ های بزرگ را به قوه قهریه از سر راه برداریم. اگر کوتاه بیایند سیاهه ناهنجاری ها بلند و بلندتر خواهد شد. خوب می دانم، اگر خانواده تا حد یک جانشین تنزل کند، شیب رفتارهای پرخطر تند و تندتر خواهد شد و خیلی ها را به چاه و چاله خواهد انداخت. اگر آحاد خانواده به «نهاد» ارتقا نیابند شرمندگی های فراوانی برای مان خواهد ماند.

آن دو جوان، هر که بودند، از هر کجا آمده بودند، رفتند. اما خط خون ماند و بدتر از آن خط سیاهی در ذهن زنان وکودکانی که بر حسب اتفاق شاهد آن ماجرای زشت بودند نقش بست که معلوم نیست کی پاک شود و اصلاً پاک می شود یا نه؟ بگذریم، کاش چشم مان به رفتارهای خودمان، خانواده مان به ویژه جوانانمان چنان باز شود که هرگز شاهد بسته شدن چشمی به ضرب چاقو، در دعوا یا کل انداختن های جاهلی نباشیم. ان شاءا...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1394/01/27 شماره انتشار 18948 /صفحه13/حوادث

/ 0 نظر / 91 بازدید