جامعه رمضانی، ایمن است!

 
 

جامعه امن داشتن نیازمند لوازم و بسترهایی است که باید فراهم شود تا بتوان «قامت رشید امنیت» را به تماشا نشست والا تا بستر فراهم نشود و تا لوازم و مصالح گرد نیاید، دل بستن به جامعه امن، از حد یک آرزو فراتر نخواهد رفت. پس اگر خواهان تحقق این آرزو هستیم، که هستیم یا لااقل باید باشیم، باید بستر کار را فراهم کنیم و مصالح آن را نیز هم. به یاد داریم که هیچ بنای رفیعی، حتی بنایی معمولی شکل نمی گیرد مگر آن که ، قبل از آن با پی کنی و طراحی فونداسیون و با اشراف مهندسان کاردان، زمینه برای ساخت بنا فراهم شود و در ساخت نیز از « مصالح» استفاده می کنند، چون با «مفاسد» هیچ بنایی شکل نمی گیرد در ساختن بنای رفیع جامعه سالم هم باید پس از بسترسازی و طراحی و مهندسی کردن کار از مصالح استفاده کرد. چه هیچ جامعه ای از انباشت دروغ و دغل و فریب و فزون خواهی و تعدی و تجاوز، ولو با طرح و برنامه هم که باشد، ساخته نمی شود، بلکه هر کدام از این ها «مفسده ای» است که اگر از «بمب» ویرانگرتر نباشد، کمتر هم نخواهد بود پس باید برای ساخت «جامعه امن» و تولید امنیت اجتماعی هم اول به بسترسازی توجه کرد و روشن است که بستر جامعه سالم خود باید در نهایت سلامت باشد تا بتواند بار سنگین سلامت جامعه را به دوش کشد. اگر هوشمندانه این بسترها را هم بازبخوانیم و باز بشناسیم، «معنویت رمضانی»، زیباترین و در عین حال، تواناترین بستر برای این امر خواهد بود، چه امنیت اجتماعی، نیازمند انسان های به امنیت رسیده و از ناهنجاری پرهیز کرده است و اینان نیز در «مدرسه رمضان» به «کمال» می رسند، چنان که دیگر در برابر حوادث و مشکلات هم، سرخم نمی کنند. بلکه سرفرازانه از آن می گذرند و حتی با اصلاح آن، زمینه فرو افتادن دیگران در این چاله های اجتماعی و اخلاقی را هم از بین می برند.انسان جان یافته در معنویت رمضانی، پنداری نیک می یابد و هنگامی که زبان به گفتن باز می کند، جز زیبایی نمی گوید که در حقیقت بازگوگر پنداشته های خویش است و در عمل نیز، همین پندار به کلام درآمده و زیباست که در رفتارها تبلور می یابد و ماجرا چنان می شود که «رفتارها»، مصدق و گواه «گفتارها» می شوند و این نیز شرح انسان های بزرگ است و بزرگند آن هایی که گفتارشان را کردارشان تایید می کند تا دقیقا «همانی باشند که می نمایند و همان بنمایند که هستند»، بی  آن که نفاق، بر چهره و رفتارشان نقاب زند و آن ها را حتی در عبادت به شرک بکشاند که در آموزه های دینی می خوانیم که ریا، شرک امت محمد و شرک پنهان است. اما انسان جان یافته در معنویت رمضانی از شرک  می پرهیزد، بلکه رفتارش سرشار از توحید است و از این روست که در چنین جامعه ای، ناهنجاری ها هر روز کمتر و هنجارها افزون تر می شود و ما هم اگر بتوانیم، زندگی خود را براساس مدل رمضان، که قرآن زمان نیز هست تاویل کنیم، در خواهیم یافت که گرسنگی هم حتی، دلیل موجهی برای «دراز دستی» و «باطل خوری» نیست، آن وقت خواهیم دید که گناهی همچون سرقت، کم خواهد شد چنان که فزون خواهی و دست اندازی به «بیت المال» و «مال البیت» پنداشتن آن و دراز دستی در مال مردم هم هر روز فروکاسته خواهد شد، چه انسان جان یافته و تکریم شده به «معنویت رمضانی»، طبع بلند دارد به استغناء مومنانه ای که او را در اوج درویشی، پادشاهی می بخشد و بی نیازی و کجا تاریخ سراغ دارد، بی نیازی به نیاز مردم چنگ اندازد؟ اگر در ماه رمضان همواره شاهد کاهش آمار جرایم و افزایش روحیه انسانی و خصال نیک دینی همچون مهربانی، تعاون، همدلی، همکاری و همراهی مردمان و دستگیری آنان از نیازمندان هستیم، به این خاطر است که در رمزگشایی از «جعبه سفید» ایمان، انسان ها، چند گامی از این «بودن» به سوی «شدن» به پیش رفته اند در فرهنگ رمضان، آموخته ایم مهربانی را، گفتار نیک را، شکیبایی را و ... این مولفه ها، خشونت گفتاری و کرداری و حتی «خشونت پنهان» را هم مهار می کند. لذا شاهد کاهش نزاع، درگیری و جرایم خشن و غیرخشن هستیم. این هم فرصتی است که خداوند به جامعه مومنان هدیه کرده است تا با تعلیم در رمضان همه سال را بر این اساس زندگی کنند و الا در کشورها و جوامعی که «معاد» را به رسمیت نمی شناسند و با لائیک کردن پندارها، رابطه خود را با «مبدا» هم قطع کرده اند و «اخلاق» را هم نسبی می دانند، اگر قانون هم مهار کننده جرایم باشد، پنهان از چشم قانون، تا می شود بستر برای ارتکاب جرم فراهم است و با وجود نسبت کم موارد جرم در قوانین آن ها به نسبت موارد جرم دانسته شده در قوانین ما، آمار جرایم در آن کشورها بالاست و دلیلش هم این است که آن ها خالی از معنویت و اخلاق براساس منافع شخصی خود حداکثر، قانون و دستور پلیس را رعایت می کنند، حال آن که انسان به پلیس درون هم نیازمند است. چنانکه در کنار پیامبر برون. خداوند عقل را به پیامبری درون انسان ها مبعوث کرده است تا او را به سمت کمال هدایت کند و گرانیگاه ماجرا و تفاوت نگاه ما و غربی ها همین جاست که ما به پلیس درون و قوه نگهدارنده داخلی هم اعتقاد داریم و مرز قانون را تا حریم خصوصی خود هم می بریم و آن ها، قانون را از حریم خصوصی خود بیرون می کنند، ما اخلاق را مطلق می دانیم و آن ها نسبی می خوانند و این نسبیت در اخلاق، ارتکاب برخی جرایم را برای آن ها توجیه می کند. ما اما هیچ توجیهی برای قانون شکنی نداریم.به هر روی برای تولید و توسعه امنیت اجتماعی به اخلاق امنیت یافته در حوزه فردی، خانوادگی و اجتماعی نیازمندیم و این «نیاز» را هم باید در مدرسه فکری رمضان به دست آوریم و با معنویت رمضانی به آن جاودانگی بخشیم تا از جامعه ای امن و امنیت اجتماعی کمال یافته برخوردار شویم. جامعه ای که در آن جرم معنا نداشته باشد، و خوب است این شعار که «جاده ایمن تصادف ندارد» را در حوزه رفتار اجتماعی چنین باز تعریف کنیم که «جامعه ایمن، جرم ندارد» برای رسیدن به جامعه ایمن هم باید قطعات اقتصاد، سیاست، اجتماع، فرهنگ و... را هوشیارانه کنار هم چید تا در بستر معنویت رمضانی، جورچین امنیت اجتماعی هم شکل بگیرد و چهره زیبای خود را به همگان بنماید.

خراسان - مورخ شنبه 1389/05/30 شماره انتشار 17629/صفحه۹/اجتماعی

/ 0 نظر / 114 بازدید