ضرورت نهضت عذرخواهی ملی

کاری که زودتر باید اتفاق افتد؛

 

چقدر « عذرخواهی» بر ذمه ما مانده است، حواس مان هست؟ مایی که قلم در کف باورهامان می چرخانیم و کلمه بر کاغذ می نگاریم آمار کسانی را که چون نپسندیده ایم، نواخته ایم راحفظ کرده ایم؟ یادمان هست که در فراز و فرود های سیاسی، دست چه کسانی را لگد کرده ایم و پهلوی چند نفر را فشرده ایم؟ یادمان هست آتش در خرمن آبروی چه کسانی کشیده ایم؟ صاحب تریبون ها که هم به صدای بلند می نوازند و هم این نواخت شان بر صفحات کاغذ می نشیند و در فضای مجازی هم دست به دست می شود، حواس شان هست شاخه درخت چه کسانی را می شکنند و ردا از شانه چه کسانی پاره می کنند؟ یادشان هست هرکس را در دایره جناح و گروه و فهم خود نیافتند، به چه اتهام هایی آنان را زخم زدند؟ با اصحاب مباهته حرفی ندارم، آنان بر همان هندسه ای که باور دارند می زنند و می روند و به هر دروغ بستن و تهمت زدن، از خدا هم طلبکار می شوند، حرف این قلم با کسانی است که از این دست پندارها ندارند ، قصد خیر هم داشته اند اما در مسیر ، کسانی را آزرده اند و حالا ذمه ای زیر بار سنگین حق الناس دارند و داریم، ما ها چه کرده ایم و تا کجا حواس مان، به کلمه و کلام مان بوده است که ما را از جاده انصاف و عدالت، بیرون نبرد؟ به محاسبه برخواسته ایم گفته های خویش را که آتشش دامن چه کسانی را گرفته و می گیرد؟ چه کسانی را می آزارد و چه کسانی را از هستی ساقط می کند؟ اگر به حساب ننشسته ایم با خویش و به عذرخواهی برنخواسته ایم، هشدار که زمان دارد می گذرد! هشدار که شاید هیچ وقت فرصت عذرخواهی نداشته باشیم. هشدار که شاید ما خود ، خرقه تهی کنیم و شاید طرف ها از دنیا بروند و به هر روی فرصت ها برود چنانکه با رحلت برخی بزرگان و افرادی که به هر دلیل مورد تخریب واقع شدند، بسیاری فرصت عذر خواهی را از دست دادند. اگر چه برخی از آن ها اهل گذشت بودند، اما شاید خیلی ها نبخشند که تازه اگر هم ببخشند ، ما هم خود را خواهیم بخشید؟ کسی که دست در انبان دیگری می کند، با گذشت طرف می تواند خود را از اجرای حدود ، رها کند  اما آیا  از عذاب  وجدانی و روحی سارق بودن هم رها می شود؟ آیا با همان دست،می تواند سر فرزند خود را بنوازد؟  بگذریم، این روز ها ، بعد ماجرای استاد قرائتی و آقای دوربینی، و عذر خواهی استاد و بعد آن، عذر خواهی آیت الله حائری شیرازی در باره کسانی که پیش از این در باره شان سخن هایی گفته و مقایسه هایی کرده بود، فکر می کنم وقت آن باشد که نهضت عذرخواهی راه بیفتد تا همه از هم عذر بخواهیم و همه نیز هم را ببخشیم تا ذمه ها از حق الناس آبروی مردم، بری، شود و سبکبال و مهربان دل بتوانیم به فردا ها فکر کنیم والا وقتی دل ها پر از حقد و کینه است و زبان ها، شمشیر می شود و به چپ و راست می زند ، نخواهیم توانست بند از پای ،بگشاییم و به سوی آینده قدم برداریم. وقتی از قلم ها و بیان ها، آتش بجهد نمی توان به کشت و کار رستگاری امید بست. وقتی دل ها به کینه و بدپنداری و بد گویی و بدکرداری، سنگ شود، نمی توان امید داشت از آن درخت مثمر بروید و کام شیرین کند. بله، باید نهضت عذرخواهی راه بیندازیم و هوای کشور را چنان لطیف کنیم که شایسته نام بلند ایران اسلامی است. باید دست و زبان ما، تا می شود و می توانیم، قوت جاذبه خود را افزون کند و الا همیشه برای طرد و راندن زمان هست . برای مهربانی و گذشت و مروت و همدلی است که « ناگهان چقدر زود دیر می شود» والا برای قهر و طعن و دعوا، همیشه وقت هست. بازهم بگذریم و به آغاز سخن برگردیم؛ مایی که قلم بر کاغذ داریم و آن ها که تریبون دارند، قدرت دارند، صدای بلند دارند، حواس مان هست که چقدر عذرخواهی انباشت شده بر ذمه داریم؟ وقت آن نیست آیا که از آیت الله حائری شیرازی و استاد قرائتی بیاموزیم و عذر تقصیر بخواهیم و نهضت عذرخواهی ملی راه اندازیم؟ من که باور دارم باید چنین کرد ، پس به صدای بلند از همه آنانی که از این قلم رنجیده اند، عذر می خواهم و خاضعانه طلب بخشش می کنم. هرکس مرا آزرده و حقی از من ضایع کرده است را هم بحل می کنم و می گذرم و فراموش هم می کنم تا ان شا الله « کریم الصفح» نیز هم ببخشد و هم از یادها ببرد و بالاتر از این؛ سیئات را به حسنات تبدیل کند، ان شاالله!

خبرگزاری رضوی / شنبه ۶ آبان ۱۳۹۶/ ساعت ۱۹:۴۲

http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/20003

/ 0 نظر / 98 بازدید