راهپیمایی برای حراست از انقلابِ موفق

قبل التحریر؛ راهپیمایی ۲۲ بهمن، یک مناسک تکراری نیست. یک آئین معرفتی است که باید ماندگار بماند. این ماندگاری که مانایی انقلاب را هم در پی دارد می طلبد تا حضوری بشکوه در خیابان های انقلاب داشته باشیم که در مشابهت تاریخی، چون تنگه احد، راهبردی است و برای نگهداشت آن باید بیدار و هوشیار بود. همه بدانیم که پشت پلک غفلت، می تواند راه برای دشمن باز شود....

اما تحریر یک نگاه:

انقلاب آیا موفق شد؟ آیا توفیق مند است در تحقق برنامه هایش؟ امروز به انقلاب، چه نمره ای می توان داد؟ این را پیشتر هم گفته و پرسیده ام امروز هم باز به هزار تاکید می پرسم به ویژه که کمتر از دو ماه پیش در بلوایی که اعتراض را به اغتشاش گره زد برخی ها شعار هایی دادند که ناظر به انقلاب بود اگر چه شعار دهندگان خود "اشتباهی" بودند اما شعارِ اشتباه شان این بود" ما اشتباه کردیم که انقلاب کردیم" اینکه می گویم اشتباهی بودند ، به قصد تحقیرشان نیست بلکه برای تنویر موضوع است چون شعاردهندگان- عموما- متولد دهه های بعد انقلاب بودند پس لزوما نمی توانستند در ایجاد انقلاب، نقشی داشته باشند که درست باشد یا اشتباه. اشتباه را امروز مرتکب می شوند که در نقشه کسانی به بازی می پردازند که انقلاب، بازی شان را برهم زده است و امروز آنان می خواهند به تلافی بپردازند و هزینه اش را هم البته بر دوش جماعت "اشتباهی می گذارند. آن روزها گذشت، غبارها فرو نشست و معلوم شد کجای دیکته اشتباه بوده است اما من همچنان معتقدم باید آن سئوال نخست را تکرار کرد تا همگان، متناسب با سهم و نقش خویش پاسخ گویند که انقلاب را چرا و چقدر و چگونه موفق یا نا موفق می دانند و برای بسط توفیق چه طرحی دارند. من اما – به صراحت می گویم- انقلاب اسلامی را موفق می دانم در کنار همه کاستی هایی که وجود دارد. حتی مشکلاتی که می توانست نباشد اما با قصور ها و تقصیر ها وجود دارد و پنجه بر حنجره ها می کشد. با همه چاه و چاله هایی که با فزونخواهی برخی ها ایجاد شده است. برای این گزاره هم دلایل خود را دارم که در این مختصر می توان به برخی از آن ها فهرست وار اشاره کرد.

این نمایه ها را هم از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد الهی خراسانی وام می گیرم که چندی پیش در تحلیل نهضت رسول الله(ص) فهرست می کرد. اگر ما به خوانش درست نظام ارزشی طاغوت، اشراف داشته باشیم که بسیاری از گناهان، جامه ارزش پوشیده بودند، تغییر نظام ارزشی را یکی از بزرگ ترین دستاوردها و مولفه های قدرت انقلاب خواهیم یافت که بسیاری از پندارهای پیشین را به زلال جاری اندیشه دینی شست و در جای آن باورهای تازه را رویاند.

در این تغییر شاهد بودیم که ارزش های مادی چون تمکن بی حساب مالی، قدرت و پارتی و وابستگی به هزارفامیل قدرت و کاخ نشینی و زندگی اشرافی و... از سکه افتاد و تقوا و مردم داری و حسابگری دقیق و نه گفتن به ظواهر و نفی اشرافی گری به ارزش های غالب جامعه تبدیل شد.

ما در فرایند نهضت به ویژه فرداهای پیروزی شاهد پایه گذاری تمدن نوینی بودیم که انسان را در مسیر تعالی قرار می داد و فرهنگی در آن دمیده می شد که آدمی را از خاک بر افلاک می نشاند و بردار حرکتی او را میان مدرسه و مسجد تعریف کرد و ایرانی را در تراز مدل برای جهان حق طلب نشاند. از دیگر دستاورد های انقلاب پیروز باید به حاکم سازی روح توحید و نه به شرق و غرب اشاره کرد که بنیان فکری حق جویان را مهندسی می کند.همچنین برچیدن فحشای سیستمی و فحشاخانه ها و قمارخانه ها و.. را باید در فهرست دستاورد های انقلاب پیروز نوشت چه اگر بگویند فحشا، امروز هم هست اما پوشیده، همین خود یک نمره قبولی است در کارنامه انقلاب. محو آثار ذلت کاپیتولاسیون و آثار و ادبیات طاغوت نیز دیگر رهاورد خون شهیدان است که ایران را از زیر یوغ مستکبران به عزت رهایی بخشید و امروز هیچ بیگانه ای نمی تواند با سلطه برما، در برابر قائده قرآنی نفی سبیل ، عرض اندام کند.

ما به رفتار برابر و تعاملی با جهان باور داریم و هرگز نگاه از بالا را تحمل نمی کنیم. تعالی ادبیات گفتاری و رفتاری رهبران با مردم از جمله دیگر دستاورد هایی است که باید در حساب آید چه پس از شاهی که خود را از مشورت با دیگران بی نیاز می دانست و خویش را در ضلع مثلثی می نشاند که دو ضلع دیگرش خدا و میهن بودند و او خود را در میانه آن دو و مقدم بر میهن می شمرد، مردی آمده بود که برای خویش، شانی جز بندگی قائل نبود و چون سربازان "جانم فدای رهبر" سر دادند، خروشید به اعتراض که این را نباید گفت بلکه همه باید فدای اسلام شویم و نیروهای مسلح هم باید فدایی مردم باشند. حضرت او همچنین در پاسخ به نامه بچه های دبستان نیشابور می نویسد کاش مرا نصحت می کردید و می فرمود به من خدمتگذار بگوئید بهتر است که رهبر.

جالب اینکه این سنت حسنه تواضع، در خلف امام روح الله نیز تجلیی تام و تمام دارد تا جایی که وقتی نظامیا شعار می دهند که ؛ رهبر اگر فرمان دهد جان را فدایش می کنیم، می گوید جان را باید فدای اسلام کرد و به مضمون های مختلف مخالفت خویش را با شعار هایی از این دست ابراز داشته اند. اینان خود را نه سایه خدا، که عبد خدا می دانند و برای خویش شانی جز خدمت به مردم قائل نیستند آن هم در کشوری که پیش از این مردم و شهروندان را "رعیت" می دانستند نه از آن رو که رعایت حالشان را بکنند بل از این رو که آنان را بی شان و در خدمت خود می خواستند. باری، در شمار دستاورد ها می توان به احیای غرور مستضعفی و ادبیات قرآنی را اشاره کنیم که کام ملل مختلف را شیرین کرده است و تربیت افراد ممتاز و چهره هایی در تراز جهانی سازی انقلاب نیز ثمره دیگری است که باید برای انقلاب پیروز برشمرد که نمونه های فراوانی در ایران خودما و دیگر کشور ها می توان ذکر کرد و دهها دستاورد دیگر که از حوصله این مقال بیرون است پس حق بدهید که هنوز هم انقلاب را موفق بدانیم، هرچند ناکامی هم کم نداشته ایم که سیاهه آن را همه می دانند اما در برابر سفیدی جامه انقلاب، قابل شمار نیست.

اگر این همه به عارضه هایی چون بیماری فزون خواهی و اختلاس و ارتشا و نجومی خواری و ویژه خواهی می پردازیم از آن روست که تک لکه ها هم در پیراهن سفید به چشم می آید و این تضاد ناساز را باید چاره کرد. چاره هم می شود انشاالله که انقلاب خود درمان این درد را در احیای عدالت ، مهندسی کرده است....

بعد التحریر؛

۲۲ بهمن، از مصادیق یوم الله است، جلوه ای از "و یخرجهم من الظلمات الی النور". این را باید قدر دانست و برای توفیق بیشتر آن که توسعه معنویت و اخلاق و پیشرفت همه جانبه است تلاش کرد. کمترین قدمی که باید برداشت حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است درنقش ماندگار یاوران حقیقت.....

 

خبرگزاری رضوی / يکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۶

 

http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/24991


/ 0 نظر / 79 بازدید