روحانیت، فریاد مرجعیت را بشنود

در احترام به دغدغه های حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی؛

 وقتی سخن از دل برآید، بر دل هم خواهد نشست . وقتی سخن از یک دل آسمانی و نورانی بر خیزد، قطعا بر دل های فراوانی خواهد نشست و پر اثر خواهد شد. وقتی سخن از دل یک عالم فرزانه و مرجعی عالیقدر بر خیزد، دل ها را به  تحول و انقلاب خواهد کشاند. اینکه می بینیم کلام مستظهر به نفس حق حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی(مد ظله) در باره جایگاه طلبه در سپهر باور و الگو گیری مردم، در میان خواص، دامنی چنین گسترده یافته است از آن روست که  از آسمان نگاه مرجعیت باریده است و قطعا آثار رویشی خود را در میان جامعه مخاطب خویش خواهد گذاشت . این قلم نیز کوچکترین آحاد باورمند این حقیقت است که حوزه را ، روحانی را، طلبه را در صدر می خواهد و صاحب قدر می پسندد و این سال ها که او را از جایگاه بایسته خویش دور می بیند به هزار افسوس و تاثر دچار می شود. روحانی باید محبوب باشد تا به محبت کلامش بر دل ها نشیند و در ضمیر های سخت هم اثر بگذارد. باید بتواند به ماموریت اصلی خود که تعالی بخشیدن اخلاقی و دینی جامعه و آحاد آن عمل کند. اما وقتی که خود از جایگاه بایسته خود برخیزد و قدم در سرای سیاست بازان بگذارد و زبان خویش را به عاریت آنان دهد، قطعا نخواهد توانست به جایگاه نخست برگردد چنانکه به تجربه بعد از هر فراز سیاسی، شاهد نزول جمعی از طلاب از صدر نگاه مردم بوده ایم. دلیلش را هم حضرت آیت الله به خوبی تبیین کرده اند و «ورود طلاب به فعالیت‌های سیاسی» را یکی از عوامل مهم کم شدن محبوبیت آنان می دانند و می فرمایند: بسیاری از افراد تخصص لازم را ندارند. جدای از اینکه برخی رفتارها شأن و احترام طلبه را پایین می‌آورد؛ مخصوصا اینکه طلبه پرچم به دوش بکشد و بگوید «زید» را شما انتخاب کنید و «عمرو» را انتخاب نکنید. این رفتارها شأن و احترام طلبه را پایین می‌آورد؛ یک بازاری محترم این کار را نمی کند که یک طلبه انجام می‌دهد؛ طلبه هم اگر بخواهد در این زمینه فعال باشد باید در این مسیر یک سری ارشادات کلی داشته باشد اما وارد شدن طلبه ها به این وادی صلاح حوزه و طلبه نیست. سخن ایشان روشن است و راه را بر سفسته گرانی که پشت شعار مرحوم مدرس سنگر می گیرند که "سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست" باید بفهمند که این مرجع والامقام از "دانش سیاست" و " فهم سیاسی" نهی نفرموده اند بلکه بر "به عملگی رفتن طلبه در دعواهای سیاسی" خروشیده اند که "هیچ" رهاوردی برای نهاد روحانیت و حوزه ندارد که از ذخیره اعتبار راهبردی این نهاد مقدس می کاهد. اگر به انصاف، چشم بگشاییم و به تحلیل بپردازیم در خواهیم یافت " ورود نا به هنگام " در دعواهای سیاسی و جانب داری ها و تریبون شدن ها از سوی دیگر به اضافه غفلت از نقش آفرینی اجتماعی و سکوت در برابر آنچه مردم را به فریاد آورده است، مزید علت کاهش محبوبیت است. مردم که همواره به روحانیت به عنوان نهاد مرجع و ملجاء نظر داشته اند ، این توقع را دارند که حضرات را در موقف های شبهه ناک و گردنه های سخت و راه های صعب العبور اجتماعی هم آنان را در کنار خویش ببینند اما به راستی کجاست نهاد روحانیت و نقش آفرینی حضرات در مقوله دهشتناک طلاق؟ می دانیم که به ازای هر 3-4 ازدواج، یک طلاق اتفاق می افتد؟ می دانیم که آمار ازدواج ، چندین سال است که روی بردار نزول قرار دارد و طلاق، پر شتاب دارد از نمودار بالا می رود؟ می دانیم چرا چنین می شود؟ نقش آحاد طلاب در چالشی چنین چیست؟ و یا چرا در بحران های فساد اقتصادی و اختلاس های بزرگ که – به اشتباه پای ما و انقلاب نوشته می شود- ، فریادی که باید از حنجره طلاب بلند نمی شود؟ چرا وقتی تریبون برمی دارند و زبان به نقد می گشایند باز گرفتار همان بازیی می شوند که سیاست بازان قدرت طلب طراحی کرده اند؟ آیا وقت آن نرسیده است تا روحانیت، خود را از این فضا برهاند و ردای خویش را بر سر همه فرزندان انقلاب بگستراند و هم پناه همه باشد و هم پرچمدار  همه. آیا وقت آن نرسیده است که شان پدری نهاد روحانیت به حالت سابق برگردد و دغدغه رهبر انقلاب و مراجع عظام  برطرف شود؟ امید واریم که با نفس حق این مرجع بزرگ، اکابر حوزه، فضای "خودانتقادی" را باز کنند و از این شرایط غبار آلود،راهی به فردای روشن بگشایند هم برای خود و هم برای مردمی که همچنان به سلوک آنان نظر دارند.

آیت الله به نکات دیگری هم پرداخته اند که می تواند در شناخت راه به ما کمک کند؛ ایشان از کم شدن «علمیت» حوزه‌های علمیه ابراز نگرانی کرد و افزود: الان خیلی از چیزها شعار است اما شعار جای واقعیت را نمی گیرد. خیلی ها در اوّلیات فقه مانده‌اند اما از آنها به عنوان مجتهد یاد می‌شود. مرحوم والد ما همه موارد علم را با استنادات حاضر داشت. الان من به جای او نشسته‌ام اما برخی از مسائل را نمی دانم. گاهی انسان به چیزی نیاز دارد باید از کسی بپرسد اما کسی نیست که اگر مشکل فقهی پیش آمد از او بپرسیم.
این مرجع عالی‌قدر از کم فروغ شدن موضوع «تقوا» در حوزه‌های علمیه انتقاد کرد و گفت: یکی از مسائلی که الان با سابق فرق کرده است مسأله اخلاق و تقوای طلبه هاست. ایشان از طلبه‌ها خواستندبا رفتار صحیح خود با مردم به ترمیم چهره‌ این قشر کمک کنند. آیت الله افزودند: طلبه باید تلاش کند با مردم فاصله نداشته باشد. گاهی مواردی پیش می‌آید که خواسته ما با خواسته مردم متفاوت است ما باید در کنار مردم قرار بگیریم چرا که با همین مردم می خواهیم دین خدا را اجرا کنیم.
این مرجع عالیقدر، درد گفته زیاد داشتند که خدا کند همه آنانی که نقشی در این حوزه دارند به عمل برخیزند و الا فردا خیلی دیر تر از آن است که حتی تصورش را بکنیم. روحانیت باید به جایگاه خویش برگردد تا جامعه را هم به سر خط آورد والا  قصه به جاهای تلخ تر خود هم خواهد رسید . وقتی نهاد خانواره ویران شود. وقتی ازدواج سفید و چهارشنبه سفید، سیه روزی را تمام کند، شاید امکان اصلاح هم به نقطه انجماد برسد. ان شاالله هشدار آیت الله و کلام معیار این مرجع عالیقدر، بیداری  افزون تر و عمومی نهاد روحانیت و آحاد آن را در پی داشته باشد تا جلوی خواب جامعه در زمین بازی بیگانگان را بگیرد.

خبرگزاری رضوی / دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ / ساعت ۰۰:۲۶

http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/20856

/ 0 نظر / 102 بازدید