مساجد جان در حسرت غبارروبی

 
اهل ایمان با نظافت و زیباسازی مساجد، آغوش خود را برای زمان سعد ماه سعید رمضان می گشایند، این روزها اگر گذرتان به هر مسجدی بیفتد، دست هایی را خواهید دید به وضو مطهر و معطر، دست  هایی که قاصد دل و اندیشه شده اند تا پیغام ایمان را به خشت، خشت بنا و به وجب وجب مسجد برسانند و اگر به معرفت نگاه کنی پشت این دست های پراراده، یک دل پر ایمان خواهی دید که باز پشت آن یک دنیا عشق وجود دارد. آن ها به کار خویش آیت و نشانه دوست می شوند. نشانه ای که یک اشاره هم هست. اشاره ای که باید ما را به درونمان توجه دهد، به مسجد قلبمان که گاه چندی است قفل شده است. گاه برخی از این قفل ها زنگ هم زده است، گاه... غبارروبی مساجد، یک اشارت است به غبارروبی مساجد جان، به این که ما را توجه دهد تا غبار از جان برگیریم. زباله های ضداخلاقی را دور بریزیم و با زلال زیبایی پندار و گفتار و رفتار، خانه ای بسازیم در خور دوست، خانه ای که برای خدا آغوشی گشوده داشته باشد. غبارروبی مساجد، یک نشانه است از همت مردم که در... مساجدا...، «من آمن باا...» را نقش می کنند و حرمت می نهند خانه خدا را و این نشانه های مقدس را. اشارت های هدایت گری است برای ما که نگذاریم دلمان نه خانه، نه حتی انباری که زباله دان شیطان شود و اما،برخی هامان به غفلت، زباله های بدبو و بیماری زای او را در بهترین جای خانه قلبمان قرار می دهیم،گاه حتی روی دکوری هم می گذاریم تا به چشم هم بیاید که اگر نه این بود، این همه گره در ابرو و چهره نمی انداختیم در برابر مردم. این همه گفتار نازیبا و پالایش نشده، از زبانمان به سوی این و آن شلیک نمی شد، این همه نگاهمان، تیر به هزار زهر آلوده شیطان نبود که اول از همه ایمان و هویت خود ما را بکشد بعد ناموس مردم را زخم زند! اگر نه این بود، غیبت، شیرین کام و کلاممان نمی شد تا مردار خواری از گوشت برادرمان، این همه لذت مان دهد. اگر نه این بود، تهمت و بدگویی و بدخواهی، همزاد ما نمی شد و دست هامان کج نبود و پاهامان به کژراهه میل نمی کرد. اگر این نبود، ما این نبودیم که از دیدن خود در آینه وحشت داشته باشیم و آیات قرآن را که بیداری بخش و انذار دهنده است نخوانده، نشنیده و ندیده نمی گرفتیم...

بگذریم، غبارروبی مساجد، یک نشانه است از عشق مردم به خانه خدا، کاش آن را اشارتی بدانیم و به خود نگاهی دوباره داشته باشیم و برخیزیم و به خود تکانی بدهیم تا فرو ریزد زشتی ها. زشتی هایی که نه ذاتی ماست و نه حق ما، بل بیماری است هلاک آور که باید از آن پرهیز کرد تا جان به سلامت برد باید دیده و دل داشت تا به معرفت جوری دیگر دیدن و خدایی دیدن عادت کند و جان را باید جلا داد تا آینه حضرت خداوند شود...

 

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1391/04/21 شماره انتشار 18164 /صفحه۶/فرهنگی
/ 0 نظر / 90 بازدید