همه روزه هایم مال تو، «آه» تو مال من!

 

* اول؛ می گفت: مادر به هم ریخته و صدایش به بغض نشسته بود،می گفت مادر بیمار بود اما این بغض و آن به هم ریختگی بیش از آن که به خاطر بیماری باشد، به این دلیل بود که قرار بود طبق گفته دکتر، روزه اش را بشکند. دکتر تاکید کرده بود به خاطر سلامت باید داروها را مرتب استفاده کند و این استفاده مرتب و ۸ساعته، یعنی باید روزه اش را افطار کند و او دلخور بود از این و دنبال راهی می گشت که اگر بشود، مصرف دوره ای دارو را حداقل چند روز به عقب بیندازد تا ماه رمضان تمام شود. می گفت: مادر گفته «درد بی طاقت» ندارم، درد را تحمل می کنم تا رمضان تمام شود، آن وقت مصرف دارو را شروع می کنم. می گفت مادر ... و من در قامت این مادر یک مومنه می دیدم که به راز رمضان رسیده است و نمی خواهد فرصت از دست بدهد که اهل ایمان در اغتنام فرصت ها هوشیارند و خدا کند پس از رمضان این مادر و همه مادرها، سلامت خود را دریابند که وجودشان گرمابخش زندگی است و ...

* دوم: نمی توانست روزه بگیرد، وضعیت وخیم جسمی اجازه نمی داد، اما حتم داشتم از نظر روحی روزه است و با این که تکلیف او روزه «نگرفتن» بود اما در حسرت حال روزه داران بود که در خود او هم حال روزه داران را می دیدم. حال او مرا یاد ماجرایی انداخت که می گویند بنده خدایی با شتاب به سوی مسجد می رفت اما وقتی رسید که نماز تمام شده بود او چنان آهی از دل کشید که اهل نظر می گفت حاضرم همه نمازهایم را بدهم تا تو همین «آه» را به من بدهی. حالا، حال و روز رفیق ما که به جبر بیماری نمی تواند روزه بگیرد مثل همان «آه» است و به راستی چقدر آدم می خواهد روزه خود را با «آه» او عوض کند.

* سوم: خداوند ارزش «آه» را می داند و من حتم دارم آنانی که روزه داری را به حسرت آه می کشند و از این که نمی توانند روزه بگیرند، دلشان لبریز آه می شود، جزو روزه داران به شمار می روند اما دلخورم از این که گاه می بینم، برخی افراد، جوان و پر انرژی، آشکارا روزه می خورند من نمی توانم به مهر آنان را ببینم، حتی دلم نمی خواهد از مغازه ای خرید کنم که فندکش را آویزان کرده است تا کسانی که سیگار می خرند، همان جا آتش به جان سیگار و ایمان خود و اعتماد مردم بیندازند. من هیچ دوست ندارم با این افراد چشم در چشم شوم و از همکلامی با آنانی که انگار برای نمایش تجری و گناه روزه خواری اصرار دارند، گریزانم. البته روزه داری، هرگز باعث غرور نمی شود تا در بندگان خدا به تحقیر چشم گردانم، حتی گناهکارانشان اما از تجاهر به فسق و تظاهر به گناه روزه خواری نفرت دارم و بر این باور استوارم که باید از زشتی گناه حذر کرد و باید دامن برچید از رو در روشدن با آنانی که آشکارا مرتکب معصیت می شوند و ...

*  چهارم: رمضان به آخر می آید. اما توشه ای که از رمضان گرفته ایم باید ذخیره معنوی حداقل یک سال ما باشد و چقدر دستشان خالی است، آنانی که به عمد روزه خویش را شکستند، آنانی که روزه خواری خود را جار زدند و کوچه و جامعه را آلودند... آنان برای فردا چه پاسخی دارند؟

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1392/05/14 شماره انتشار 18470 /صفحه اول و ۶/جامعه

/ 0 نظر / 86 بازدید