هر که دارد هوس کرب و بلا بسم ا...

عرفه است و باز حسین(ع) راهی کربلاست...
 

عرفه است... حاجیان پا به راه «منی»اند، اما، عشق به سوی کربلا می رود. اما حج به کربلا می رود، اما منی به کربلا می رود اما کعبه به کربلا می رود... من مانده ام حاجیان به کجا می روند وقتی حج راهی کربلاست، وقتی حجت خدا پا به راه نینواست، وقتی زمین بی تاب کربلاست و زمان می خواهد خود را به عاشورا برساند...عرفه است... حسین(ع) است و کاروانی که همه حقیقت را با خویش دارد به هر قدم که بر می دارد، به هر زمین که می رسد، به هر زمان که نماز می خواند و هرچه غیر اوست باطل است و من مانده ام، آن آدم ها، بی حسین، بی حجت خدا، بی دلیل راه کجا می رفتند؟...عرفه است... هر سال تکرار می شود و عجیب این که هر سال حسین(ع) باز به کربلا می رود و باز به کربلا می خواندمان، باز مکه و منی، مروه و صفا و ... با او پا به راه می شوند و بسیاری از ما، بسیار بسیاری از ما، باز همراه مولا نیستیم... باز کاروان اگر چه بزرگ، اما کم تعداد است و باز... حج، حاجی می خواهد اما...عرفه است... باز حسین(ع) راهی کربلا می شود، این من و توایم که باید انتخاب کنیم که همراه حسین ایمان خویش، به هر کجا که رویم، عطر کربلا بزنیم و یاحسین ایمان خویش را در مسیر نینوا، تنها بگذاریم و پی خواهش نفس و خواسته های هوا، سر به هوای دیگر بگذاریم...عرفه است... هر کس با حسین باشد، حاجی است و هر کس حسین ایمان خویش را وانهد، هرچه باشد، حاجی نیست، عاشق نیست... انسان هم نیست... عرفه است، حسین علیه السلام پا به راه کربلاست، این بار خود را به کربلا برسانیم.

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1393/07/10 شماره انتشار 18800/صفحه اول زندگی سلام

/ 0 نظر / 80 بازدید