خویش را مدیریت باید کرد

برای سلامتی تن، هزار پرس و جو می کنیم تا "بهترین" پزشک شهر را بیابیم حتی اگر بیماری ما هم سخت نباشد. می کوشیم و اگر هم دست مان به آشنای راه نرسد، در خیابان های پر پزشک، به تابلوخوانی می پردازیم تا پزشکی را انتخاب کنیم که بالاترین سطح تحصیلی را در بهترین دانشگاه ها گذرانده باشد اما برای مسائل شخصیتی و اجتماعی خود، چندان که باید حساس نیستیم! مهم نیست برای ما که به کجا می رویم و چه بلایی بر سر جامعه می آوریم حال آنکه اگر جامعه سالم باشد ، خیلی از بیماری های جسمی هم اتفاق نمی افتد که آگاهان، ام الامراض را استرس و فشار هایی می دانند که بر روح و روان، وارد می شود. فکر می کنم اگر اخلاق و جامعه و دیگران هم برای ما مهم نباشد و دچار خودخواهی مطلق هم باشیم باز می طلبد که برای اصلاح رفتار ، همت کنیم چون جامعه خوب، با خشت هایی از جنس رفتار خوب، درست می شود. برای این هم ما معلمان بزرگی داریم در ادبیات خودمان از جمله معلم بزرگی چون مولوی که با نقشه راه، راه ها را هموار می کند. او با کلید واژه "...باش" به سویه های مختلف زندگی می پردازد و به "چنان بودن" مان می خواند که جامعه ، خوبی را در سطح عالی تجربه کند؛
شب باش : در پوشیدن خطای دیگران! تویی که می خواهی، دیگران چشم نگردانند در رفتارت، و خدا را هم به مقام ستاریت سوگند می دهی که با نگاه خطا پوش ببیند، خود هم باید پرده پوشی را از شبِ خدا، بیاموز و رازدار و امین دیگران باش!
زمین باش : در فروتنی و بدان که هیچ زمین بلندی آب نمی خورد تا به بار بنشیند. تو که خواهان ثمردهی هستی باید که به تواضع، خود را بیارایی تا با این زینت حسد کش، در تعریف بندگان خوب خدا قرار گیری.
خورشیدباش : در مهر و دوستی. گرمای تو باید زمستان های سرد و سخت را از سر دیگران بتاراند و تلائلوی نگاهت باید که راه امن را بنمایاند و روشنا را روزی مدام مردمان کند.
کوه باش : در هنگام خشم و غضب و خود را چنان پایدار کن که از جای نجنبی به بی قراری و بی عدالتی که مومن غفران طلب از حضرت غفار، خود هم باید به مغفرت رفتار کند.
رودباش : در سخاوت و یاری به دیگران و غم ها را بشوی و دست های مسئلت جو را به صدف های لبریز از "در" و مروارید اجابت کن و مپسند که کسی از در خانه ات نا امید برگردد.
دریاباش : در کنار آمدن با دیگران و کشتی های بزرگ حرف مردم را در خویش به آرامی بپذیر و به مروا کراما، بگذار و بگذر.
خودت باش : همانگونه که می نمایی و از نمایش آنچه نیستی بپرهیز که آن شیوه منافقان است. انسانِ صادق، همان است که هست . پشت و رو ندارد و دورویش یکی است و این یگانگی نیز درس گرفته از مقام توحید است . جامعه نیز با مردان یک رنگ، زیبا تر است.....
ب / شماره 3546 / چهار شنبه43 بهمن 1396/ صفحه اول و 3
/ 0 نظر / 96 بازدید