تلاقی زندگی و حیات طیبه

راهِ خدا باز است برای همه اما این که هر نفر چقدر در این مسیر گام برمی دارد موضوعی است که به اراده و ایمان و توانی که می گذارد بستگی دارد.در این راه، هیچ قدمی بی پاسخ نمی ماند و انسان درست به اندازه ای که جد و جهد کرده است به خدا نزدیک تر می شود. این “نزدیکی” می شود همان ارزشی که هر چه خلوص و عیارش بالاتر باشد، ارج بیشتری پیدا می کند. نکته ای که در این زمینه باید بدان توجه داشت، “احساسِ نیاز” به خداوند است که هرچه شناخت بیشتر شود، نیاز افزون می شود و این دو می تواند استعداد انسان را برای رسیدن، ده چندان کند. استاد ارجمند، آیت ا… صفائی حائری(ره) در صفحه ۲۵ کتاب گران سنگ “نامه های بلوغ” در این باره می نویسد: ایمان به قدر انسان و ارزش او، او را به سوی خدا می‌کشاند و ضرورت خدا از ضرورت آب و هوا برای تو محسوس‌تر می‌شود. و ایمان به غیب، برای تو که شهود عالم، دلت را پر نکرده و ایمان به روز دیگر، که به امروز قانع نیستی و ایمان به وحی، به دنبال می‌آیند. انسان با شناخت قدر و استعدادهای خود، به مقدار استمرار و ادامه‌ خود و به جهان دیگر روی می‌آورد. همانطور که از استعدادهای اضافی بچه در رحم مادر، می‌توان به استمرار او و جهان دیگر راه یافت.باری، ضرورت نیاز به خدا، از نیاز انسان به هوا بیشتر است و چنانکه با تعریف این نیاز و تنفس، زندگی می یابد، با درک درست اولی، به “حیات” طیبه می رسد و اتفاقا از تعامل زندگی و حیات طیبه است که ایمان قد می کشد و آدمی را به جایگاه بایسته می رساند. به فرموده حضرت استاد؛ در این مجموعه عظیم هستی است که انسان با هدف بالاتر از وجود خویش و جهت عالی‌تر، به رسول و ولی روی می‌آورد. این دو نکته؛

۱-جایگاه انسانی که در تمامی هستی مطرح است، نه در یک کشور

۲- با هدف بالاتر از خود همراه است، نه لذت و قدرت و رفاه.

آن جایگاه و این هدف، نیاز به حکومت و رهبری رسول و امام معصوم را نشان می‌دهد. یعنی در یک سیستم حکومتی که ریشه در عصمت نداشته باشد، آدمی به رفاه می رسد، به آزادی هم می تواند دست یابد و به استقلال نیز هم اما برای تعالی و رسیدن به جایگاه خلیفته الهی، قطعا باید ذیل رهبری معصوم و در هندسه آنان زندگی کرد. در این ساحت است که انسان نه تنها خود را از دست نمی دهد که به تمامه خود را به دست می آورد چه می دانیم و می دانند که ؛ کسانی که خود را از دست می‌دهند، هیچ ایمانی نخواهند داشت: « الَّذینَ خَسِروا أنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُؤمِنوُنْ »؛ هیچگونه ایمانی نه به ا…، نه به غیب، نه به یوم‌الاخر و نه به وحی؛ که تمامی این ایمان‌ها در گرو ایمان به قدر انسان و در گرو شناخت انسان از خویش است. این نگاه استاد، ضرورت خود شناسی و حرکت در مسیر “شدن” و تعالی یافتن را اجتناب ناپذیر می کند اگر چه شاید رفتن همیشه به مقصد منتهی نشود ولی ناگزیریم از حرکت که این خود مقدمه تمام تحول ها و رسیدن هاست….


ب/ شماره 3810 / چهار شنبه 12 دی 1397 / صفحه اول و 3/


http://www.birjandtoday.ir/?p=68545


/ 0 نظر / 37 بازدید