درس کربلا، مشق محرم

کربلا، یک نام تنها نیست که اگر چنین بود در همان محرم 61 قصه اش- به رغم همه غصه ها- به پایان می رسید. این که مانده است و ما را به ماندن در عرصه تکلیف عاشورایی می خواند، یعنی که اراده خداوند بر آن تعلق گرفته است تا انسان همواره در مدار تکلیف حرکت کند و هر روز برای زپرشکوه تر شدن و به تراز حجت خدا نزدیک تر شدن ، بکوشد. این فرایند کوشش است که آدمی را از ایستایی و رکود و سکون کشنده نجات می دهد. در حقیقت حسین(ع) با عاشورا به دنبال نجات انسان از رکود و درجا زدن شد و می توان به صدای بلند حضرتش را منجی انسانیت خواند. دایره این انسانیت هم نه فقط به اندازه مسلمانان که به قاعده همه انسان ها ، فضا دارد چنانکه گاندی غیر مسلمان هم در کربلای حسینی، مدل صحیح رفتاری را می یابد یا یاسر عرفاتِ غیر شیعه، در زمان محاصره دژخیمان صهیونیست، با نام حسین و با روش حسین، احساس حیات می کند. دشمن هم از این روش و زندگی یافتن در مرگ حسینی است که می هراسد تا چنانکه نقل می کنند از فکویاما، اندیشمند و نظریه پرداز آمریکایی که شهادت و انتظار را دوبال حرکت شیعه می داند و برای چیدنش، طرح و نقشه می ریزد. حالا او گفته باشد یا نه، فرقی نمی کند. واقعیت همان حقیقت حسینی است. حقیقت این است که ما با عاشورا زندگی می کنیم و با محرم، حرکت ها را جهت می دهیم و با همین یک دهه اول محرم، یک سال مان را چنان غنی سازی می کنیم که دشمنان با همه برنامه ها و ماهواره ها و فضای مجازی و.... نمی توانند انرژی متراکم شده ما را خنثی کنند. این هم یعنی عاشورا در دل زمان جاری است و کربلا به وسعت جهان دارد دامن می گستراند. این که تاکید داریم باید محرم را در یافت و ظرفیت هایش را از حالت بالقوه به فعلیت آورد برای این است که انسان در حیات جاری خویش نیز به این قدرت غنی شده نیاز دارد. البته استفاده از این قدرت هم فقط خاص مبارزه و درافتادن با طاغوت های قدرت یافته در بیرون نیست بلکه طاغوت درون وقارون درون و فرعون درون و یزید درون را هم باید به مدد سبک زندگی حسینی درهم شکست. کسی که مدل زیستی اباعبدالله را برمی گزیند نمی تواند مرکب قارون درونش باشد که او را به سمت تکاثر و ثروت اندوزی ببرد که از فقر مردمان برای کاخ آزوهایش، خشت و سنگ بسازد. نمی تواند گره بر گره بگذارد در زندگی مردم و به بهای کوچک کردن سفره شان، سفره مطامع خود را صد چندان کند. نمی تواند با فرعون درونش، مشق تکبر کند. نمی تواند با یزید درونش به حسین ایمانش شبیخون بزند و با دست آلودن به رفتار باطل، بر حق تیغ کشد. حرف دیروز و امروز و فردا نیست که کربلا تکلیف همه اعصار را حسینی نوشته است و هرکس به این تکلیف عمل نکند، یزیدی است حالا هرچه می خواهد اسمش را بگذارد فرقی نمی کند....


ب / شماره 3724 / دوشنبه 26 شهریور 1397 / صفحه اول و 3/ 


/ 0 نظر / 57 بازدید