جا به جایی مدیران و یک «ای کاش...»

 
گاهی فرصتی دست می دهد که آدمی با مدیران مختلف همنشین و همکلام می شود. در این گفت وگوهاست که می توان دریافت که آقای مدیر، چقدر «مدیر» است و چقدر عنوان «آقای رئیس» برازنده اوست. می شود فهمید طلای مدیریت او چه عیاری دارد و یا اصلاً فلز مدیریت او حلب هم نیست چه رسد به طلا که عیاری داشته باشد. به هر حال از اتوبوسی در اداره ای پیاده شده و کرسی نشین ریاست شده است و فردا که راننده اتوبوس در مسیر برگشت قرار می گیرد او هم مجبور خواهد شد بازگردد و یا او را باز خواهند گرداند چیزی که با پدیده «تغییرات اتوبوسی» تاکنون شاهدش بوده ایم. یک جریان تا به قدرت رسیده، دیگرانی را با هر عیار مدیریتی عزل و نیروهای خود را با هر توان نصب کرده است و این سیکل معیوب بارها اتفاق افتاده است و هزینه این آمد و رفت ها را که با آزمون و خطا هم همراه بوده است این ملک و این ملت پرداخته اند. حال آن که اگر در بر پاشنه عقلانیت و عدالت و اعتدال می چرخید هر کس سر جای خود قرار می گرفت و کارها به سامان می شد. چنان که در مطالعه برخی مدیران و حوزه مسئولیت شان می شود این را دید، که فرد سر جای خود است و کلیدی است برای همان قفل لذا شاهد گشایش ها می شویم و با تدبیر مدیر، گره ها یکی پس از دیگری گشوده و «کلاف سردرگم» هم سرش پیدا می شود و... من خود در مواجهه با مدیران و مسئولان این مسئله را به عینه مشاهده کرده و می کنم. عمق اشراف یک مدیر بر حوزه کارش گاه چند سانت است و دیگر مدیر به اندازه دریا. گستره این اشراف گاه به اندازه اتاق رئیس است گاه به اندازه کل حوزه کاری. یک نفر می خواهد حافظ وضع موجود باشد و دیگری می خواهد طرحی نو دراندازد. یک نفر به اطلاعات رسمی قناعت می کند و دیگری علاوه بر آن به داده های غیررسمی هم عنایت دارد و حتی بالاتر، به رصد سازمان های مشابه نهاد خدمت خود، در دیگر شهرهای کشور و جهان هم می پردازد. اطلاعاتش به روز است و نخبگان حوزه فعالیت خود را می شناسد و تولیدات آنان را در یاد دارد. در مدیریت پیش پای خود را نمی بیند بلکه افق نگاهش تا دوردست ها را هم می کاود. شاخصه های یک سازمان موفق را فهرست می کند و به ظرفیت و جایگاهی که در آن هست و باید باشد هم توجه دارد. استفاده از تجارب دیگران را یک فرصت می داند و با جست وجو در دنیای مجازی دنبال راه های حقیقی ارتقاست. از حضور ایرانیان در این حوزه که در اقصی نقاط جهان فعال اند خبر دارد و به دنبال استفاده از دانش و اندوخته تجربی آنان است... معلوم است چنین مدیری به موفقیت هم می رسد و خود به سرمایه ای برای شهر، استان و کشور تبدیل می شود که فراتر از حاکمیت این یا آن جناح، کاربردی کلیدی می یابد و به باور این قلم مدیرانی چنین باید در هرم کشور ماندگار باشند و در آمد و شد جریانات سیاسی نباید جابه جا شوند. کاش قانونی نوشته می شد، که مدیریت های تخصصی گرفتار تندبادهای سیاسی نمی شدند تا بهتر و بیشتر می شد از ظرفیت آنان استفاده کرد و کاش امروز که دکتر روحانی با شعار دولت تدبیر و امید و اعتدال، زمام امور اجرایی کشور را به دست گرفته است. این «سنت حسنه» پایه گذاری شود که مدیران متخصص در حوزه های تخصصی بمانند و بر مشی اعتدال کارها به سامان بشود. البته آنانی که تخصص ندارند و اتوبوسی آمده اند، کسی هم شکوه نخواهد کرد که چرا اتوبوسی رفتند، اما متخصص ها و کاربلدها، بدون در نظر گرفتن نگاه سیاسی باید بمانند... .
 
خراسان - مورخ چهارشنبه 1392/05/23 شماره انتشار 18476 /صفحه ۱۶/بدون موضوع
/ 0 نظر / 90 بازدید