... و باران این چشمه، قحطی ندارد

 اشک نوشته ای برای روضه های حسینی

اگر سال های خشکسالی

به هزار در هزار هم برسد

و زمین

باران را

از خاطر ببرد

و نداند چشمه یعنی چه

حتی اگر آسمان

راه زمین را گم کند

و جاده های باران

به بن بست بخورد

اما دیده را

و دل را

در عزای حسین علیه السلام

همواره فصل باران است

و قرار باران نیز هم

و هیچ چشمی نیست

-در میان اهل عشق-

که به باران ننشیند

وقتی روضه کربلا می خوانند

و هیچ دلی نیست

هزار چشمه نشود

وقتی قصه به عطش می رسد

آب هم به گریه می آید

آندم که روضه خوان

از عباس و فرات می گوید

و کودکانی که

نه فرات را

که عباس را به انتظار نشسته اند...

و نفس به حسرت می کشد

هر که عاشق است

که کاش

فرات می بودم

و پرشتاب

-بی هراس حرامیان-

خود را به خیمه ها می کشاندم

کاش لااقل

مشکی، کاسه آبی بودم

تا دوان دوان

بر لبان تشنه اهل کربلا بوسه می زدم

کاش قطره بارانی بودم

تا آن روز گرم

آن روز سرخ

آن روز پرعطش

بر لبی سجده می آوردم

که به ذکر خدا متبرک بود

کاش...

اگر خشکسالی هزار در هزار هم شود

اگر زمین

خاطره باران را هم

از یاد ببرد

ما، اما،

عاشورا را به باران می نشینم

از دل

از دیده

و از لبانی که

در شکستن بغض

و آغاز گریه

پرشکوه تر از هر قنات

به کاریز می رسد

و مظهر این قنات

محل ظهور عشق است و...

فرشتگان خدا را بگو

به تماشا آیند

به نماز تماشا آیند

این شکوه هزار در هزار شده را

که مردمان به نام حسین(ع)

عاشورا به پا می کنند

در هر گوشه ای از زمان

و کربلا به پا می کنند

در هر گوشه ای از زمین

در رثای شهادت نور مشرقین

پرورده حریم رسول خدا حسین...

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1392/08/25 شماره انتشار 18551 /صفحه ۴/شهر عاشورایی

/ 0 نظر / 89 بازدید