راز ماندگاری رجایی و باهنر

برخی آدم ها هستند که به یک جلوه، دل از مردم می برند و جاودان عالم می شوند، یک بار طلوع می کنند اما بی غروب می مانند. کوتاه زندگی می کنند اما سربلند می مانند. طول مسئولیت شان اندک است اما «عرض» اثرگذاری شان فراوان و از این جمله است رئیس جمهور جاودانه ایران، شهید محمدعلی رجایی و نخست وزیر فرهیخته اش شهید باهنر، رجایی یک سال نخست وزیر بود در کنار یک ؟؟ به نام بنی صدر، که ماجرای چشمه و سنگ را به یاد می آورد. یک ماه هم رئیس جمهور بود، به قاعده در این مدت کم، فرصتی نبود تا طرحی دراندازد و کشوری بسازد و جهان را تکانش سخت بدهد. زمانی نداشت تا زمین را به حق خود برساند، پس چه شده است که به جاودانگی رسیده است؟ چرا در بهشت دل مردم، جایگاهی چنین صاحب حرمت دارد، جایگاهی که برخی ها کوشیدند تا با تشبه به رجایی، از پله های قدرت بالا بروند؟! چرا هنوز با شنیدن نام رجایی و باهنر، نگاه ها برق می زند؟ به باور من، این همه نتیجه «صداقت» رجایی بود. او سخنی را می گفت که به عمل تاییدش می کرد. چنانکه در مراسمی مردم را به تقوا و رعایت خودسازی و پرهیز از اسراف و اشرافی گری خوانده بود، وقتی برایش سفره انداختند که مقداری با گفته هایش تفاوت داشت، به پرخاش از سر سفره برخاست که مگر من به مردم دروغ می گفتم؟ او«صادق» بود و «ساده زیست»، نه برای شعار و جلب توجه نه به بازی و ریا و تظاهر، به معنای واقعی ساده زیست بود. ساده و پاک زندگی می کرد، ساده پوش و پاکیزه پوش بود. او صادق و ساده زیست و «محاسبه گر» بود. حساب کتاب نفس هایش را هم داشت تا جز بر صراط حق به واجب یا مستحب، برکشیده نشود. حساب و کتاب مملکت را هم ریال به ریال زیر نظر داشت تا کسی هوس درازدستی نکند، بر پست و مقام امیر بود، نه مثل کسانی که «ادا» در می آورند اما زیر بار پست و مقام می مانند.

اهل تندگویی و تنداندیشی نبود، حتی در برابر بنی صدر که مجسمه غرور و تندگویی و طعنه اندازی بود. رجایی، با همه کس در تراز منش رجایی برخورد می کرد نه متناسب با شخصیت طرف، مهم نبود آنان چه می گویند، مهم این بود که دولتمرد صادق و سالم و صالح جمهوری اسلامی چه می گوید. اعمال و گفتار دیگران سنگ ترازو نبود، اما گفتار و رفتار ومنش و روش رجایی، محک سنجشی بود که دیگران را باید با آن می سنجیدند و این مسئولیت «رجایی بودن» را چنان سنگین می کرد که «محمدعلی رجایی» می توانست آن را بردارد و رجایی، شهید بزرگی است که باید از «نو» شناخت، چنانکه با هنر نیز باید دوباره خوانی و دوباره فهمی کرد چه امروز و فردای ایران، به «تدبیر» و هنر باهنر و «امید» عالمانه رجایی نیاز دارد...

خراسان - مورخ یکشنبه 1394/06/08 شماره انتشار 19056 /صفحه16/ بدون موضوع

/ 0 نظر / 95 بازدید