غدير و بازخواني ايمان

شناخت جنس پيام و جامعه مخاطب، از اجزاي اصلي تبليغ است و چه تبليغي بالاتر از ابلاغ وحي خداوندي در واقعه سرشار از حقيقت غديرخم، نيز شناخت جنس پيام و جامعه مخاطب، بسيار ره گشاست. من در بازخواني اين واقعه براين ايمان استوارتر شده ام كه جنس آن پيام نه در جامعه مخاطبان معدود، محدود مي شود و نه در يك قطعه زمين محصور بلكه به سياق همه آيات خداوندي، جامعه هدف، به فراواني بشريت در همه اعصار است و ظرف مكاني آن هم همه زمين. اين درست كه ماجرا در يك روز و در يك زمين اتفاق افتاد اما اين امر مثل اذان بود كه همه را به نماز مي خواند.من آيات نازل شده درباره اين رويداد را هم فراتر از قيدمكاني و زماني مي دانم و باور دارم، هر روز اين آيات به روز مي شود، اصلا وقتي خورشيد، هر روز با طلوع خويش، فرايند «به روزرساني» را انجام مي دهد، مگر مي شود آيات خداوند در يك ظرف زماني محدود شوند و در يك مكان محصور مگر نياز انسان به اين آيات كمتر از نياز به خورشيد است احتياج ما به نور خورشيد براي ديدن است و نيازمان به  آيات براي فهميدن و روشن است كه فهميدن چندگام فراتر از ديدن است و چه بسيار ديدن ها كه به فهميدن منتهي نمي شود...من معتقدم، از همان آغاز يا ايها الرسول... مخاطب آيد، همه مومنان به رسول  الله هم هستند كه بايد پيام را بگيرند و به كار گيرند. آيات بعدي هم باز جامعه مخاطبانش انسان هاي هميشه تاريخند، پس اگر قرار است، ايمان ما مايوس كننده كافران باشد، امروز هم بايد به امام علي(ع) ايمان بياوريم و بيعت تازه كنيم ايماني كه از عقد قبلي و نيت پا فراتر بگذارد و در زبان و گفتار ما تجلي يابد و از گفتار هم به رفتار ما بدل شود چه اين رفتار مومنانه است كه كافران را نااميد مي كند و الا نيت وگفتار اگر چه در اميد آن ها خلل ايجاد مي كند اما نااميدشان نمي كند. پس بايد رفتار مومنانه داشت و رفتار مومنانه هم زماني شكل مي گيرد كه همه آيات الهي درباره انسان جاري شود و انسان خود نيز به پيروي از پيامبر مبعوث شود و بيعت نيز تجلي تازه مي يابد. اليوم اكملت لكم دينكم نيز،اشارتي مدام دارد و مي خواندمان كه با ولايت امام علي(ع) وتحقق امامت و نبوت در رفتارمان با دين كمال يافته، زندگي خويش را چنان به كمال برسانيم كه آخرت مان هم كمال يافته شود. پس هوشيار بايد بود و در بازخواني غدير به باز فهمي آن نيز دل و ديده روشن كرد و با پيراستگي رفتاري، شيطان را از خويش مايوس كرد ام الله اما آيا ما اينگونه ايم آيا رفتار ما، دشمن را نسبت به ما مايوس كرده است آيا ايمان ما به مرحله اي رسيده است كه دشمن بداند ما تن به سلطه نمي دهيم آيا توانسته ايم خود را چنان مومنانه پرورش دهيم و چنان بزرگ شويم كه كافران خيال سلطه خويش بر ما را باطل بپندارند به راستي ماجرا چيست... البته قصد واشكافي اين مسئله و طرح سوال چنداني ندارم در اين مقاله اما حرف من اين است كه اگر دشمن را، كافران را، مشركان را در ما و كشور ما طمع مي افتد، بايد بدانيم، بهره خويش از غدير نگرفته ايم. يا اصلا به غدير نرفته ايم و يا آنجا مانده ايم والا نمي توانستند به ما و فردا و فرزند و وطن ما طمع كنند. طمع معاويه هم در مالك و عمار و... نبود، در كوفياني طمع كرد كه از غدير هم اگر چيزي در ياد داشتند، يك واقعه تاريخي بود نه يك حقيقت انسان ساز، ما هم اگر مي خواهيم دندان طمع كافران را بكشيم بايد از غدير با امام علي(ع) بر صراط مستقيم الهي كه محمد رسول  الله نشانمان داد برويم. بايد اخلاق فردي و اجتماعي و حكومتي ما علوي باشد. بايد شاخصه هاي حكومتي مولا علي(ع) را، نشانه هاي بي بديل حكومت خود كنيم. بايد از هر چه جز اين است، تقواي پرهيز داشته باشيم. بايد همه خود را مخاطب آيات قرآن و فرمايش رسول  الله و علي مرتضي بدانيم وبشنويم و عمل كنيم و بدانيم كه به عمل كار برآيد و به سخن خالي از عمل و شعار تهي از شعور كسي شيعه نمي شود. شيعه، در اندازه خود يك نسخه از مولاست و هر كس به اندازه خود «علي» نشود، باطل است و در باطل هم باطل بسيار طمع مي كند و... همين(ص-۲)

/ 0 نظر / 107 بازدید