پیروزی خود را در شکست دیگران نجوییم

اگر فردی پیشرفت می کند، توانسته است به کشف استعداد خدادادی خود نائل آید. به فهم درست هم البته رسیده است که پیشرفت فردی در گرو شکست و مانع تراشی برای دیگری نیست. نکته ظریفی که اگر نسبت به آن به تفاهم برسیم نه تنها پیروزی خود را در از پا افتادن دیگران نخواهیم دید که دست افتادگان را خواهیم گرفت برای ادامه راه. این طرفه نکته را اگر در مقیاس جهانی باور کنیم دیگر جنگی شعله نخواهد کشید که سعادت هیچ ملتی در تیره روزی دیگر ملل، تقدیر نشده است.

این که برخی افراد، ساق پای دیگری را هدف می گیرند و قدرت های باطل، دست در سفره دیگر کشور ها می زنند از این روست که راه موفقیت را گم کرده اند والا موفقیت هر فرد و جامعه و ملتی، در گرو تلاش خودشان است. این درست که موانع گذاری ها و مانع تراشی های دشمن کیشانه راه را می بندد اما قطعا به روی خوشان راهی نمی گشاید حال آن که اگر نگاه، عوض شود، راه عوض خواهد شد و هر فرد و ملتی به وسع تلاش خویش به موفقیت خواهد رسید و ترجمان “لیس للانسان الا ماسعی” را در پهنه جغرافیا خواهیم دید. این را من از مطالعه پستی درس گرفتم که عزیزی صاحب احترام برایم فرستاده بود به این شرح که؛ حکیمی بزرگ روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود . مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر. حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد. حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا. یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند. حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا. سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید. حکیم خط بلندی کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد. دوباره بخوانیم و چند باره نیز همین چند سطر را که به واقع راه این جاست. موفقیت نه در کوفتن دیگران که در قامت کشیدن خویش است و به جرات می توان گفت که این حکایت، یکی از رموز موفقیت است که مسیر پیشرفت را نشان می دهد. در سطح کلان با تکیه بر این نظریه می توان گفت نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، مسیر موفقیت هموار می شود و اگر کسانی با نگاه دشمنانه به تو نگاه کنند با این رفتار، خود به خود شکست می خورند.

کار خودت را درست انجام بده. درست و دقیق هم انجام بده آنان خود عقب می مانند بی آنکه تو دستی را تابانده باشی، به پهلوی رقیبی فشار آورده باشی و پایی را لگد کرده باشی. این عین عدالت است که هرکس به وسع تلاش و گستره ظرفیت اش، به توفیق برسد. به این نکته هم باز باید توجه کنیم که با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم پس نه برای کوتاهی دیگران که برای قامت کشیدن خویش تلاش کنیم. این عین صواب است. آنان که برای کوتاه کردن دیگران می کوشند حتی اگر در این نیت موفق هم بشوند، بزرگ نخواهند شد که بزرگی در شکستن دیگران نیست بلکه در ساختن است….

ب / شماره 4049 / چهارشنبه 22 آبان 1398 / صفحه

http://birjandemrooz.com/?p=11975

 

/ 0 نظر / 20 بازدید