حضرت سجاد(ع) ، امامی که باید از نو شناخت

از کربلا تا شام؛

 امامت یک جریان است. با شهادت یک امام، به امام بعد منتقل می شود بدون آنکه خللی در فرایند به وجود آید. هارمونی بین مدل امامت به گونه ای است که می توان آن را یک قطعه دانست چنانکه در ادبیات دینی از همه آنان به "نور واحد" تعبیر شده است و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای نیز از با عنوان زیبای "انسان 250 ساله" کل تاریخ امامت را یک خط واحد دانستند. بله، هر امامی که به شهادت برسد، امامت به یک نقطه سرخط، خواهد رسید حتی اگر عاشورا باشد. چنانکه پرچم ولایت امام سجاد(ع) درست از غروب عاشورا به اهتزاز درمی آید و همه پرچم های حق ذیل این لوای مقدس قابل تعریف اند و نقش آفرینان نهضت بسط و نشر عاشورا نیز برای خود جز انجام اوامر امام حاضر، وظیفه ای نمی شناسند. اگر نگاهی دوباره داشته باشیم به عاشورا پس از امام حسین (ع) در خواهیم یافت همانجا بی بی زینب، سلام ا... علیها، به محضر امام عصر خویش، حضرت سجاد (ع) مشرف می شود و از محضر ایشان کسب تکلیف می کند وقتی که آتش به خیام حرم می افتد، بی بی می پرسد چه کنیم و امام می فرماید بگویید از آتش فرار کنند و این یعنی، تبعیت محض از امام زمان خویش که در رفتار بی بی  زینب (س) موج می زند و یقین بدانید اگر «امر» امام حتی ماندن و سوختن در آتش بود، یک نفر هم نه تنها «نه» نمی گفت که به چون و چرا هم لب نمی گشود. بعد از این هم قافله اسرا، به سالاری امام زین العابدین (ع) ایمان وثیق دارد و این که بی بی زینب و بی بی ام کلثوم سلام ا... علیهما، در منازل مختلف به خصوص کوفه، علی وار لب به سخن می گشایند و با ذوالفقار کلام، سپر و زره نفاق را در هم می درند باز به اشارت نگاه «علی زمان» خویش است و آنان در حقیقت سخنگوی امام علی بن الحسین علیه السلام هستند. پس بدانیم که زین العابدین (ع) نه «امام بیمار»، که «امام بیداری آفرین» هستند و شفای بیماران در کلام و نگاه ایشان است، چنانکه پس از عاشورا، فراوان بودند بیماردلانی که به مدد کلمات ایشان شفا گرفتند. در همین «سفر سخت» نیز آن که «شام» را به «صبح» رساند و هزیمت یزید را پی نهاد، باز امام سجاد (ع) است و در همان بدو ورود وقتی پیرمرد شامی، شادمانه خدا رابرای پیروزی یزید بر حسین (ع) شکر کرد، امام سجاد (ع) در محاجه با او ، مفسر «جادلهم بالتی هی احسن» شدند و همانطور که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا با استنادهای قرآنی، باطل یزیدی را رسوا کردند و او را در جایگاه فرعون نشاندند، امام سجاد (ع) نیز بااستناد به آیات قرآن ثابت کردند، نه خارج از دین، که لب الالباب دین هستند و طهارت شان را حضرت خداوند گواهی فرموده و محبت آنان را از مردم خواسته است. ایشان در مجلس یزید هم چنان سخن می گویند، که یزید- با همه دنائت و رذالتی که داشت -  در هم می ریزد و از واقعه عاشورا - حداقل در ظاهر- ابراز پشیمانی می کند و گناه را به گردن ابن مرجانه می اندازد و زبان به لعنش می گشاید. و می گوید اگر من با حسین رو به رو می شدم ، ماجرا به این جا نمی کشید.گزارش تاریخ از مجلس یزید و آن سخنرانیی که یزید به آذان ناهنگام، می خواست ناتمام بگذارد خود نشان دهنده شکوه هدایت و امامت حضرت زین العابدین(ع) است که مسلمانان اموی را هم از یقین به حقانیت یزید به تردید و تامل و حتی سئوال می رساند. انا ابن مکه  و منی ... انا ابن زمزم و صفا و ... «فراز»هایی از سخنان امام است که پرچم باطل را، باور مردم به یزید را «فرود» می آورد که یزید نا به هنگام موذن را فرمان فراز شدن و اذان گفتن می دهد اما امام به هر فراز اذان، از یزید اعتراف می گیرند بر حقانیت خویش که همان حقانیت جریان امامت است.

باری، این روز ها، به ویژه روز شهادت حضرت علی بن الحسین(ع) امام نهضت حسینی،باید فرصت بازخوانی عاشورا را به بازخوانی نقش امام پس از مولاحسین(ع)، یعنی امام سجاد پرداخت و با معرفی دقیق ایشان، پندار ناصوابی که ایشان را امام بیمار می خواند، در هم شکست و در یک کلام، باید ایمان نو کرد به امام سجاد(ع) تا به فهم تازه از ولایت و امامت رسید، که معرفت به امامت نیاز مومن در همیشه زمان است و هرکس امام زمان خود را نشناسد، نه فقط  مرگ که حیات او هم ترجمان جاهلیت خواهد بود. روشن است که حیاتی چنین چه مرگی را در پی خواهد داشت و آشکار است که همین دنیا و دنیای بعد مرگ برای او چگونه خواهد بود.امام را باید شناخت، فراتر از مراثی و مداحی، با صحیفه سجادیه باید شناخت ایشان را که به زیباترین و ماندگار ترین زبان، نقشه راه همیشه را طراحی می فرمایند...

خبرگزاری رضوی / یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶/ ساعت ۱۷:۵۲/چ2

http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/19443/

/ 0 نظر / 98 بازدید