من خبرنگارم، قلمم عاشق توست

 من خبرنگارم، جانم را می دهم تا عشق در تو جان بگیرد و همه دیارمان بشود باغی با درختانی پر «بر» که مردمان از آن «میوه عشق» می چینند و کام شیرین می کنند.

من خبرنگارم. به شوق، سلامتی ام را، آسایشم را، آرامشم را به میدان می آورم تا میدان از هر چه سلامت سوز، آسایش بر و آرامش کش است خالی بشود و تو بتوانی به آرامش امروز، به آسایش فردا و به سلامتی همه فرداها فکر کنی.

من خبرنگارم، بسیاری وقت ها، خواب را بر خود حرام می کنم تا تو در سایه حلال خداوند از همه حرام ها در امان باشی و هیچ حرامی نتواند رفتارت را، گفتارت را و حتی پندارت را به خویش دچار کند.

من خبرنگارم، همه سال از تو می نویسم، از حق تو، از سبک زندگی که باید فردایت را بهتر از امروز رقم زند، از فرداهایی که باید تو را چند گام تا موفقیت به پیش برد، از فردایی که باید حق تو باشد.

من خبرنگارم. از تو بسیار گفته ام، از تو که در جامه سربازی نگهبان عزت ایرانی، از تو که در جایگاه صنعتگر به استقلال این ملک و توسعه استان می اندیشی، از تو که در کسوت یک مدیر، دستانت از بس گره از کار بسته مردم گشوده است، از تو که زبان زمین و زمان را می فهمی و چهار فصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان را به خاک و آب و به درختان باغ تعلیم می کنی تا روزی مردمان را به کشاورزی از سفره سخاوت زمین و دریای انوار آفتاب به دست بیاوری و حتی خشکسالی دیرپای منطقه را به تدبیر مهار کنی.

از تو که سپیدی جامه ات سپیدی فردای سلامت را سرمه چشم بیماران می کند، از تو که قلمت هندسه عمرانی این شهر و دیار و آن روستا و جاده و سد را می نویسد. از تو که به خط آتش می زنی تا در خطر افتادگان با شنیدن آژیر آتش نشان آهنگ سلامت را به یاد آورند. از تو که معلمی و تو را در عشق به هدایت به پیامبران تشبیه کرده‌اند و حاصل سوختن تو ساختن زندگی بهتر برای این منطقه و فرزندان با استعداد خراسان جنوبی است.

من خبرنگارم. از تو بسیار گفته ام، از تو که پدری و نگاهت بلندترین سقف بالای سرخانواده است، از تو که پدری و همه کوه ها، استواری از تو می آموزند، از تو که مادری و دریا تشنه زلال محبت توست، از تو که پسری و چشم پدر در تماشای تو باغ بهار می شود، از تو که دختری و چراغ خانه، از تو که... من خبرنگارم، از تو به هر کوی، به هر نام، به هر نشان بسیار نوشته ام حتی اگر تو مرا نشناسی، من اما تو را می شناسم و می دانم زیبایی حق توست پس برای رسیدن به حقیقت همیشه در کنار توام.

من خبرنگارم. از خودم کمتر گفته ام، اگر خط را با خودم آغاز کردم باز به تو رسیدم که من خود را چنین تعریف کرده ام؛ من خبرنگارم فدایی مردم ایران، جانباز این مرز پرگهر، من خود را با ایران تعریف می کنم، با جمهوری اسلامی ایران و ارتقای خراسان جنوبی را به عنوان یک هدف در طول توسعه ملی انتخاب کرده ام.

من خبرنگارم...

خراسان جنوبی - مورخ دوشنبه 1393/05/20 شماره انتشار 18755/صفحه 6/گزارش ویژه

/ 0 نظر / 92 بازدید