آیت ا... شیرازی، مردی که عاشق مردم بود

 راز قرار زمین را - فراتر از کوه ها - باید در وجود نورانی اولیای خداوند یافت.آنان که با نگاه و کلام و منش و روش خود، زمین را در مدار بندگی، قراری متین هستند و اصلا سخن از اوتاد از همین روست که آنان هر کدام «وتد» هستند برای قرار زمین و برای اعتلای انسان ها بر مدار عبودیت.

اگر آنان را «آیت ا...» می خوانیم فراتر از شأن و جایگاه علمی شان، به نشانه های خدایی در رفتارشان هم نظر داریم.

آیت ا...عالمی است که نگاه در سیره و تعمق در رفتارش، نشانی هایی از حضرت خداوند به دست می دهد تا جایی که انسان باور می کند پا گذاشتن جای پای آیت ا... او را به ساحت حضرت ا... می رساند و الا اگر این نباشد،«آیت ا...» از مفهوم خویش تهی می شود و از فراوانی دانش، اگر از نور معرفت خالی باشد، خرمنی حاصل نمی آید تا دامنی از آن پر کنیم و توشه راهی باشد تا ما را به دوست برساند.

«آیت ا...» عالمی است عامل که ره توشه ما را نیز در کلام دارد و همه تلاشش نیز این است که آدمیان بیشتری را به مقصد برساند.

آیت ا...یک چراغ روشن است که «می ماند» حتی پس از مرگ. می ماند و راه می نماید، می ماند و به نام نیک خویش به مانایی می رسد. چنان که امام جمعه فقید مشهد، آیت ا... شیخ ابوالحسن شیرازی، در صفحات تاریخ و در صفحات روشن یاد مردم ماندگار شد و هنوز تا سخن از صداقت و اخلاص به میان می آید، یادها به مرور یادگارهای حاج شیخ ابوالحسن شیرازی متبرک می شود.

اگر کسی را گره در کار افتد واز این و آن جا رفتن خسته می شود، باز به یاد عالم مردم دار می افتد که گره گشایی از کار مردم را چونان گشایشی گره های غامض علمی و فقهی عزیز و حتی از آن عزیزتر می شمرد.

آیت ا...تنها لب به دعا و نصیحت نمی گشود، بلکه دستانش به کار حل مشکلات بود و تدبیرش نیز پی خیرخواهی مردمان شکوفا می شد.

او زندگی را ساده می گرفت، اهل زرق و برق و رنگ نبود، خانه اش ساده بود و برای خویش آستین بالا نمی زد. آستین آیت ا... ۲ جا بالا می رفت؛ یکی برای وضو و دیگری برای راه انداختن کار مردم.

من، خود مردی را می شناسم که می گفت: بیمار بودم و بی پول. نیازمند جراحی بودم و گرفتار عسر و حرج. تنها بودم و غریب تا این که بر اثر راهنمایی بنده خدایی، راه به خانه آیت ا... بردم و پیرمرد، دست به نامه شد و نامه اش برایم معتبرترین بیمه بود.

دیگری برایم از شهرکی می گفت که به همت آیت ا... شیرازی برای نیازمندان ساخته شد تا به آبرو، راه به فردا برند و سومی از حل مشکل برنج فروشان می گفت و...

همه پیرمرد را حلّال مشکلات خود می دانستند و هنوز به یادش هستند، اویی که تا بود با مردم بود و حالا نیز جاودانگی اش را مردم در خاطر دارند.

آیت ا...شیرازی اهل جبهه بود و قبل از آن اهل انقلاب، خود را با ولایت معنا می کرد و امامت جمعه را نیز به نیابت از مقام ولایت اقامه می کرد. او خالص و عزیز بود.بی ریا و صادق، لذا حضرت امام خمینی(ره) آن روح زلال و صاحب ضمیر آرام، نیز به دعایش امید داشت و خواهان سلامت او بود « از جناب عالی امید دعای خیر دارم و سلامت جناب عالی را خواستارم» این جمله ای است که امام خمینی(ره) در شهریور سال ۶۱ در پاسخ به نامه مرحوم شیرازی نوشته است. نامه ای که امام جمعه مشهد را «حضرت آیت ا... آقای شیرازی» خطاب کرده است و اهل فن می دانند به کار بردن واژه «آیت ا...» از سوی حضرت امام(ره) چه مفهوم بلند و وسیعی داشت...

حضرت آیت ا... خامنه ای نیز در پیامی به مناسبت رحلت این عالم مردم دار او را چنین می ستایند؛ «حضور شجاعانه این روحانی کهنسال در میدان های مبارزه با رژیم طاغوت و ... نیز تلاش و فعالیتی که در دوران جنگ تحمیلی در جبهه و پشت جبهه نشان دادند سند افتخاری است که از حافظه مردم عزیز این خطه مبارک زدوده نخواهد شد و بی گمان همه ارادتمندان به روحانیت و اسلام یاد و خاطره ایشان را گرامی خواهند داشت.»

آری، شیرازی، شیخ ابوالحسن شیرازی، آیت ا... بود و چراغ راهی که به سوی حضرت حق می رسید. اصلا فلسفه وجودی آیت ا... این است که مردم را به صاحب نشانه برساند ... 

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1392/05/16 شماره انتشار 18472 /صفحه اول و ۷/فرهنگی

/ 0 نظر / 91 بازدید