غدیر است و یک شهر به یا علی (ع) می ایستد

 لب ها به خنده یوسفانه می شود، زیبا و پرشکوه و هر لبخند، پیغامی می شود عارفانه، که دوستی ها را به برادری ارتقا می دهد در مبارک روزی که با شناسنامه غدیر، شناسه عشق و دوستی و ولا می شود. لب ها به خنده یوسفانه می شود و دست ها به کار، تاغدیر را، عید غدیر را، به شکوهی مومنانه گرامی بدارد و این گونه است که اگر چشم شوی به عشق، بر در و دیوار شهر، خط هایی به سبزینه ولایت، خواهی یافت که گل های محبت را شکوفا می کنند، خواهی دید، شرشره های نور را، که شرابه ای از نگاه اساطیر خورشید را نقش می کنند، خواهی دید نور نقره فامی را که از نگاه ماه مردمان، مهتاب می شود، خواهی دید شاعرانی را که شوق غزل آنان را به باران واژه آورده است و واعظانی را که در نعت مولا علی، حرف ها را کنار هم می گذارند تا کلمه شکل بگیرد و از کلمه به کلمه، کلماتی می سازند، که روشنایی جان می شود. خواهی دید مردمان را به هر سن و سال که عیدانه می گویند و عیدانه سپری می کنند، لحظه های پرشکوه غدیر را.....
خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1393/07/20 شماره انتشار 18807/صفحه اول و 5/فرهنگی
/ 0 نظر / 90 بازدید