خانواده هوشیار


نهاد گرم خانواده... خاطرات مشترک.... حرف های خودمانی... مهربانی... خانواده... فکر می کنید این واژه ها شرح حال چند درصد از خانواده های ماست؛ سنگ زیرینی که باید جامعه را بسازد؟ آیا از «هم نشینی» چند نفر خسته، یک خانواده شکل می گیرد که بتوان آن را «نهاد» نام گذاشت؟ آیا از جمعی که هرکدام درگیر مسائل خویشند می توان انتظار شنیدن حرف های خودمانی داشت؟ آی الله راستی با این وضعیت که در برخی خانه ها حاکم است چگونه می توان توقع داشت، کار کرد تربیتی، پرورشی و اجتماعی «خانواده» به منصه ظهور رسد؟ اگر فرصتی برای مطالعه پرونده بزهکاران و مجرمان مختلف فراهم شود، خواهیم دید که آن ها پرورده خانه هایی هستند که به هر دلیل خانواده ای شکل نگرفته یا به طلاق منجر شده است و آن ها فرزند طلاقند و یا -حتی- شناسنامه ای مهر طلاق نخورده است اما دل ها، پر از مهر طلاق عاطفی است، خیلی هم پررنگ. وقتی پای حرف این گونه افراد بنشینیم درخواهیم یافت که در دفترچه خاطرات دلشان کمتر خاطره ای شیرین مشترک با خانواده خود دارند.
اگر می خواهیم جامعه ای داشته باشیم که آرامش در آن موج بزند و سلامت حرف اول اخلاق اجتماعی باشد، باید در برخی«خانه ها» به بازسازی «خانواده» بپردازیم تا به استحکام خانواده های بسامان برسد تا تولیدات این خانه ها به مانند فرزندان خانواده های سامان مند در خدمت جامعه باشند. باید سلامت روان خانواده را چنان تامین کنیم که نیاز به درمان قضایی و پلیسی نباشد. چه خوب می دانیم فرد اگر هم درمان شود باز معمولا نمی تواند به سلامت قبل از بیماری برسد. در مباحث اجتماعی درمان قضایی و پلیسی هم حداکثر جلوی بیماری را می گیرد، پس باید هوشیار باشیم و با هوشیارانه زندگی کردن، «زندگی هوشیار» را هم رونق دهیم. برای این هم نیازمند خانواده هوشیار هستیم، خانواده ای که همه آحاد آن مثل زنجیر به هم پیوسته باشند و نسبت به هم مهربان و هوشیار و چنان که سرماخوردگی هم را تشخیص می دهند، «سرماخوردگی رفتاری» را هم بفهمند و درمان کنند. اگر چنین شد، یک قوه کنترل کننده درون خانوادگی شکل می گیرد که مثل نفس لوامه مراقب عملکرد افراد است و اجازه ارتکاب اعمال ناشایست را نمی دهد. در جامعه اسلامی هم «خانواده» پیوسته و نهادمند است و نتیجه خود را در عملکرد افراد خویش نشان می دهد. پس امروز هم باید با هوشیار کردن آحاد و ساکنان خانه ها از آن ها خانواده ساخت و خانواده را نسبت به سرنوشت اعضای خویش هوشیار کرد، آن وقت خواهیم دید که اگر فرزند،رفتار «نابجا» انجام دهد، پدر و مادر او را به «جا» می آورند و رفتارش را اصلاح می کنند . حرف های خودمانی است که آدم ها را خودمانی می کند تا در میان مسائل خود راحت به طرح «موضوع» بپردازند و با اتخاذ «موضع» صحیح، مشکلات را رفع کنند. فضای گرم خانوادگی است که می تواند از «خامی» جوانی، مرد و زنی «پخته» بسازد که رفتارشان، ناهنجارزدایی شده است. مهربانی است که دل ها را به هم نزدیک می کند و قوای آن ها را برای حل مشکلات روی هم می گذارد تا موانع را از میان بردارند. پس اگر به سلامت افزون تر جامعه می اندیشیم، باید به جامعه کوچک تر که خانواده باشد بیشتر بیندیشیم. اگر به بهداشتی شدن جامعه فکر می کنیم باید برای عمیق تر شدن روابط خانوادگی تدبیر کنیم. اگر نمی خواهیم برای نهادهایی کنترل کننده و... هزینه کنیم، برای خانواده ها برنامه داشته باشیم تا نیازمند این هزینه ها نباشیم و...(ص-۹--اجتماعی)

/ 0 نظر / 91 بازدید