مروت حسنی و پرخاشگری ما

کم نخوانده ایم و نشنیده ایم از رفتار امام حسن مجتبی علیه السلام که در برابر دشمن حتی چنان زیبا رفتار می کندکه «زشت پنداری» او را هم در معرض «پندار زیبا» قرار می دهد، مثل خورشید که حتی سنگ های تیره و کدر را هم به میهمانی نور می برد. کم نخوانده ایم و نشنیده ایم که گاه باطل باوری از «شام» می آمد و بر در خانه مولا امام حسن، هر چه زشتی آموخته بود و شنیده بود را به امام و پدر بزرگوارش مولا علی علیه السلام نسبت می داد و به قاعده این انتظار را داشت که از سوی امام مقابله ای همسان ببیند اما مگر از امامی که سرشار از زیبایی است و جامعه و جان آدمیان را زیبا می خواهد می شود چنین انتظاری داشت، او امام را نشناخته بود اما امام که هم خود را می شناخت و هم او را، با روی گشاده، در را هم بر او می گشود و می فرمود اگر بی پناهی، پناهت دهیم و اگر گرسنه ای سیرت کنیم و اگر نیازمندی، نیازت را برآوریم و...

این رفتار امام مرد شامی باور را به فهم «صبح» و ایمان به روشنی بر می کشید تا لب به قرآن خوانی بگشاید که خداوند خود بهتر می داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد و ایمان خویش را چنین نشان دهد که؛ پیش از این شما و پدرتان بدترین مردم نزد من بودید و اکنون بهترین مردم و... کم اتفاق نیفتاد از این ماجراها که کریم اهل بیت حتی «بدکرداری» برخی مردم را با کرامت باران گونه خود شست و هیچ گاه بدی را با بدی پاسخ نداد، چنان که این خاندان کرم هرگز خون را با خون نمی شستند و بد را با بد پاسخ نمی گفتند بلکه پاسخ بدی را با خوبی می دادند چرا که مبعوث به خیر و خوبی برای همه بودند. اینان امام همه بودند و هستند و امام بر دشمن خویش هم امام است و فلسفه امامت هم به راه آوردن همه آنانی است که پا از راه خیر بیرون گذاشته اند لذاست که در مواجهه امام سجاد با یزید هم شاهدیم که وقتی پسر معاویه از امام راه نجات می خواهد حضرت زین العابدین علی بن الحسین  علیه السلام او را به توبه فرا می خوانند و چگونگی توبه را هم برایش باز می گویند، هر چند او موفق به توبه نشود اما وظیفه و رسالت امام این است که همگان را به حق بخواهند و حتی دشمنان خود را هم به راه صلاح و سعادت رهنمون شوند. امام مجتبی علیه السلام هم با کرامت خویش فقر زدایی اقتصادی و فکری و فرهنگی و معرفتی می کردند و بی آن که رو ترش کنند در کام همه حق خواهان شیرینی و حلاوت سعادت می ریختند و من بر این باورم که ما، امروز، بیش از همیشه محتاج منش حضرت مجتبی هستیم و نیازمند ادبیات گفتاری و رفتاری حسن بن علی و این راه و تنها این راه است که پویندگان خویش را به سعادت می رساند. خوب است در این لحظه های نورانی رفتار خویش را بازخوانی کنیم تا ببینیم چقدر رفتار ما حسنی است تا روزگار ما هم حسنی باشد. آیا بزرگان ما، بزرگی از آن امام بزرگوار آموخته اند که کوچکی برخی را نبینند؟ آیا رجال سیاسی و «حزب مردان» روزگار ما حاضرند آن گونه که امام مجتبی با دشمنان خویش رفتار می کرد با هموطنان خویش رفتار کنند؟ آیا حاضرند از امام که بر عهد خویش با دشمن پایدار بود بیاموزند و بر عهد خود با دوستان و مردم خود وفادار بمانند؟ آیا اگر این گونه بود شاهد این همه وعده های به عمل درنیامده در ساحت های گوناگون بودیم؟ قصد ندارم در این عید مسعود، کامی را تلخ کنم اما معتقدم اگر ما رفتار امام را سرمشق زندگی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود کنیم، به زندگی آرمانی در آرمانشهر اجتماعی دست خواهیم یافت اما زمانی که رفتارمان علوی نباشد به شعار نمی توان بر آن لباس حسنی پوشید. نمی شود بر «ننگ رفتاری های» بعضی هامان، رنگ مجتبوی زد. پس باید در زندگی، کردار و گفتار و پندار، نظر تازه کرد و نیکو هم تازه کرد نظرها را تا بتوان چنان سخن تازه ای گفت که هر دو جهان تازه و معرفت و ایمان و عشق بی اندازه شود چنان که در زندگی باورمندان منش امام حسن شده بود و شده است و خواهد شد. بگذریم، کامتان را شیرین و روزگار همه را حسنی به دعا از خداوند می خواهم اما معتقدم کلید این زندگی، رفتار امام حسن است که با دشمن هم به مروت چنان رفتار می کند که جوانمردی را به او می آموزد. پس شایسته است با درس آموزی از این مکتب، رفتار مردم با مسئولان و مسئولان با مردم به سمت بهتر شدن تعیین مسیر کند و هر روز هم بهتر شود تا دیگر در جامعه شاهد پرخاشگری، رقابت های نازیبا، ناجوانمردی و حذف و تهدید و بدخواهی برای دیگران نباشیم و نه جناح ها را رخ در رخ هم و پنجه در چهره هم ببینیم و نه مردمان را دست بر یقه و خانواده ها را گره بر پیشانی، بلکه رقابت ها را همراه با رفاقت و در قالب «فاستبقوا الخیرات» و دست ها را به مهر بر هم و چهره ها را به لبخند زیبا ببینیم و آن وقت جامعه هم حسنی خواهد شد...

صفحه 02 اخبار ، شماره سریال 17083 ، تاریخ انتشار 870626

 

/ 0 نظر / 87 بازدید