در رسالت روزنامه نگار بودن

من کشاورز زاده ام - پا گرفته در روستای عزیز نوغاب افضل آباد ، از توابع بخش مرکزی بیرجند بزرگ - دیده ام پدر چگونه نهالی را غرس می کرد و چه قدر جان می داد برای آن نهال تا در زمین جا بگیرد و محکم شود و به شکوفه بنشیند و به میوه برخیزد و کام ها را شیرین کند. 

من با همه وجود، حس پدر را می فهمیدم وقتی بذری در زمین می افشاند و جوی آب را به پایش می کشید و بوته های گیاه را با عشق در فصل داشت مراقبت می کرد تا به گاه برداشت برسد. من اثر آن عشق را در بوته ها و درخت ها می دیدم و باور دارم که آن ها طعم عشق را می فهمیدند. اصلا همه عالم عرصه عشق است و میدان محبت. نمی شود خدای حب و مهر چیزی جز به قرار عشق بیافریند. کشاورزی هم عرصه به ظهور رسیدن آن عشق بود در تغزل آب و زمین. 

من کشاورز زاده ام اما تقدیر برایم ماموریتی دیگر نوشته است و زمینم شده است صفحات سفید و پرشمار کاغذ و آب که نقش خود را به کلماتی سپرده است که زلال و جاری در کاغذها به حرکت در آیند و در ضمیر و ذهن و اندیشه مردمان به شکوفه بنشینند و جان ها را حلاوت بخشند. 

چنین شد که من کشاورز زاده، روزنامه نگار شدم تا به کاشت و داشت و برداشت در حوزه ای دیگر همت کنم. اما با همان صداقت روستایی می گویم که جان می دهم پای حروفی که کلمه می شوند و بر صفحات روزنامه می رویند. یکی از جان بخش ترین و روح نوازترین فصل های حیات من نیز در صفحات روزنامه ای رقم خورد که امروز با نام پر افتخار« خراسان جنوبی» چهارده سالگی خود را پشت سر گذاشته و در آغاز سال پانزدهم، به ازای هر سال ، ۱۰ سال پخته تر شده است. پخته تر، حرفه ای تر و اثرگذارتر. 

روزی که من و دو دوست و همکارم، محسن کوهزاد و جواد کرمانی، سوار بر اتوبوس شب، به سمت صبح بیرجند حرکت می کردیم، من به یک تولد فکر می کردم. تولدی که اگر چه سخت خواهد بود اما شیرینی های ناب خواهد داشت. در همان اتوبوس که بیشتر مردم خواب بودند من به دنبال رگه های بیداری بودم و به سوژه هایی فکر می کردم که باید بدان بپردازیم در اولین شماره های روزنامه ای که قرار بود ابتدا به شکل ویژه نامه، همراه روزنامه کشوری خراسان منتشر شود. به بیرجند که رسیدیم، کار را شروع کردیم و روزهای بعد جوانان دیار فرهنگ پرور بیرجند به جمع ما اضافه شدند و اولین شماره « خراسان جنوبی» متولد شد و روزهای بعد و شماره های بعد. 

جوانان بودند که می نوشتند و کلمات بودند که به عشق بر صفحات روان می شدند و روزنامه ای در استانداردهای محلی شکل می گرفت. خود را تکمیل می کرد و پیش می رفت. هر شماره، چند گام از شماره قبل جلوتر بود و ما با همه کمبودها و تنگناها به مدد معجزه عشق، پیش می رفتیم و بن بست ها را می شکستیم و امروز خوشحالم که آن نهال به تدبیر مدیران و همت خبرنگاران به درختی پر ثمر تبدیل شده است که می شود به صفحه به صفحه آن افتخار کرد. ما امروز شاهد روزنامه ای در تراز حرفه ای و با استاندارد های تعریف شده رسانه ای هستیم که برای استان جوان مان یک سرمایه بزرگ و ارزشمند است. ان شاء ا... قدر دانسته شود و جایش همیشه در صدر باشد که صدر نشینی فرهنگ و رسانه، نشان از حاکمیت خرد و تدبیر در جامعه است. من با خداقوتی صمیمی به یاران صمیمی خراسان جنوبی، یقین دارم و اطمینان می دهم این درخت، سایه گسترتر از پیش خواهد شد و در سال های آینده از رسانه موفق« خراسان جنوبی» بیشتر خواهیم شنید. ان شاءا... چنین باد!

 

خراسان جنوبی / شماره : 2741 / شنبه ۲ تير-۱۳۹۷ / صفحه 4و5/ ویژه

 

http://khorasanjonobi.khorasannews.com/?nid=19847&pid=4&type=0

 

http://khorasanjonobi.khorasannews.com/newspaper/BlockPrint/192069

 

file:///C:/Users/asadi-g/Downloads/4.pdf


/ 0 نظر / 106 بازدید